
حلقه وصل: اولین ساخته رضا زهتابچیان که با واکنشهای مثبت و منفی زیادی در جشنواره فیلم فجر از هر دو طیف سیاسی مواجه شد، درامی مهیج و نفسگیر از همان جنس سینمای حاتمیکیاست که برای واکاوی بیشتر ابعاد آن به دفتر باشگاه فیلم سوره رفتیم و با تهیهکننده و کارگردانش به گفتگو نشستیم.
حلقه وصل: اگر دیدن این فیلم جرم است، پس ساختنش به مراتب جرم بزرگتری است! با این شرایط چرا به سراغ ساخت همچین فیلمی رفتید؟!
محمدرضا شفاه: واقعیت آن است که در وضعیت فعلی جامعه یک موضوع مهم آن است که باید در مورد مسائلمان در هر سطحی، در عرصه عمومی گفتگو و صحبت کنیم. وقتی ما میبینیم که در کشورمان اشکالاتی وجود دارد که وحدت ملی را خدشهدار میکند و ارادههایی که مردم باید به صحنه بیاورند تا کشور رشد کند را دچار تردید میکند، باید چنین فیلمی ساخته شود تا بخشی از این صحبتها بیپرده مطرح شود؛ تا به موضوعی تبدیل شود که مردم درباره آن صحبت کنند. اگرچه این مسائل چیزی نیست که در مورد آن سکوت شده باشد و تاکنون مطرح نشده باشد؛ ما هم با مردم در تماس هستیم و میبینیم که در این خصوص صحبتهای زیادی میکنند. اما به هر حال لازم بود که مجموعهای از این دغدغهها و مسائل در یک اثر هنری هم دیده شود، تا ببینیم که مشکلات و موانعی که سر راه ما است چه شکلی هستند و به نوعی نشان بدهیم که چگونه میتوان با آنها برخورد کرد.
داستان اولیه فیلمنامه این اثر قبلتر نوشته شده بود. چند سال پیش ما تصمیم گرفتیم، این فیلمنامه را بسازیم که در مراحل اولیه گرفتن مجوز متوقف شد. بعد از آن از اسفند سال 96 این بحث به طور جدی در حوزه هنری مطرح شد و یک بار دیگر تصمیم گرفتیم که این فیلم را بسازیم. میدانستیم موانع زیاد است ولی تلاش کردیم با مذاکره کار را پیش ببریم. به هر حال از همان ابتدا میدانستیم که پروسه گرفتن مجوز و تولید این فیلم با توجه به مضامینی که در آن هست و صراحتی که در پرداختن به سوژه اش دارد، ممکن است روتین نباشد و پیچیدگیهای خاص خود را داشته باشد که اتفاقاً پیشبینی ما هم درست بود. اما به هر حال با همکاری که دوستان ارشاد داشتند و مذاکرات و بحثهایی که در مورد مضامین فیلم داشتیم، بحمدلله این امکان فراهم شد که فیلم را تولید کنیم.
حلقه وصل: شما یک فیلم سیاسی ساختید که به نقد برخی از مسائل سیاسی روز و دیدگاههای مختلف مرتبط با آن میپردازد. اما به نظر میرسد نگاه فیلم به برخی از مسائل و حل شدن آنها خالی از امید است. موضوعی که یکی از انتقادات وارد شده به فیلم شما هم بود. آیا این گزاره را قبول دارید؟
زهتابچیان: هر چند صورتبندی فیلم، سیاسی است اما بحث اصلی فیلم، عدالت است. البته در بطن خودش صورت جامعه شناختی هم دارد. در تحلیل سیستمی یک موضوع باید علتهای قبلی و قبلتر را هم پیدا کنیم. در سیستم مدیریتی تویوتا یک گزاره هست که میگویند هر جا به خطا رسیدید، قبل از حل آن بپرسید، چرا آن خطا ایجاد شده است. درست است که در فیلم از یک تبعه انگلیسی صحبت میکنیم اما عمداً آن را دارای اصالت ایرانی گرفتیم که آهنگ «تو ای پری» هم گوش میدهد. او خودش مستقلاً نمیتوانست اینقدر تاثیرگذار باشد. آن چیزی که باعث سفت شدن پای این تبعه بود، همجواری با شخصیت ناصر احتشام است. نکته دیگر بعضی میگویند فیلم ما بر علیه موضوع برجام ساخته شده است در حالی که اصلاً آن زمانی که ما فیلمنامه را نوشتیم، از برجام خبری نبود. ولی به قدری فیلم دیر ساخته شد که تقارن زمانی اتفاق افتاد. بعضی حرفهای فیلم قبلاً حرف روز نبود، آنها حرفهای آینده بودند که الان به آن رسیدهایم اما به طور کلی سعی من بر «حقمداری» بوده است و صد البته که تشخیص این «حق»، در محدوده عقل محدود و فهم ناقص بشری من صورت گرفته است. یعنی من نیّت و سعیام بر «حقمداری» بوده است، ولی ادعایی بر حقّانیت خودم در مقام مؤلف ندارم. ما این فیلم را برای «مردم» ساختیم؛ نه مخاطبانِ اصطلاحاً خاص و منتقدان و داوران. بلکه دقیقاً خودِ خودِ «مردم». معتقد هستم مردم فيلم را دوست خواهند داشت. چون اساسا اين فيلم، براي مردم و متعلق به مردم است.
