
سرویس حاشیهنگاری _ وحید کرایلی: «نهنگ عنبر» آخرین ساخته سامان مقدم است که پس از حاشیههای فراوان بالاخره روی پرده نقرهای سینما رفت و اکران شد. فیلمی با بنمایه طنز که در قالب یک داستان عاشقانه به صراحت به برخی از مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سالیان پیش و پس از انقلاب اسلامی میپردازد.
داستان فیلم مروری کوتاه است از تولد تا 50 سالگی شخصیت اصلی فیلم به نام ارژنگ صنوبر!
فراز و فرودهای زندگی صنوبر(با بازی رضا عطاران) و عاشقانهای که او با رویا(بابازی مهناز افشار) در تمام این 50 سال دارد! 90 دقیقهی این فیلم را تشکیل میدهند. 17 سال اول زندگی ارژنگ در قبل از انقلاب میگذرد و بعد از آن هم، انقلاب و جنگ و کمیته و سپاه و ...
فیلم پر است از آوازهای قبل انقلابی و آنور آبی! از شهرام شبپره و ابی گرفته تا مایکل جکسون و ... . در قسمتی از فیلم، خوانندهای برای اجرای مراسم در رستوران پدر ارژنگ استخدام میشود که البته همین آدم چندی بعد به یکی از معروفترین خوانندههای آن روزها تبدیل میشود و فیلم با صراحت تمام، تصویر ویدیوی اجرای او در تلویزیون (همان «شو»ی خودمان) را نشان میدهد و این خواننده معروف کسی نیست جز ابی!
«ابراهیم حامدی» که یکی از خوانندگان لسآنجلسی فعلی است، قبل از انقلاب در ایران فعالیت داشته و حالا در آن طرف آب میخواند. وی خوانندهای کاملا سیاسی بوده و در طول سالیان گذشته هم موزیکویدیو و ترانههای مختلفی را با موضوعات سیاسی و در حمایت از جریان ضدِ انقلاب منتشر کرده است. ترانههایی با موضوع انقلاب، فتنه 88 و ... .
به غیر از آواز و رقص و بعضا لودگیهای شخصیت اول فیلم، سفرهای مداوم نامزد او به آمریکا، نقاط عطف فیلم هستند که در تمام مدت تکرار میشوند. ارژنگ صنوبر برای رسیدن به عشق دوران کودکیاش حتی یک بار اقدام به سفر به آمریکا هم میکند اما به دلیل نداشتن کارت پایان خدمت سر از جبهه و جنگ در میآورد! البته از انصاف دور نشویم سامان مقدم صحنههای دفاع مقدسی فیلم را خیلی خوب از کار درآورده است؛ حتی بهتر از خیلی از کارگردانهای به اصطلاح دفاع مقدسی خودمان!
اگر از لایه اول فیلم که همین دیالوگها، رقص و آوازها و طنز موقعیت را شامل میشود، بگذریم به حرفهای جدیتر کارگردان میرسیم که صد البته مهمتر از لایه قبلی است.
سامان مقدم، کارگردان سیاسی «نهنگ عنبر» در سابقه فیلمسازیاش فیلم توقیفی «صد سال به این سالها» را هم در کارنامه دارد که سالهاست در لیست فیلمهای توقیفیی قرار دارد و هنوز هیچ مدیر سینمایی کشور جرات اکرانش را به خود نداده است. «مکس» و «پارتی» هم از دیگر فیلمهای همین کارگردان حاشیهساز سینمای ایران است. با این سابقه سامان مقدم و البته کنایات مبهم و آشکار سیاسی خود فیلم نمیتوان «نهنگ عنبر» را به عنوان یک کمدی خوشساخت مبتذل حساب کرد. «نهنگ عنبر» یک طنز سیاسی است. یک فیلم سیاسی کمیک!
از تمسخر بسیج و کمیته و حزباللهیها که این روزها مثل پخش اذان در بدترین پلان فیلم، معمول شده است که بگذریم از تمسخر شعار «مرگ بر آمریکا» در فیلم نمیتوان به راحتی عبور کرد. این شعار در چند جای فیلم توسط شخصیت اصلی داستان به کار میرود و هر بار نیز با خنده مخاطب همراه میشود! خلق یک موقعیت کمیک و مضحک برای سردادن شعاری که یکی از ارکان هویتی انقلاب اسلامی ایران است، نکتهای است که شاید بعضیها آن را مته به خشخاش گذاشتن بدانند اما نویسنده بر این اعتقاد است که برخی امور از جایگاه و اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند و شوخی و تمسخر آنها به هر اندازهای که باشد، غیر قابل گذشت و چشمپوشی است.
اگر سابقه کارگردان، بازیگر نقش اول(رضا عطاران) و تمامی حواشی فیلم را هم نادیده بگیریم باز هم شوخی با شعاری که برای بقایش خون صدها هزار شهید ریخته شده، آنقدرها ساده نیست که هرکسی به خودش اجازه بدهد از تریبون رسمی و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را داد بزند! اما چه فایده که سریال اکران فیلمهای مسالهدار در سازمان سینمایی خیلی وقت است که کار خود را شروع کرده است و همه هم به تماشایش نشستهاند! راستی آنهایی که برای اکران گشت ارشاد و زندگی خصوصی روبروی وزارت ارشاد تجمع کردند حالا کجا هستند؟!
آیا جمله «پرچم دشمن شرت ماست»* بدتر است یا خندیدن به شعار مرگ بر آمریکا؟!
* اشاره به یکی از جملات فیلم گشت ارشاد