
به گزارش حلقه وصل، با مروری بر تاریخ جنگ احزاب در صدر اسلام در مییابیم این جنگ، بسیج تمام دستهجات دشمنان اسلام یعنی منافقان، کفار و مشرکین مقابل پیامبر(ص) و سپاه اسلام جهت براندازی نظام اسلامی بود؛ از همین رو نام این جنگ به «احزاب» شهرت یافت. در این بین منافقان نیز بر آتش این فتنه دمیدند و با دشمنان همپیمان شدند.
از منظر اسلام منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مؤمن و مصلح نشان میدهند، اما در باطن ایمان ندارند؛ با افراد بی دین، رفت و آمد و خلوت میکنند. نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است، نسبت به مؤمنان عیب جویند، از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافلند ریاکار، شایعهساز و علاقهمند به دوستی با کفارند، ملاک علاقهشان کامیابی و ملاک غضبشان، محرومیت است، نسبت به پیشرفت مومنان نگران اما نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش میید شادند.
آیات ابتدایی سوره احزاب به مناسبت جنگ احزاب یا خندق چهره منافقان را به خوبی تصویر کرده است. خداوند در آیه9 ماجرای این جنگ را با امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان آغاز میکند و تا آیه11 به دنبال آن است که چندین معرفت را به اهل ایمان انتقال دهد که یکی از آنان ابتلای مؤمنان در صحنههای سخت نبرد مقابل جبهه باطل است؛ خداوند در آیه نهم این سوره پس از آنکه از امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان در جنگ احزاب صحبت به میان میآورد، در ادامه از شدت صحنه این نبرد سخن میگوید سپس به معرفی چهره منافقان میپردازد که برخی از این موارد را در گذشته «اینجا» و «اینجا» عنوان کردیم و اکنون به ادامه آیات میپردازیم.
خداوند در آیات 18 و 19 خطاب به منافقان و در معرفی حالات آنان میفرماید: «قَدْ یَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقائِلِینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاّ قَلِیلاً؛ بدون شک خداوند کسانی از شما که مردم را(از جبهه و جهاد)باز میداشتند و کسانی را که به برادران خود میگفتند به سوی ما بیایید(و خود را به کشتن ندهید)به خوبی میشناسد؛(آنان ضعیف و ترسو هستند)و جز اندکی به جبهه نمیروند. «أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشی عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَهٍ حِدادٍ أَشِحَّهً عَلَی الْخَیْرِ أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیراً؛ در حالی آنان بر یاری شما بخیل هستند،که هرگاه(لحظات)بیم(و جنگ) پیش آید،آنان را میبینی چنان به تو مینگرند که چشمانشان(در حدقه) میچرخد،همچون کسی که مرگ او را فرا گرفته؛ پس همین که ترس از میان رفت، زبانهای تند و خشن(خود را)بر شما میگشایند،در حالی که نسبت به خیر(مال و غنیمت)بخیل هستند،آنان ایمان(واقعی)ندارند و خداوند اعمالشان را محو کردهو این کار بر خداوند آسان است.»
کلمه «أَشِحَّهً» جمع«شحیح»از«شح»به معنای بخلی است که همراه با حرص باشد. «سَلَقُوکُمْ» از«سلق»، به معنای مغلوب کردن و شکست دادن است، یعنی می خواهند با تبلیغات و زخم زبان خود مسلمانان را مغلوب کنند و شکست دهند. «حِدادٍ» جمع «حدید» به معنای تیز و خشن است که در ترکیب بِأَلْسِنَهٍ حِدادٍ همان معادل زخم زبان و یا زبان تیز و برنده میشود.
بر اساس این آیه میتوان گفت:
منافقان هرگز خیرخواه مؤمنان نیستند؛ به هنگام خطر از کمک و حضور در جبهه بخل می ورزند و پس از برطرف شدن خطر، به جمع غنائم حریص هستند. ترس، بخل، زخم زبان و توقع نابجا از نشانههای بارز منافقان است. آنان به لحاظ خوفی که بر آنان عارض میشود، (فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ...) تلخیها را از جانب پیامبر(ص) و مسلمانان می بینند و از شدت ترس در شرایط بحرانی تعادل خود را از دست میدهند. (تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ). همچنین منافقان،کم کار و پرگو هستند و بر اساس دو فراز «أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ - أَشِحَّهً عَلَی الْخَیْرِ» هنگام جنگ و سختی ترسوترین مردم و هنگام آرامش طلبکارترین مردم هستند. در نهایت این رفتار منافقانه باعث عدم ایمان آنان و بعد نابودی و حبط اعمال خوب گذشتهشان میشود.
منابع:
تفسیر نور حجتالاسلام قرائتی