
سرویس حاشیه نگاری: اعتراض در لغت به خورده گرفتن، ایراد گرفتن، تعرض و... معنا میشود و ادبیات اعتراض با تعابیری چون «ادب مقاومت»، «ادبیات زیرزمینی»، «ادب شورش» یا «ادب ستیز» تعریف میشود. به نظر میرسد این نوع از ادب (نظم، نثر) از میان آثار گویندگان و نویسندگان ایرانی به آن دسته از سرودهها و نوشتهها اطلاق میگردد که به نوعی روح انتقاد یا اعتراض یا مقاومت شاعر یا نویسنده را در برابر انحرافات اجتماعی، سیاسی و... منعکس میکند.
به طور کلی شعر اعتراض شعری است که بر وضع موجود میشورد و همواره با کژیها، ناعدالتیها، ظلمها مبارزه میکند. پیشنیه شعر اعتراض در ادبیات فارسی را میتوان دورههای آغازین شعر فارسی دانست. برخی از منتقدان سابقه شعر اعتراض را به دورههای اول شعر فارسی در قرون پنجم و ششم هجری میرسانند و اولین تجارب این گونه شعری را در آثار شاعرانی چون ناصرخسرو قبادیانی و سنایی غزنوی میجویند. بر همین اساس میتوان ادامه این خط را در دورههای بعدی و در شعر سبک عراقی و هندی نیز جستجو کرد و به شعر مشروطه و دوره معاصر رسید.
اما یکی از مسائلی که وجود دارد این است که شعر اعتراض در دوران کنونی کمتر مورد توجه شاعران قرار میگیرد و شاید بسیاری از بزرگان ادب فارسی آن را در دوران معاصر از اساس رد کنند. این مسئله شاید به این خاطر باشد که در گذشته و دورانهای حکومتی قبل شاعرانی که شعر اعتراض میسرودند با مجازاتهای سختی مواجه میشدند و معمولا حاکمان و مسئولان حکومتی با آنها دشمنی و سرگرانیهای زیادی داشتند و این سابقه استبدادی موجب تصور اشتباهی در میان شاعران معاصر شده باشد که شعر اعتراض گفتن باعث تبعات سنگینی علیه آنها خواهد شد.

اما آیا در دوران انقلاب اسلامی نیز همین رویکرد در قبال شعر اعتراضی وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال باید مروری داشته باشیم بر مبانی اسلامی و حرکت مردمی که باعث ایجاد انقلاب اسلامی شد و روحیه انقلابی را مورد بررسی قرار دهیم. انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن با دیگر نمونههای حکومت در جهان و در دورههای تاریخی گذشته تفاوتهای زیادی دارد. ماهیت انقلاب اسلامی حرکتی عقیدتی و فرهنگی است که بر پایه ایمان و باورهای مردمی استوار شده است. خاستگاه اصلی این انقلاب اراده جمعی تودههای متعهد و آرمانخواه اسلامی بوده است و تثبیت و بقای آن نیز در گرو همین ارتباط است.
از منظر دیگر انقلاب اسلامی در اعتراض به حکومت استبدادی و ضد اسلامی وقت بوجود آمد و بقای این انقلاب نیز در حفظ روحیه انقلابیگری و اعتراض به مسئولین آن به جهت بروز انحرافات از مسیر اصلی و تلاش برای بازگرداندن قطار انقلاب به مسیر اصلی خود است.
شعر و ادب فارسی از دیرباز به عنوان قدرتمندترین ابزار فرهنگی-تبلیغاتی بوده است و از سدههای اول شعر فارسی شاهد جایگاه ویژه آن در میان فارسیزبانان بودهایم. در شکلگیری انقلاب اسلامی نیز شعر تاثیر مهمی داشته و شاهد بودهایم که بسیاری از شعارها و رجزهای مردم انقلابی اشعار حماسی و شاعران انقلاب بوده است و به عبارتی شعر مردم را در مبارزه با استبداد یکصدا و یکپارچه کرده است.

پس طبیعتا شعر اعتراض اگر با توجه به مبانی اسلامی و انقلابی و جهت انتقاد از برخی اقدامات و ناعدالتیهای اجتماعی و نه نفی و انکار اساس انقلاب و نظام اسلامی باشد در همان جهت اهداف و آرمانهای اصیل انقلاب خواهد بود.
نکته دیگر این است در سالهای اخیر و خصوصا در دیدارهای سالانه مقام معظم رهبری با شاعران، اشعار انتقادی و اعتراضی در چهارچوبهای انقلاب و اسلام خوانده شده و مورد استقبال رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است که این موضوع خود نشاندهنده تفاوت دیدگاههای یک رهبر انقلابی و استقبال ایشان از انتقاد نسبت به دیگر حکومتهاست.