
سرویس حاشیهنگاری: حسن قنبری/ نام کمال تبریزی همواره با حاشیه و جنجال عجین بوده است و فیلمهایش یکی پس از دیگری بر اساس موضوع اثر و احوالات جامعه دچار سانسور و ممیزی های شدید و یا توقیف می شوند، کمال تبریزی گاهی نیشدار قصه تعریف می کند و گاهی هم آنقدر وارد وادی طنز و شوخی می شود که به تمسخر می گراید و شور ماجرا را در می آورد و فیلمش را توقیف و راهی کمد بایگانی. اگر به کارنامه سینمایی او بازگردیم و اسامی اندکی را مرور کنیم این گفته ها به وضوح مشخص خواهند شد؛ کمی پیش تر طبقه حساس با آن موضوع خاص و جنجالی، یا باز هم عقبتر خیابان های آرام، از رئیس جمهور پاداش نگیرید ، همیشه پای یک زن در میان است و از همه مهم تر مارمولک و شاید کمی لیلی با من است.

کمال تبریزی در تازه ترین اثر اکران شده اش بنام مارموز باز همان فضای همیشگی از ذهنیت خود را در فرم و محتوای آثارش دنبال می کند، حمله بوسیله طعنه ، کنایه و طنز تمسخر آمیز برای فروکش کردن التهاب و دغدغه های شخصی و این بار سیاسی اش که به واقعیت بدل نشدهاند، کمال تبریزی در مارموز مشکل اصلی و دائمی سینمای ایران را با خود و در وضعیت فاجعه بار تری یدک می کشد، قحطی قصه و قصه پردازی، مارموز به طور کل فاقد قصه، شخصیت پردازی و ساختار سینمایی و داستانی و... است حتی به حدی که شبیه مجموعههای ساده لوحانه و لوده آیتمی سال های اخیر سیما هم نیست و از آن ها عقب افتادهتر و بی اساس تر میباشد.
مارموز در کل یک خط سادهی تم داستانی دارد و هزار شاخ و برگ بیهوده و بی محتوا که همگی به عقده شبیه تر هستند و آرمان های دست نیافتنی سازندگانش را به زبان کنایه بیان می کنند و در ظاهر و پوسته ای مخالف تفکر سیاسی این افراد بیان می شوند، مردی با گذشته غریب رنگ عوض کرده و درصدد حضور و نمایندگی مجلس شورای اسلامی کشور است ؛ دغدغه اصلی تبریزی در مارموز رنگ عوض کردن مسئولین پیشین و فعلی و آینده کشورش، دروغ هایشان و دورویی آن هاست که طبق معمول همیشه در بیان این اهداف اغراق را چاشنی تصاویرش می کند و نیش گون های پی در پی را نثار اهداف اش می کند.
شخصیت اصلی مارموز مردی با افکار بیمار و بی ثبات است که چهره و تفکرش را نسبت به گذشته تغییر داده است و ظاهر و تفکری مرتجع و خشک مآب دارد و در واقع نیت و هدفش اصلاح جامعه و ساختار هایش به سبک ضرب و زور خودش و بر اساس حادثهای عاشقانه است که در گذشته اش بوقوع پیوسته است. تبریزی در برخی سکانس هایش مشابه طعنهها و کنایههای ابوالحسن داوودی در نان عشق و موتور هزار تصویر سازی می کند و آن ها را به طرف مقابل تفکر سیاسی اش نسبت می دهد.

حامد بهداد بازیگر نقش قدرتالله صمدی و شخصیت اصلی فیلم است که رویا و سودای ورود به مجلس را در سر می پروراند و هیچ گونه مانعی برای رسیدن به هدفش سد راه او نیست به گونه ای که در ادامه فیلم در هر شرایطی تغییر رنگ و افکار و صحبت کردن می دهد. و این خط داستانی را به صورت کلاژ های کاملا بی ربط به یکدیگر آنقدر کش می دهد که دیگر مخاطب هیچ واکنشی به شوخی های کلامی پی در پی آن نمی دهد و حوصله اش سر می رود.
حامد بهداد در مارموز متفاوت تر و کمی کنترل شده تر از گذشته خود ظاهر شده است و تجربه ای جدید را در بازی ژانر کمدی و طنز پشت سر می گذارد اما گویی کارگردان در برخی سکانس ها چیزی برای عرضه ندارد و همچنان امیدوار به خلاقیت های بهداد در همان سبک پرخاشگرانه و پر هیاهوی اوست. دیگر هنرپیشگان فیلم نیز چندان اثری در ماجرا ندارد و به سادگی میتوان آنها را یک به یک خط زد و حذف کرد و این اتفاق یکی از نقاط ضعف عمده و اصلی فیلم کمال تبریزی است.
این بار و در مارموز بر خلاف آثار گذشته تبریزی او در کارگردانی و پردازش صحنه ها و بازی گرفتن از هنرپیشگان فیلمش ضعیف و سطحی عمل کرده است و فقط به جمع آوری کلاژش از لحظات سیاسی کشور پرداخته است و سکانس ها و زمان فیلمش پیوستگی منظمی را به هم نداشته و در برخی لحظات مخاطب فیلم را به راحتی از دست می دهد حتی با حواس و خاطری جمع اما ضرر چندانی هم نمی کند زیرا در راستای همین طرح کلاژ گونه ساده لوحانه از عقده ها و دست نایافته ها و آرزو های سیاسی دوباره آیتمی جدید شروع می شود که همچنان مضحک بودن خود را حفظ کرده و اثری از هنر سینما و کارگردانی مردی با تجربه را در خود نمی بیند.

کمال تبریزی از آن دست کارگردانها و سینما گرانی است که ثابت کرده هر بار با قصه ای حساب شده مواجه بوده است بهترین اثر خود را خلق کرده است به گونه ای که مخاطب هرگز آن را از یاد نخواهد برد ، باز هم فقط کافی است اسامی آثار او را مرور کنیم تا به این نتیجه برسیم، لیلی با من است ، مهر مادری ، گاهی به آسمان نگاه کن، مارمولک و یک تکه نان، آثاری که با با گذشت سال ها از پخش آن ها به هیچ وجه تحت تاثیر تاریخ انقضا قرار نگرفته اند و گرد فراموشی به روی آن ها ننشسته است و نام شان مخاطب را به تماشای مجدد آن ها ترغیب می کند.