
«برادران عزيز با بيانات خودشان دريچه اي باز کردند به يک دنياي زيبايي از وضعيت مطلوب فرهنگي و همچنين نشانه هاي بسيار خوب و اميدوارکننده اي دادند از انگيزه هاي جوشان و متراکمي که در نسل جوان ما الحمدالله هست... ما خيلي چشم انتظار شماها بوديم در طول چندين سال. خب الحمدالله شماها رسيديد و آمديد؛ خدا را شکر.»
اين عبارت هاي زيبا و اميدوارانه مربوط به ديدار دو سال پيش جمعي از فعالان فرهنگي با امام خامنه اي است. ديداري که هرچند رسانه اي نشد و تا مدت ها خبري از آن منتشر نشده بود، اما بعد از مدتي متن مکتوبش دست به دست چرخيد و اين اواخر فايل صوتي آن ديدار هم قابل شنيدن شد.
ديدار 92/2/2 يک ديدار ماندگار بود در تاريخ جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي و افتخاري عظيم براي جماعت فعال فرهنگي که سال ها خودجوش در ميانه ميدان بودند و تلاش مي کردند. اما پس از آن ديدار و شنيدن جملاتي از زبان رهبر که خطابش مستقيم و دستور فرمانده براي سربازانش بود، حجت بر فعالان تمام و حدود و ثغور و اولويت هاي کار برايشان مشخص شد.
اگرچه بسياري از شما اين سخنان را چندين بار خوانده يا شنيده ايد، اما براي آنها که تا به حال نخوانده اند و براي آنها که دوست دارند يادآوري دوباره اي داشته باشند، جرعه هايي کوتاه اما مهم و راهبردي از آن درياي بيکرانه را برايتان نقل مي کنيم.
آقا در آن جلسه ابتدا باز هم بر نگراني هميشگي خود در حوزه فرهنگ و ايضا بر مظلوميت خود تاکيد کردند: «اين نگراني، يک نگراني به جايي بود. اين نگراني هاي بنده از روي آشنايي و آگاهي و واقعيت هاي جامعه بود، توهمات نبود!» و باز هم نقش برنامه ريزي شده دشمن را يادآور شدند: «ناهنجاري هاي فرهنگي که در گفتار، در آثار فرهنگي و در رفتار مشاهده مي شود، نه اينکه بخواهيم بگوييم که همه اش را دشمنان ترتيب مي دهند و تزريق مي کنند، اين را نمي شود گفت؛ لکن پشت اين ناهنجاري ها يک برنامه وجود دارد.»
ابتدا تصوير درست و واقعي از وضعيت جبهه مقابل برايمان ترسيم کردند: «ما در مقابلمان يک جبهه فرهنگي- سياسي غرب وجود دارد که در دل آن جبهه، باز يک جبهه سرمايه داري خطرناک و آدمخوار وجود دارد، باز در کنار اين، يک جبهه صهيونيستي، با اهداف مشخص وجود دارد؛ باز در کنار اين، يک جبهه با ارتجاع فکري و خوک صفتي در زندگي بشري وجود دارد - سلاطين و مسئولان امور خيلي از حکومت ها، زندگي حيواني شان مثل خوک و اهدافشان، اهداف دشمنان و فکرشان، فکرهاي متحجر- که اينها همه يک مجموعه اي تشکيل دادند در مقابل ما؛ يک جبهه هستند.» و بعد تکليف اساسي همه ما براي جبهه شدن را به نمايش گذاشتند: «ما اگر بخواهيم در مقابل اين جبهه کار کنيم، هم بايد تنوع داشته باشيم ، هم ابتکار داشته باشيم، هم بايد انگيزه داشته باشيم، هم بايد برنامه داشته باشيم؛ کارمان برنامة هدايت شده باشد. و اين نمي شود مگر با «تشکيل جبهه». اين طرف هم بايستي جبهه تشکيل داد. از افراد و حتي مجموعه ها، به تنهايي کار برنمي آيد، بايد يک کار وسيع جبهه اي انجام داد.» و از دغدغه اي چندين ساله و اشاره هايي چندين باره به فعالان فرهنگي گفتند که کسي نتوانسته است: «در طول اين سال ها به افراد متعددي من تکليف کردم برويد و اين تشکل هاي مردمي، اين مجموعه ها، اين واحدهاي مردمي را که خودشان دارند کار فرهنگي مي کنند، برويد اينها را پيدا کنيد، تشويق کنيد، متشکل کنيد، در حدود ممکن پشتيباني کنيد.»
حالا که چنين تواني وسط ميدان آمده است، نياز به اقتضائاتي دارد که بايد آنها را مراعات کرد و اول از همه: «از جمله اولين کارهايي که بايد انجام بدهيد اين است که جايي براي آفت شناسي اين کار بگذاريد. چون کار بزرگ است و وقتي کار بزرگ بود، آفتش هم خسارت بار است.» همزمان که آفت شناسي در دستور کار قرار گرفت حتما: «چنين کار بزرگ و گسترده اي، پشتوانه نظري فکري بسيار محکمي لازم دارد. اگر اين پشتوانه فکري نباشد، ممکن است در وسط راه و در درون تشکيلات تان دچار انحراف شويد. دچار رکود و ارتجاع بشويد.»
رهبر انقلاب حتي نوع کار را هم براي اين مجموعه مشخص مي کند که: «نگاه کنيد ببينيد چه کاري زمين مانده است. حالا يک وقتي است يک مجموع هاي کاري را خودشان انجام مي دهند، شما براي آن نظيري هم سراغ نداريد؛ خب پشتيباني مي کنيد، اشکالي هم ندارد. چنانچه هرجا ملاحظه کرديد اين کاري که شما مي کنيد قبلاً يک جايي تدارک ديده شده، اول برويد سراغ آنجا.»
و نکته مهم براي همه آنهايي که در گود اين فعاليت ها هستند و بايد انتهاي سخن گفته شود تا براي هميشه در ذهن و دل فعال فرهنگي بماند اينکه: «شما گردانندگان اين کار هستيد در بخش هاي مختلف، هم خودتان و هم کساني که به شما مربوط هستند را توجه بدهيد به خودسازي.»
آقا در پايان سخن، هم سوال را طرح مي کنند و هم پاسخ را بيان مي کنند: «ادامه راه چگونه خواهد بود؟ من عرضم اين است که ادامه راه با استحکام زيرساخت ها ممکن است. اگر چنانچه زيرساخت ها را محکم کرديد، کار در ادامه آسان خواهد شد.»
اگر تا آن تاريخ هرکس بر مبناي برداشت خود و تحليل و تفسير شخصي از سخنان عمومي حضرت آقا کار را به پيش مي برد، پس از 2/2/ ديگر بهانه اي نداشت که بايد اين کار را انجام داد يا نبايد به اين کار دست زد. بايدها و نبايدها در آن جلسه به وضوح مشخص شد و خط کشي در اختيار قرار گرفت که راستي و کژي حرکت ها و اندازه و ميزان حرکت را براي فعالان مشخص مي کرد.