
سرویس حاشیه نگاری _ محمد زندی: وقتی از فضای مجازی میخواهیم صحبت کنیم، باید قبل از هر چیزی از تحولات مثبتی که این فناوری ایجاد کرده بگوییم. بیتردید کسی نمیتواند منکر تاثیرگذاری مثبت کارکردهای فضای مجازی و سهولتی که آن در ابعاد زندگی انسانها ایجاد کرده است، باشد. زمان زیادی از روزگاری که برای پرداخت یک قبض ساده باید در صف بانک میایستادیم، نگذشته است اما امروز در حالی که روی مبل منزلمان نشستهایم، با تلفن همراهمان در کمتر از یک دقیقه این کار را انجام میدهیم.
اما فضای مجازی به هر میزان که تاثیرات مثبت غیرقابلانکاری داشته است، نمیتوان از تاثیرات منفی و گاها مخرب آن نیز غافل شد. البته باید این را پیش از هر چیز متذکر شد که این ذات فناوری نیست که مخرب است، بلکه عملکرد انسانها است که وجوه منفی یک فناوری را بروز میدهد. یکی از آثار منفی فضای مجازی که از آن به عنوان زندگی دوم یاد میکنند، بحران هویت در انسانها است.
ابتدا باید تعریفی از هویت داشته باشیم؛ هویت را جامعهشناسان مجموعهای از مشخصات اساسی که در اجتماع، فرهنگ، خانواده و روان انسانها شکل میگیرد، تعریف میکنند. بر این اساس هویت به دو دسته جمعی و شخصی تقسیم میشود. هویت جمعی توسط ساختار جامعه تعریف میشود و افراد با توجه به بستر ایدئولوژیک، فکری و آموزشی اجتماعی که در آن هستند، هویت جامعه خود را تشکیل می دهند که عموما مغلوب شرایط جامعه است و افرادی که بخشی از این هویت را تشکیل دهند، هنجارهای جامعه محسوب میشوند.
اما هویت فردی گستردهتر و پیچیدهتر از هویت جمعی است، زیرا گاهی هویت جمعی فرد نه تنها مبین هویت فردی و باطنی فرد نیست، بلکه گاه در تضادی کامل با آن قرار دارد ولی فرد به دلیل حضور در جامعه و از روی اجبار جامعه، خود را همسان هویت جمعی نشان میدهد. هویت فردی عموما نتیجه مستقیم خانواده، اقلیم و البته تا حدودی نیز جامعه اطراف خود است. هویت فردی یا باطنی افراد از لایحههای گوناگونی تشکیل شده است که گاه ظهور و بروز مییابد و گاه فرد برای همسویی با اجتماع از بروز آن خودداری میکند و البته گاهی نیز همسو با جامعه است و این به جز عادتها فردی است که هر شخصی میتواند داشته باشد.
انسانها همانطور که از جامعه اطراف خود تاثیر میپذیرند، در فضای مجازی نیز تحت تاثیر قرار میگیرند. در واقع اگر در زندگی حقیقی افراد در مقیاس جغرافیایی با جامعهای محدود روبهرو هستند، در فضای مجازی این محدودیت کاملا برداشته میشود و افراد با هر نقطهای از جهان میتوانند ارتباط داشته باشند و این ارتباط بدون شک بیتاثیر در هویت انسانها نخواهد بود. افراد اگر در بروز هویت باطنی خود در جامعه با مشکلاتی روبهرو هستند، ولی از بروز آن در زندگی دوم یا همان فضای مجازی به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد آن عبایی ندارند.
به طور کلی فضای مجازی از جذابیتهای بسیار زیادی برخوردار است و حال که افراد میتوانند در پشت پروفایلهای خود پنهان شوند، این جذابیت که نشات گرفته از ناشناخته بودن است، دو چندان میشود و به همین ترتیب ظهور و بروز آن نیز بیش از هر دنیای واقعی خواهد بود. زیرا میتوانند با هویتی غیر حقیقی از دنیای اطراف خود، با انسانهای دیگر تعامل کنند. در حقیقت انسانها در فضای مجازی فرصت پیدا میکنند خودشان را نه با هویت نظاممند اجتماعی و اعتقادیشان بلکه بر اساس باطن و میلشان عرضه کنند.
