
سرویس معرفی: محمد سعید بیلکار از حافظان جوان قرآن کریم کشورمان و جوانترین دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد و همچنین مقطع دکتری تاریخ دانشگاه تهران محسوب میشود. وی علاوه بر تحصیل در مقطع دکتری دانشگاه تهران به تدریس عربی برای داوطلبان کارشناسی ارشد عربی و دروس الاهیات نیز مشغول است. بیلکار علاوه بر این به ورزش پرهیجان پارکور نیز علاقه زیادی دارد و در این رشته ورزشی فعالیت نیز دارد و همچنین اهل شعر است و گاه گاهی نیز شعر میسراید.
چندی پیش در خدمت این استعداد درخشان بودیم و با وی گفتگویی جالب و خواندنی داشتیم که قسمت اول آن را در ادامه میتوانید ملاحظه بفرمایید.
آقای بیلکار به عنوان اولین سوال بفرمایید چه شد که در سنین پایین وارد فضای قران و حفظ قرآن کریم شدید؟
خانواده ما جو مذهبي دارد، مادرم مدرس قرآن كريم و برادرم هم حافظ موضوعي قرآن است. از همان دوران خردسالي هم خانوادهام دوست داشتند در محيط سالمي تربيت شوم به همين منظور پدرم من را به مهد قرآن فرستاد. در اين مهدها علاوه بر دروس مقدماتي كه به كودكان آموزش ميدهند آنها را با روخواني و حفظ قرآن نيز آشنا ميكنند و همان زمان شروع خوبي براي علاقهمندشدن من به قرآن بود. علاوه بر اينكه مادرم هميشه از 2 برادر بزرگتر من تعريف ميكرد مثلا به من گوشزد ميكرد كه وقتي برادرت همسن تو بود 50 آيه از سوره بقره را حفظ بود و من را تشويق ميكرد كه بيشتر و بهتر از برادرم مفاهيم قرآن را ياد بگيرم. يكي از همسايههايمان حافظ كل بود و من در يك تابستان با كمك او 10 صفحه از قرآن را حفظ كردم اما با شروع مدرسه مجبور شدم آن را رها كنم.
يك روز مادرم از خانه همسايهمان آمد و گفت آنها ميخواهند پسرشان را بگذارند كلاس قرآن كه البته مسيرش ميدان امامحسين بود و تا منزل ما خيلي فاصلهداشت. ما ساكن محله كن بوديم و حدودا يك ساعت راه بود. خب اول تابستان بود؛ درست وقتي كه من براي كل تابستانم نقشه فوتبال بازيكردن با بچههاي محلهمان را كشيده بودم. ابتدا با پيشنهاد مادرم مخالف بودم اما مادرم گفت يك هفته بروم و اگر خوشم نيامد ديگر ادامه ندهم. همان جلسه اول چند حافظ قرآن را روبهروي ما گذاشتند و گفتند از آنها سؤال قرآني بپرسيم. من هم پرسيدم كدام همسر امام به 11 امام محرم است و به يكي از آنها نيست؟ مجري از سؤالم خوشاش آمد و نخستينبار كه در جلسات قرآني تشويق شدم آنجا بود و من از همان جا شيفته مؤسسه «جامعه القرآن» شدم. بعد از يك ماه، پدرم گفت سعيد جان، الان يك جزء را حفظ كردهاي من هم جايزهاي را كه ميخواستي برايت ميگيرم. اگر ميخواهي ميتواني ديگر به كلاس حفظ نروي. گفتم نه، خودم خوشم آمده است، اين شد كه سال پنجم ابتدايي را مدرسه نرفتم و به جاي آن از ساعت 7صبح تا يك بعدازظهر كلاس حفظ قرآن و مفاهيم را گذراندم و مفاهيمي را ياد گرفتم كه الان آنها را بهعنوان استاد به ديگران تدريس ميكنم. در هر آزموني كه بهصورت دورهاي از ما ميگرفتند در رقابت با افرادي كه 20-10 سال بزرگتر از خودم بودند اول يا دوم ميشدم.
آیا جامعهالقرآن برای همه مقاطع سنی آموزش دارد؟
بله، جامعهالقرآن برای همه گروه سنی از سه سال تا شصت سال برنامه دارد. مثلا دو سال پیش یک حاج آقایی در سن شصت سالگی در دوره یک ساله حافظ کل شد.
