
سرویس حاشیه نگاری: حمید فرخ نژاد بازیگری نامآشنا در عرصه سینما و تلویزیون کشور است که این روزها به واسطه حرف های جنجالی و توهین آمیزی که زده، نامش نقل محافل و رسانه ها شده است.
فرخ نژاد در گفتگویی با یکی از سایت های اینترنتی گفته است که «میخواهم مردم ایران نباشند اما خم به ابروی پسرم نیاید، و در بخش دیگری نیز گفته است با این وضعیت اقتصادی در ده هزار دلاری که ماهانه باید برای خانواده ام بفرستم مانده ام.» اما در نوشتار زیر میخواهیم به چند نکته درباره این صحبت های فرخ نژاد اشاره کنیم.
1- بازیگران و چهره های مطرح و محبوب سینما که این روزها با عنوان سلبریتی از آنها یاد میشود مدتهاست صورتکی بر چهره زده اند تا مردم چهره واقعی و حقیقت آنها را نبینند. آنها که سالهاست خود را حامی ایران و مردم ایران می نامند، بزگترین دغدغه هایشان حمایت از حقوق حیوانات، رفتن به فستیوال های جهانی، برنده شدن جوایز بین المللی و... است اما با ظاهری خویشتن دار و مردمی به گونه ای رفتار میکنند که همچنان در نزد مردم محبوب باشند. حمید فرخ نژاد که بارها و بارها خود را از جنس مردم قلمداد کرده و خود را در قبال آنها مسئول و دغدغه مند می داند این روزها و در این اوضاع کمرشکن اقتصادی که دولت مورد علاقه او برای مردم رقم زده است بزرگترین دغدغه اش کسب 10 هزار دلار برای مخارج فرزندش در آمریکاست. 10 هزار دلاری که این روزها با احتساب دلار 15000 تومن معادل 150 میلیون تومن یعنی برابر با حقوق بیش از 100 کارگر ایرانی است که هر ماه توسط این شخص از کشور خارج و برای زندگی فرزندش به آمریکا فرستاده می شود. موضوع زندگی فرزند در خارج از کشور تنها مربوط به حمید فرخ نژاد نیست، بسیاری از دیگر سلبریتی ها و حتی برخی از مسئولین نیز وجود دارند و فقط خدا می داند که ماهانه چه مقدار ارز برای تامین رفاه آنها از کشور خارج می شود.
2- سلبریتی های ایران، همانطور که گفته شد با نقابی زیبا از مردمی بودن و دغدغه داشتن در عرصه های مختلف حضور پیدا میکنند اما شاید بتوان گفت هیچگاه در دلشان ارزشی برای وطن و مردم ایران قائل نبوده اند؛ به عنوان مثال در انتخابات سال قبل امیر جعفری از دیگر بازیگران خودسیاستمدارپندار مزایای دولت محبوبش را در رفتن بی دغدغه و راحت به فستیوال های مختلف جهانی می دانست. بسیاری دیگر از این سلبریتی ها نیز با مطامع سیاسی و حزبی و بدون دغدغه مردم و با توجه به محبوبیتی که داشتند در انتخابات برای کاندیدهای مورد نظر خود رای جمع می کردند. اما هرچه پیشتر می رویم و با روشنتر شدن مسائل کشور نقاب از چهره سلبریتی ها کنار می رود و مردم کم کم متوجه شده اند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است.
3- ایران در طول سالیان دراز و خصوصا در چند دهه اخیر جوان ها و جان های زیادی را فدا کرده تا یک وجب از خاک به دشمن داده نشود، به جان و مال و ناموس ایرانی تعرض نشود، استقلال سیاسی خود را حفظ کند و ایرانی آزاد و امن باقی بماند. خانواده های زیادی داغ دل دیده اند، پدر و مادرهای زیادی جگرشان سوخته و جگر گوشه هایشان را تقدیم ایران و اسلام کرده اند تا خم به ابروی ایران و ایرانی نیاید. دختر و پسرهای زیادی در کودکی یتیم شده اند تا دیگر فرزندان ایران در امنیت و آرامش باشند و خم به ابرو نیاورند. اما حمید فرخ نژاد که تا کنون نقاب حامی ایران بودن و جانم فدای ایران را بر چهره داشت ناگهان پرده بر انداخت و گفت میخواهد 80 میلیون ایرانی نباشند اگر خم به ابروی پسرش نیاید. پسری که این روزها در آمریکا عشق و حالش را می کند و پول مفت ایران و ایرانی را در حلقوم کشوری می ریزد که سالهاست با تحریم ها و فشارهای بسیار میخواهند ایران و ایرانی نباشد.
4- حمید فرخ نژاد بارها و بارها به آبادانی بودنش افتخار کرده و از مسئولین خواسته به آبادان رسیدگی کنند، اما خودش انگار نمی داند در همین آبادان فقر و بدبختی چه بلایی بر سر همشهری هایش آورده، با همین 10 هزار دلار که این روزها حدود 150 میلیون تومان است، ماهانه میتواند چندین بیمار صعب العلاج را مداوا کند، سرمایه ای برای بسیاری از جوانان بیکار شود، جهیزیه چندین نوعروس بی بضاعت را تامین کند وهزار گره از مردم شهرش باز کند. ای کاش حمید فرخ نژاد حداقل غیرت آبادانی داشت و فرزندش را می فرستاد در آبادان زندگی کند تا درد مردمش را بفهمد و در آینده اگر به جایی رسید یادش باشد که به کجا تعلق دارد.
5- ماجرای سلبریتی ها تنها به این موضوع ختم نخواهد شد و در آینده نیز دوباره شاهد چنین مسائلی خواهیم بود. اما نکته قابل تامل این است که چرا انقدر ارزش ها تغییر کرده که بی ارزش ها ارزشمند تلقی می شوند؟ تاکی مردم ایران میخواهند عقلشان به چشمشان باشد و چشمشان به سلبریتی هایی که با نقاب مردمداری کلاه سرشان بگذارند که حالا حمید فرخ نژاد بجای عذرخواهی از مردم بخاطر مواضعش آنها را به مرگ حواله دهد تا خم به ابروی فرزندش نیاید؟