انسانها بنا به مشکلات، سرکوبها و امیالی که دست نیافتهاند، در فضای مجازی تمایل دارند آن چیزی باشند که در حقیقت نیستند و در واقع نمایشی از آن چیزی که دوست دارد باشند، ارائه میدهند و به این شکل هویت جدیدی را برای خود تعریف میکنند و اینجاست که بحران هویت خود را نمایان میکند.
در تعاملات اجتماعی معمولا یک ترس و نگرانی برای معرفی خودمان داریم. به عنوان مثال وقتی به خانمی که علاقهمند هستیم و در یک مکان عمومی با او مواجه میشویم، خودداری میکنیم، اما این ترس در فضای مجازی از بین میرود و در این فضا بازدارندگی شخصیتی انسان جای خود را به خودافشاگری میدهد.
البته این خودافشاگری ممکن است واقعی نباشد، یعنی در پروفایل فرد تصویری باشد که متعلق به این شخصی نیست ولی قاعدتا تصویری را روی پرفایلش میگذارد که در ضمیر ناخودآگاه خودش میخواهد یا دوست دارد باشد. البته گاهی نیز ممکن است آن تصویر و اطلاعاتی که نمایش میدهد حتی بر خلاف میل شخصی و علاقهاش باشد که این کار ممکن است برای دوستیابی و یا نیرنگ و فریب باشد.
البته تغییر هویت دلایل دیگر هم میتواند داشته باشد. گاه افراد برای کسب جایگاه و تشخص که یک امتیاز برای افراد است، اقدام به ایجاد هویتهای جعلی میکنند، زیرا وقتی فرد در شبکههای اجتماعی لایکها و دوستان بیشتری پیدا میکند، امتیازات بیشتری برای خود میبیند و احساس عمیق ارزشمند بودن، قابل قبول بودن، دیده شدن و رهایی از احساس تنهایی و بیکسی در او ایجاد میشود.

البته افراد بسیاری نیز با همان هویت واقعی خود در فضای مجازی حضور دارند که عموما این افراد از شرایط اجتماعی، زندگی و روانی مساعدی بهره میبرند. نکته مهم این است که رابطه مهمی میان اعتقادات و هویت در فضای مجازی وجود دارد. عموما افراد متدین و متعقد کمتر تحت تاثیر شرایط قرار میگیرند و به همین لحاظ در محیطهای گوناگون سعی میکنند آنچه که هستند را نشان دهند و عبایی از بیان اعتقادات خود که ساختار هویتشان را تشکیل میدهند، ندارند.
مجموعه این مباحث تنها به یک نقطه ختم میشود؛ امروز با گسترش زندگی دوم، با افرادی با ماسکهای رنگارنگ و عموما غیر واقعی و البته زیبا، روبهرو هستیم که کار تشخیص هویت حقیقی افراد را در این فضا مشکل و در نتیجه گام نهادن در این دنیای مجازی را خاطرناکتر میکند، زیرا مشخص نیست آن کسی که دارید با او صحبت میکنید، همان کسی باشد که خودش را معرفی میکند.
نسخهای که برای حل این بحران باید پیاده کرد این است که تعاملات در فضای مجازی نباید هم ردیف دنیای واقعی محسوب شوند. شما هیچ وقت به کسی که پشت در است و نمیشناسید، اعتماد نمیکنید و در را برای او باز نمیکنید. بنابراین در فضای مجازی با بستن در، تعاملات خود را محدود نگاه دارید و به جز کسانی که در دنیای واقعی میشناسید، به کس دیگر اعتماد نکنید، زیرا در غیر این صورت ممکن سرنوشتی مانند شنگول و منگول در انتظارتان باشد!