یعنی مثلا دانشجوها و افراد 30 یا 40 ساله هم میتوانند ظرف 15 ماه حافظ قرآن شوند؟
این موضوع بسته به توانایی شماست. حفاظ دانشجوی ما دیگر اینطور نیستند، دانشجوها میگویند که ما روزی سه ساعت میتوانیم اینجا باشیم. خب براساس سه ساعت تنظیم میکنند دیگر یکسری کلاسهایی مثل کلاسهایی مثل مفردات و تفسیر و اینها ندارند صرفا کلاسهای حفظشان را میآیند و میروند. بسیار جمعیت زیادی هم هستند. مثلا اگر حفاظ نوجوان در سال حفظ ما بیست نفر بودند بیست و پنج نفر هم حفاظ دانشجو و طلاب و شاغل بودند و جامعهالقرآن خوبی که دارد این است که برای همه افراد در همه رنج سنی برنامه دارد و این خیلی خوب است و خیلی به همه افراد کمک میکند.
در چه مسابقاتی شرکت کردید و چه مقامهایی کسب کردهاید؟
در حوزه حفظ قرآن کریم الحمدالله مسابقات کشوری بنیاد شهید در رشته حفظ کل، رتبه سوم را کسب کردم. در آزمونهای کشوری وزارت ارشاد، در رشته حفظ کل و حفظ بیست جزء در هر دو مسابقه نفر اول شدم و همچنین در آزمونهای مسابقات وزارت اوقاف در استانی هم رتبه دوم را کسب کردم. در حوزه محافل هم توفیق داشتم هم سال 90 و هم سال91 در محضر مقام معظم رهبری اجرای برنامه داشته باشم، سال اول بعنوان حفاظ نور بودیم، سال دوم بعنوان چهار حفاظ نخبة کشور بنده بودم و آقای محمدعلی اسلامی و آقای محمدمهدی حقگویان و جناب آقای علی امینی بودند که برنامه داشتیم و بعد خدمت محضر حضرت آقا رسیدیم.
یکی از مسائلی که در همه حوزهها خصوصا حوزه قرآن وجود دارد بحث مسابقات قرآنی است و این موضوع موافقان و مخالفانی دارد. نظر شما درباره مسابقات قرآنی چیست؟
مسئله مهم این است که حفاظ ما و حالا چه بسا قاریان ما دارند مسابقاتی میشوند، یعنی ترسیمشان این میشود که منِ پانزده ساله حتما بیست و دو سالگی نفر اول مسابقات ایکس شوم. واقعا در منظومه قرآنی و در منظومه زندگی ما نفر اول مسابقات بینالمللی شدن، چه جایگاهی دارد نسبت به اینکه شما بتوانید ده تا حافظ پرورش دهید یا اینکه شما بتوانید دو تا کتاب مفید در حوزه قرآن بنویسید، کدام مهمتر است؟
من نمیگویم آدم رقابتی نیستم اما آموزههای دینی ما میگویند که «تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا» اگر من بیایم بخاطر یک مسابقه با فلان دوست حافظم به مشکل بربخورم خب من دارم راه را اشتباه میروم اما متاسفانه چنین چیزهایی دیده میشود یعنی این آسیبشناسیها باید بشود و اینکه واقعا باید هدف حفاظ ما عوض شود.
در ترتیل از چه اساتیدی استفاده میکنید؟
در ترتیل از اساتید مصری استفاده میکنم، چون میدانید همه اساتید مبنای ترتیل را بر تقلید از منشاوی توصیه میکنند. ما با منشاوی شروع کردیم و مقداری از افراد دیگر، بیشتر از قاریان حجازی مثل سعد القامدی و اینها، مثلا محمد ایوب کار کردم و همچنین از مشارالعقاصی نیز استفاده کردم.
الان که حافظ قرآن شدهاید، روزی چقدر قرآن میخوانید یا به عبارتی مرور میکنید؟
حفاظ باید روزی چند ساعت مرور داشته باشند، حفاظی که دیگر از تاریخ حفظشان از پنج شش سال میگذرد باید روزی یکی دو جزء مرور داشته باشند. اگر هم ابتدای حفظ باشد شما باید روزانه سه جزء را در یکی دو سال اول مرور داشته باشید و وقتی از این میگذرد باید روزی یک جزء دو جزء را بخوانید اما متاسفانه به دلیل مشغله ممکن است این حدش کمتر شود حالا یک روز دو روز مرور نشود و یک مقدار برنامه برهم بریزد که این موضوع به نظرم جای تاسف است.
