
به گزارش حلقه وصل، سریال خاتون، درامی تاریخی به نویسندگی و کارگردانی تینا پاکروان است. کارگردانی که پیش از این نیز در کارنامه اش آثار سینمایی با محوریت زنان به چشم میخورد.
روایت داستان در قسمت اول حالتی رمان گونه دارد و خبری از ریتم تند و سریع نیست. داستان به آهستگی جلو می رود و به معرفی شخصیت های اصلی یعنی خاتون و شیرزاد می پردازد. خاتون و شیرزاد زن و شوهری از دو طبقه مختلف هستند که تفاوت های فاحشی میان آنهاست. از یکسو خاتون، از طبقه روشنفکر، آزادیخواه و نمونه یک زن اصیل ایرانی و از سوی دیگر، شیرزاد ملاکزاده پولداری است که به جهت شغلش که سرگرد ارتش شاهنشاهی است، روحیه خشنی هم دارد. تکلیف مخاطب با خاتون (نگار جواهریان) از همان ابتدا مشخص است اما چیزی که مخاطب را دچار ابهام میکند، شیرزاد (اشکان خطیبی) است. شیرزاد گاهی بسیار عاطفی و عاشق پیشه و گاهی بسیار سخت و پیچیده است. در عین بی پروایی و تعصب بر وطن پرستی، ناگهان محافظ کار، ترسو و حتی وطن فروش می شود.
نقطه قوت اصلی «خاتون» تا اینجا، زیبایی شناسی طراحی صحنه ها و فیلمبرداری استادانه هومن بهمنش است و ضعف فیلمنامه ناشی از اهمیت بیش از حد به نقاط عطف و پیچش قصه نسبت به خواسته شخصیت هاست. به همین دلیل است که بعضی رفتارهای شخصیت های اصلی که قرار است پیچ و تابی به قصه بدهد، برای مخاطب باورپذیر نمیشود. گویی باید بچه شیرزاد و خاتون به سرعت بمیرد تا خاتون، زنی تنها شود و از شوهرش جدا شود. از سوی دیگر، شیرزاد باید به راحتی با یک تهدید ساده از طرف کمیسر رجبُف (بابک حمیدیان)، خاتون را با وجود علاقه شدید، طلاق بدهد تا قصه پیش برود.
«خاتون» در حال حاضر بهترین سریالی است که از شبکه خانگی و تلویزیون پخش میشود. علاوه بر اینکه خاتون به مخاطبش احترام میگذارد و کم فروشی نمیکند، قصه اش واقعیتی تاریخی را بیان میکند که به عنوان مخاطب تلویزیون، باید حسرت بخوریم چرا به جای قصه های افسرده و زخم خورده سریال هایی چون «افرا»، خاتون نباید در تلویزیون تولید شود. سازنده خاتون، در این اثر سعی کرده علاوه بر نمایش جنایت های نیروهای متجاوز روس انگلیس ها، در زمان ضعف نیروهای نظامی داخلی به دلیل بی تدبیری های حاکم آن زمان کشور (رضا خان) خیانت های افراد داخلی و وطن فروشان را نیز نمایان کند. شهریور 1320، پایان دوره حکومت رضا خان است. کسی که در سال های اخیر به دلیل هجمه رسانه های بیگانه و بیعرضگی و بی تدبیری (و اگر نگوییم خیانت) برخی مسئولین فرهنگی و رسانه ای کشور، تبدیل به فردی مقتدر و باکفایت در نظر برخی از مردم کشور شده.
نسل نوجوان و جوان امروز باید «خاتون» را ببیند تا بداند حاکم آن زمان کشور، بیشتر از اینکه در شرایط جنگ افروزی جهانی به فکر تقویت قوای نظامی کشور باشد، به فکر تغییر پوشش زنان این سرزمین بود. خاتون با اینکه قصه اش را از یک خانه اربابی آغاز میکند اما منصفانه در طول داستان گریزهایی هم به زندگی و شرایط سخت مردم ایران در آن دوره میزند و به همین دلیل، «خاتون» را می توان اوج پختگی تینا پاکروان در قامت یک کارگردان دانست اما در جایگاه یک نویسنده، هنوز با ملودرامسازی چون حسن فتحی فاصله دارد.
اگر فتحی با همراهی نغمه ثمینی در شهرزاد، استادانه یک ملودرام زنانه و عاشقانه را روایت کرد، اما پاکروان تا اینجا نشان داده شخصیت ها را فدای قصه میکند. قصه به درستی از جریان طبیعی و آرام زندگی شروع میشود و در ادامه بعد از حادثه ای که نظم طبیعی زندگی را به هم میزند یعنی اشغال خاک ایران در زمان جنگ جهانی دوم وارد چالش اصلی میشود. با وجود اعلام بی طرفی ایران در جنگ در زمان سلطنت رضا پهلوی، شمال و جنوب ایران توسط نیروهای نظامی روسیه و انگلستان اشغال میشود. در این میانه، خاتون همان زن سابق است که استعاره ای از وطنی میشود که قرار است به غارت برده شود و برای نجاتش باید بگریزد. اما شیرزادی که ابتدا مقاومت میکند و حتی فرمانده خود را بخاطر خیانت به کشور به قتل رساند، اسیر و برده روس ها میشود و حتی در ادامه با آنها به همکاری می پردازد. ایراد فیلمنامه «خاتون» از همین جا نشات میگیرد. گویی قصه دراماتیک برای شیرزاد رخ میدهد نه خاتون.
نویسنده حتی برای پرداخت بیشتر شخصیت خاتون، دست به دامن دوستانش که روشنفکرانی آزادیخواه هستند، میشود اما از آنجا که چیزی از مبارزه آنها علیه استعمارگران برای مخاطب نمایش داده نمیشود، طبعا اهمیتی هم پیدا نمیکنند.
سینما، هنری است که نمایش رویدادها و کشمکش بیشتر اهمیت دارد تا صرف حرف زدن.