
حلقه وصل: حسین حسن نژاد
اتفاقات تلخ این روزها آمار وحشتناک کشتههای کرونا نیست. شاید به غمناکی «شاد» باشد. شاید هم به دلپذیری جاگرفتن یک تلفن همراه در دستان کوچک یک کودک. اتفاقات تلخ، ظاهراً همیشه تلخ نیست؛ گاهی میتواند شما را برقصاند نه فقط در لحظات تنهایی که حتی در فضایی پر از موسیقیِ تند، همراه با خانواده!
این چند کلمه میخواهد نقاب از یک اتفاق فجیع در عرصۀ تربیت بردارد. تربیتی که به قول استاد تراشیون با نفوذ موبایل و ترویج فضای مجازی در میان نوجوانان باید فاتحهاش را خواند. کرونای منحوس که پیش آمد بحث قرنطینه و محدود کردن آموزشهای حضوری رونق گرفت و نهایتاً تصمیمسازان عرصۀ سلامتِ تن، با همکاری مدیران آموزشوپرورش کشورمان به این نتیجه رسیدند که باید مدارس تعطیل شود و فرآیند ناقص آموزش منهای پرورش از طریق فضای مجازی دنبال گردد. بالتبع، والدین و حتی خیریهها دستبهکار تهیۀ گوشی و تبلت برای دانشآموزان شدند تا کسی از همراه شدن با موج پربسامد آموزش مجازی محروم نماند.
این دردسر جدید والدین که از یک نیازِ ایجاد شده در دوران جولان ویروس کرونا نشأت گرفته حالا با یک معضل دیگر همراه شده که سنخیت و چفت و بست مهندسی شدهای با هم دارند، معضل جدیدی به نام «موسیقی نوجوانان». شاید در عصر ما دهۀ شصتیها اگر نوجوانی هم میخواست موسیقی گوش دهد آهنگهای محدود تلویزیون و رادیو را میشنید یا کاستهای ترانههای زیرزمینی را گوش میکرد که معمولاً غمبار و پرملال بودند و با فضای سنی او سازگاری چندانی نداشتند؛ از این رو این ترانهها چندان نمیتوانست او را تحت تأثیر قرار دهد و سبکزندگی ویژهای برایش ایجاد کند؛ اما شوربختانه در سالهای اخیر و به خصوص در عصر کرونا که دانشآموزان با فضای مجازی آمیختگی روانی زیادی پیدا کردهاند، خوانندهای مثل ساسان حیدری معروف به ساسی مانکن، نیازهایی را در آنها دیده و به اقتضای آن، سبکزندگی ویژهای ارائه کرده است. میدانیم که دوران بلوغ، زمان کشف و تجربههای جنسی است که به طور طبیعی در جسم انسان اتفاق میافتد و پویایی، نشاط و فعالیتهای فیزیکی و روابط با همسالان در میان نوجوانان میتواند آنها را از این برهۀ حساس گذر دهد تا به هر مسیری کشیده نشود؛ اما در عصر سرایت که فعالیتهای ورزشی، تعاملات اجتماعی و دید و بازدیدهای خانوادگی و خویشاوندی به حداقل رسیده، تنها کسی میتواند فرهنگ و خواسته خود را غالب کند که برای گرایشها و امیال نوجوان برنامه داشته باشد و مدیریت اوقات فراغت او را بهدست گیرد.
حالا که فضا فراهم شده و ضعف پرورشی نهادهای متولی در سایۀ تعطیلیها و آموزشهای مجازی عمیقتر شده است، شخصی میآید و میداندار سبک مسمومی از موسیقی برای نوجوان میشود. در مقابل او صداوسیمای ما به ویژه شبکه نهال با تولید چند همخوانی و ترانۀ کودکانه که البته بعضاً با سبک موسیقی و نوع اجرای خوانندگان نوجوان، با مسمومسازی مفاهیم زیبا و مقدس همراه است نتوانسته رقیب مناسبی برای خوراک موسیقیایی امثال ساسی مانکن باشد.
جدای از این بحث که آیا ورود دغدغهمندان جبهۀ انقلاب به مقولۀ موسیقی برای کودکان و نوجوانان، کار درستی هست یا نه، تولیدات هنری به خصوص برای این قشر آسیبپذیر باید ناظر به نیازها و اقتضائات روحی و روانی آنان باشد و شرایط زندگی در قرنطینههای خانگی لحاظ شود؟ به نظر میرسد برندسازی خوانندگان نوجوانپسند و پرجاذبه کردن موسیقی برای نوجوانان، هل دادن آنها به بزرگسالی است که با وجود سبکهای زننده و غناآلوده رایج در عرصۀ موسیقی، به تهییج احساسات نوجوان میانجامد. تولید بیوقفۀ فیلمها و سریالهای روانشناسی شده و خوشساخت که روحیۀ نشاط، سرزندگی، عفت و حیا را برجسته کنند و حمایت و ترویج آنها از راههای فائق آمدن بر سایۀ شومی است که دستان کوچک فرزندان ما را در مسیری تاریک با خود میبرد.
در آخر پیرو تقاضای مدیر شبکۀ پویا و نهال بر پیگرد قانونی ساسی مانکن و امثال او، که راهکاری سلبی و نهچندان موفق است باید اذعان کرد که رسانۀ ما در ترویج محتوای مناسب و بهخصوص جذاب برای قشر نوجوان و از طرفی افزایش سواد رسانهای والدین، کمکار بوده است و نمیتواند رخوت و روزمرگی خود را دائماً بر گردن کمبود بودجه و نیروی انسانی بیندازد.