به غیر از قرآن چه فعالیتهای دیگری دارید؟
الحمدالله من فعالیتهایم را سعی کردم که یک مقداری متنوع کنم به این جهت که آدم پرجنبوجوشی بودم یعنی خودم علم نداشتم به اینکه مثلا شما پنج تا فعالیت انجام دهید خوب است یا بد است، صرفا آدم پرجنبوجوشی بودم و دوست داشتم که کارهای مختلفی را انجام دهم به همین خاطر الحمدالله هم شعر کار میکنم و هم درحوزه ورزش فعالم و ورزشی به نام پارکور.
چرا پارکور؟!
پارکور یک ورزش فرانسوی است که توسط ریمون بل پایهگذاری شده است و تعریفی که برایش گفتند یعنی هنر جابجایی از الف به نقطه ب در سریعترین زمان. همچنین درکنارش فرینانیگ قرار میگیرد که رفتن از نقطه الف به نقطه ب با زیباترین حرکت است. من پارکور را بعنوان ورزشم انتخاب کردم به چند شاخصه به این دلیل که هیجان خوبی دارد، شما میتوانید دید هنری در آن داشته باشید و پرجنب و جوش است به این سه دلیل و دلایل دیگر پارکور را انتخاب کردم. حدود چهار سال است دارم بصورت تخصصی پارکور کار میکنم و در دو تا فستیوال کشوری توانستم حائز رتبه شوم. فستیوال کشوری پارکور سال 94 اول شدم و در سال 95 فستیوال کشوری فرینالینگ هم رتبه دوم را کسب کردم.
الان در زمینه قرآنی فقط بخش تدریس دارید یا فعالیتهای دیگری هم دارید؟
رشته ما رشته علوم الهیات و قرآن و حدیث است و عملا همه فعالیتهای من در حوزه قرآن کریم شکل میگیرد. مثلا خود پایاننامه من تاثیر موجب اعراب در ترجمههای قرآن عملا به صورت مستقیم به قرآن کریم مربوط بود. مقالاتی را در حوزه تطبیق نظریات فرمالیسم روسی با قرآن کریم را کار کردم که هنوز چاپ نشده است. آشناییزدایی در حوزه داستانهای قرآن کریم، یکی این بود و یکی دیگر بررسی تکامدهای نحوی قرآن و ارتباط آنها با بحث آشناییزدایی نحوی، اینها را کار میکنم و تدریس هم به نوعی دارم و حالا تدریسم بیشتر در حوزه ادبیات عرب است ولی تدریس قرآن کریم هم کم و بیش دارم.
تدریس را از کجا آغاز کردید؟
تدریس من از موسسه تبیان شروع شد اما الحمدالله با یک کانالی که زدم یکباره کانال مورد توجه قرار گرفت. به این معنا که کانال در عرض یک ماه به بیش از هزار نفر رسید و در همانجا تدریس مبادیالعربی چهار را داشتم در قسمت نحو که در این بیست و هشت جلسهای که برگزار شد الحمدالله متوسط هر کدام هشت هزار تا بازدید داشت که این برای خودم بسیار رضایتبخش است. کارگاههایی را برگزار میکنیم در حوزه کنکور دکتری هم رشته الهیات و هم ادبیات عرب و هم ادبیات فارسی که حالا کارگاههای دو روزه و چند روزه است، نتایج هم خوب بود یعنی کلاس مجازی قبلی که برگزار کردیم رتبه تک رقمی پنج داشت، رتبه بیست و سه داشت و امیدواریم که حرف اصلی دانش که به نظرم فهم است نه صرفا چیزهایی دیگر را بتوانیم منتقل کنیم و دوستان بتوانند برداشت و رضایت کافی را از کلاسها داشته باشند.
از چالش هایحفظ قرآن کمی توضیح دهید و مشکلاتی که در مسیر حفظ قرآن وجود دارد.
به نظرم چالشهایی که حافظان قرآن با آن مواجه میشوند یکی خودغرّگی است که یک چالش خیلی مهم است و دوم اینکه حفاظی که در سن خیلی پایین حفظ میکنند، از لحاظ دور شدن از جامعه را میگویم، چون یک سال مدرسه نمیروند و یک سال عملا نوعی آزادی پیدا نمیکنند یک مقدار برگشت به مدرسه برایشان سخت میشود.
