
به گزارش حلقه وصل: محمدمهدی طهرانچی که جامعه دانشگاهی او را فرمانده سپاه دانایی در سنگرهای دانشگاهی وطن میدانستند در بامداد 23 خردادماه 1404 با حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید تا دشمن به جهانیان نشان دهد آنگاه که از مهار اندیشه عاجز ماند، تفنگ ترور را بهدست خواهد گرفت.
غافل از آنکه خون دانشمند، بذر هزاران بیداری است و شهادت مردان علم، آغازگر قلههایی تازه از آگاهی است.
محمدرضا طهرانچی فرزند شهید طهرانچی که حضور پدر را حتی در سکوت، سرشار از احساس میداند میگوید که در همان روز حادثه هم به او گفته بودند که از تهران خارج نشود اما پدرم میگفت این اتفاق بالاخره روزی پیش میآید و کاملاً آماده بودند.
وی از حسی ناگفته در دل کودکیاش صحبت میکند و میگوید که حس یک اتفاق همیشه با ما بود، در زمان شهادت شهید شهریاری من که یک بچه مدرسهای بودم این احساس را گرفتم به دلیل اینکه ما در یک محله زندگی میکردیم و من حس میکردم که این اتفاق به ما هم نزدیک است.
به گفته محمدرضا، بابا چندان درباره دوستیاش با شهدا صحبت نمیکرد، اما این اواخر در این باره بیشتر حرف میزد که همین مسأله حس یک اتفاق را در دل خانواده ایجاد کرده بود.
وی میگوید که اخیرا احساس بابا نشان از اتفاقی بزرگ داشت که این حس پس از شهادت شهید فخریزاده عمیقتر شده بود.
فرزند شهید طهرانچی میگوید که بابا به شدت مراقب بود و اهل بیاحتیاطی نبود و همیشه به من میگفتند که خطر در نزدیکی محلهای ثابت مانند خانه و محل کار بیشتر است، حتی همراه با خانواده در خودرو نمینشستند زیرا نمیخواستند در صورت بروز اتفاق، ما هم درگیر شویم.
خاطرهای از روزهای پایانی در ذهن او زنده است و میگوید که سهشنبه از ایشان پرسیدم که آخر هفته سفر نمیروید؟ گفتند نه، اوضاع قرمز قرمز است و ما نمیتوانیم خارج از شهر برویم، گفتم قرار است اتفاقی بیفتد؟ گفتند نه، هرچه خیر است.
این روایت، تصویری است از ایمانی راسخ، آمادگی برای فداکاری و عشقی عمیق از پدر که در دل فرزند زنده نگه داشته شده است.