
حلقه وصل: محسن شیریان/
مدتی است آمدن یک شبکه اجتماعی جدید در قالب صوتی و مبتنی بر گفتوگوهای چندنفره در فضاهای رسانهای نُقل مجالس شده است. با توجه به اینکه این بستر رسانهای ابتدا در سیستمعاملهای مربوط به تلفنهای همراه شرکت اپل موسوم به ios منتشر شد و بعدها نسخههای غیررسمی سیستمعامل اندروید آن نیز در دسترس کاربران قرار گرفت میتوان گفت یک سیر تدریجی برای ورود به زیست مجازی ایرانیان را در مدت بسیار کوتاهی سپری کرد و در بخشهایی از کاربران در فضای مجازی ایران تبدیل به مرجعی جدید برای گفتوگو و تعامل شد.
دراینبین برگزاری جلساتی با حضور چهرههای سیاسی و برخی دولتمردان تأثیراتی در رونق پیدا کردن بیشتر بازار این شبکه اجتماعی داشته است؛ اما پس از مدت کوتاهی از آغاز فعالیت این شبکه اجتماعی خبر فیلتر شدنش و ممنوعیت دسترسی آن را شنیدیم و مثل برخی دیگر از این شبکههای اجتماعی فیلتر شدند. در این مجال بنا نداریم به ویژگیها و تأثیرات این بستر جدید و اتفاقات حول و حواشی آن بپردازیم و یا قالب و نحوه جدید ارتباط بین افراد و نیاز به افزایش گفتوگو در بین آحاد جامعه را موردبررسی قرار دهیم. اگرچه این موضوعات خود بهانه گفتوگوهای فراوانی میتواند باشد اما در این وجیزه مسئلهای دیگر در حولوحوش این رویداد بار دیگر تکرار شد که به نظر میرسد علیرغم اشارات و نقدهای فراوان همچنان به آن پرداخته نمیشود و آنهم نوع رویکرد حکمرانی در عرصه فضای مجازی در مواجهه با پدیدههای نوظهور این عرصه میباشد.
این رویکردها که البته در جایگاههای دیگر و در مواجهه با رویدادها و پدیدههای دیگر نیز مشابهش را فراوان دیدهایم منبعث از خطاهای بزرگی در تحلیل وضع موجود و انتخاب تصمیم و استراتژی درست میباشد. متأسفیم که میبینیم پس از گذشت اینهمه سال همچنان متولیان امر، نگاه و رویکرد «انکار» و حذف صورتمسئله را در مواجهه با این شرایط انتخاب میکنند. بدون شک انکار واقعیت و بیتوجهی از اتفاقی که هرروز در خانههای همه مردم کشور علیالخصوص بین جوانان و نوجوانان میافتد نهایت وادادگی و انفعال است. فیلترینگی که با استفاده از ابزارهای بسیار ارزان و در دسترس قابل برداشتن و دور زدن است نهتنها مانعی برای دسترسی به شبکههای اجتماعی نشده است بلکه با تصور مسدود شدن این فضاها حضور و توجه به این بسترهای تأثیرگذار را در اقل سطح نگاه داشته است و غالباً مسئولین درون خودشان تصوری در حد یک ابزار سرگرمکننده و بیتأثیر از این شبکهها دارند.
میدان جنگی را متصور شوید که فرماندهان یکسوی نبرد با توهم و بیخبری از حضور در عرصه میدانش شانه خالی کنند و بین قلعه خود و میدان نبرد را با دیوارهای پوشالی بپوشانند و سرگرم کار خود شوند و همزمان سربازانشان در این میدان با هزاران تیغ دشمن تباه میشوند. من نمیدانم این سپهسالاران دل به دیوار پوشالی بستهاند یا تصور میکنند دشمن در میدان نبرد دستوپابسته و ناتوان است و از همه مهمتر اینهمه زخم بر تن نحیف سربازانشان را ندیدهاند؟! مسئله بیش از هر چیز و قبل از انتظار هر اقدام، تغییر همین تصور و نگاه از میدان است. رهبر انقلاب فضای مجازی را قتلگاه جوانان خواندند. آیا آقایان تصور میکنند با فیلترینگی که هر کودکی توان عبور از آن را دارد تکلیف خود را در قبال این «قتلگاه» انجام دادهاند و دنبال رفع سایر مسائل کشورند؟!
بدون شک بنا نداریم به ضعف فیلترینگ اشارهکنیم و امیدواریم کسی تصوری بر تحکیم و تقویت فیلترینگ از این گفتار نکند. آنچه مراد بود تا از ترسیم وضع موجود به آن برسیم «انفعال» است. اتفاقاً در منطق فعالانه استراتژی و راهبرد فضای مجازی ابداً به مسئلهای مثل فیلترینگ تقلیل پیدا نخواهد کرد. بیش از هر چیز باید این فهم در حکمرانی فضای رسانه و عرصههای جدید تکنولوژیک به وجود بیاید که انکار وضع موجود و پاک کردن صورتمسئله دقیقاً برآمده از انفعال است و داشتن حرف، ایده و موضع مهاجم و تعیینکننده و اثربخش اولین اتفاقی است که باید در این فضای متلاطم بیافتد.
قبل از هر اقدامی باید بپذیریم باید راه سختتر که حضور فعال و تأثیرگذار در عرصه فضای مجازی هست را انتخاب کنیم و در این راه قدم بگذاریم. بیرون کردن خودخواسته از این جبهه و دور شدن از میدان نبرد و یا دلخوش کردن به لشگر و سپاههای موهوم سایبری و طرحهای رفع تکلیفی و بیتأثیر هیچگاه راهبرد و مبنای مناسبی برای مواجهه با «قتلگاه جوانان» نخواهد بود.
باید واقعیت و عظمت این نبرد را بشناسیم، باور کنیم و آنگاه هوشمندانه و مدبرانه پای در این راه سخت بگذاریم. امروز میدان نبردی سختتر از این میدان وجود ندارد. خود را تجهیز کنیم و مواجهه فعالانه خود را آغاز کنیم.