راجعبه اولی توضیح دهم. ببینید حفظ قرآن کریم واقعا مقدس است در بسیاری از روایات داریم که پیامبر اکرم(ص) میگویند که اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل. روایت دیگری داریم که میگوید من قراء القرآن و هو شاب المومن اخطلت قرآن به لحمه و دمه. دوستان میدانند قرائت یک معنایش معنی خواندن است معنی اصلی که دارد از ریشه قراء به معنی جمع کردن است و به حفظ قرآن هم اطلاق میشود. روایت خیلی زیاد است تا حدی که کتابهایی درباره حفظ قرآن نوشته شده است پس در مقدس بودن حفظ قرآن کریم ابتدا شکی نیست اما حفاظ ما همیشه باید توجه داشته باشند همانطور که حضرت آقا میگویند حفظ قرآن کریم باید مقدمهای برای تدبر باشد. مقدمهای باشد برای عمل، این هم همین است.
حفاظ ما فکر نکنند که صرفا حافظ قران شدند، شدند یک تافتة جدا بافته که مثلا با صد نفر افراد دوربرشان فرق میکنند، اصلا این طور نیست یک حافظ قرآن دقیقا مثل یک آدم دیگر است و اگر هم قرار باشد مثل آدم دیگر نباشد خودش نمیتواند این اجازه را به خودش بدهد که خودش را تافته جدا بافته بداند. متاسفانه یکی از معضلاتی که وجود دارد حفاظ ما خودشان را جدا میدانند. همه حفاظ را نمیگویم من دارم به چالشها اشاره میکنم. بعضی از حفاظ ما خودشان را جدا میدانند و این جدا دانستن سبب میشود که آن فرد نوجوانی که او هم پتانسیل حفظ را دارد بگوید بله من حافظ قرآن شوم که مثل این مغرور شوم! پس خیلی خوب است که حفاظ ما بعد از این تازه وارد اجتماع شوند و با افراد مختلف تعامل داشته باشند افرادی را به صرف حافظ قرآن نبودنشان و به صرف مذهبی نبودنشان، از خودشان طرد نکنند. شما باید بعنوان یک حافظ قرآن سفیر قرآن کریم باشید.
دوم اینکه متاسفانه حفاظ ما که در سن پایین حفظ میکنند همه را نمیگویم، یک دسته از حفاظی که سن خیلی پایین مثلا سن هفت هشت سالگی نه سالگی، تاکیدم روی این سه سال است، باز تاکیدم روی هفت و هشت است یا پایینتر حفظ میکنند دیگر برگشت به مدرسه برایشان سخت میشود و یکسری رفتارها در آنها دیده میشود که شاید بچهگانه به نظر میرسد.
سومین چالش اینکه حافظ قرآن ما بعد از حفظ قرآن گویی اهدافشان تمام میشود. انگار حفظ قرآن یک چیزی بود که رسیدن به آن تمام شد و رفت. در صورتی که گفتم حفظ قرآن مقدمه است. خیلی جالب بود من اولین جلسهای که حفظ قرآنمان تمام شد، حاج آقا میرعلی آمدند سر کلاس و گفتند فکر نکنید کار ما تمام شده است کار شما از اینجایی که نشستید تازه شروع میشود. خب با این دید باید افراد پرورش پیدا کنند. حفظ قرآن نباید نقطه پایانی باشد، شما پس از حفظ قرآن خیلی کارهای دیگری دارید، خیلی کارها در حوزه پژوهشهای قرآنی، حوزه کسب رتبهها، که البته خودم خیلی موافق مسابقات نیستم اما پژوهش قرآنی، برگشتن به زندگی عادی، پیشرفت بعنوان پزشک حافظ قرآن، پیشرفت بعنوان خبرنگار حافظ قرآن، پیشرفت بعنوان مهندس حافظ قرآن، اما ما چنین چیزهایی را مشاهده نمیکنیم یا اگر هم مشاهده کنیم خیلی درصد کمی از افراد هستند. یعنی حافظان قرآن ما انگار مثلا یک چیزی را بدست آوردند که دیگر قرار نیست هدف دیگری را برایشان متصور باشد واین خوب نیست و این متاسفانه یک ضعف است.
ادامه دارد...