حلقه وصل: شخصیت اصلی «دیدن این فیلم جرم است» یک معلم است که به واسطه قرار گرفتن در یک موقعیت بحرانی، قلمش را بر زمین گذاشته و اسلحه به دست گرفته، عدهای پیام فیلم شما را درواقع تجویز نسخه برخورد خشن در مواجهه با چنین موقعیتی میدانند. نظر شما چیست؟
زهتابچیان: من یک خطای سیستمی را به پرده میآورم و به دنبال این هستم که چرا چنین خطایی در این سیستم وجود دارد. برخی منتقدین نوشتند که کارگردان فیلم اسلحه را بر قلم مقدم میداند و هرگونه مذاکره با غرب را مایه خفت میداند. اگر بحث ما کاپیتولاسیون بود دیگر سرهنگ نیروی انتظامی و فرمانده سپاه و آن روحانی وارد داستان نمیشدند. آن مرد مست سطح قصه است و در عمقش چیز دیگری وجود دارد. اتفاقا من در شرایطی هستم که مدام اسلحه را نفی میکنم. من از همه منتقدانی که این نقد را مطرح کردند، میپرسم که شما اگر جای کاراکتر امیر بودید، چه میکردید؟ خودتان را جای او بگذارید که این بلا سر زن و بچهاش آمده است؛ امیر چه کار باید میکرد؟ یک مشت قلدر آمدهاند و دارند او را میبرند. من آن اسلحه را بیدلیل دست امیر ندادهام. حتی خود امیر هم گفت که این اسلحه را آنها دست من دادند!
حلقه وصل: آیا باید «دیدن این فیلم جرم است» را «آژانس شیشهای» دهه 90 بدانیم؟
زهتابچیان: من با این فرض موافق نیستم؛ «آژانس شیشهای» را استادی ساخته که من خیلی او را دوست دارم و به لحاظ ذائقه هنری هم به ایشان خیلی شباهت دارم اما فیلم آژانس شیشهای خیلی درباره بیعدالتی نبود و ما در فیلممان به شکل جدیتری درباره بیعدالتی صحبت میکنیم.
شفاه: جالب است که بگویم همان زمان که فیلم آژانس شیشهای در جشنواره فجر به نمایش درآمد، در نشست خبری آن در جشنواره فجر از آقای حاتمیکیا پرسیدند که چرا فیلمشان شبیه به فیلم معروف «بعد از ظهر سگی» ساخته شده و آقای حاتمیکیا گفتند که از ساخت آن فیلم اطلاعی نداشتند. احتمالا 20سال بعد هم فیلمی شبیه فیلم ما ساخته خواهد شد! چون به هر حال موقعیت دراماتیک هر دوی آنها یکی است. فکر میکنم گرههای ذهنی که فیلم برای مخاطب ایجاد میکند خیلی مهمتر از موضوع این شباهتهاست! مخاطب عام درگیر این شباهتهای احتمالی نیست و اتفاقا نکات دیگری در محتوای فیلم برایش اهمیت دارد.
حلقه وصل: تصویری که در این فیلم از نیروهای نظامی (بسیج، سپاه، نیروی انتظامی) نشان داده میشود، موجب نقدهای بسیاری به این فیلم شد. بازخوردی هم از خود نهادی نظامی کشور در این زمینه داشتید؟
شفاه: جالب است در میان تماشاچیانی که مخالف این فیلم بودند عدهای به شدت معتقدند فیلمی است که به آرمانهای انقلاب خیانت میکند و کسانی هم بودند که معتقدند ما پول گرفتیم که بسیج را تطهیر کنیم و در واقع نقطه مقابل آن هستند. به هر حال این حاشیهها هم بخشی از جنس فیلمسازی است. در ارتباط با با تصویر نیروی انتظامی در این فیلم باید بگویم که ما پیشنهاداتی از سوی نیروی انتظامی برای تغییر بخشهایی از فیلم داشتیم و ما هم تغییراتی را اعمال کردیم. البته همانطور که در نشست خبری این فیلم در زمان جشنواره فیلم فجر هم به آن اشاره شد، نیروی انتظامی هیچ همکاری برای ساخته شدن این فیلم با ما نکرد و تمام تلاش خود را هم کرد تا این فیلم ساخته نشود و حالا که ساخته شده به نظرم متوجه شدهاند که فیلم به لحاظ چارچوبی که ایجاد میکند به شدت به سود نیروی انتظامی است و تصویر خوبی از این ارگان ارائه میکند. سپاه و بسیج هم در این فیلم حضور دارند و نکات و پیشنهاداتی را در رابطه با صحنههایی مطرح کردند و خدا را شکر با مذاکراتی که داشتیم، متقاعد شدند.
حلقه وصل: از بازیگران سرشناس کسی هم بوده که شما برای نقشی در نظر گرفته ولی او به خاطر فضای سیاسی فیلم به پیشنهاد شما پاسخ منفی داده باشد؟
زهتابچیان: بعضی از دوستان بازیگر فیلمنامه را دوست داشتند اما چون در لباس بسیج بود، گفتند دوست ندارند! چند نفر هم درگوشی به ما گفتند که تیپ ما با این فیلم سازگار نیست و بعداً ممکن است برای ما دردسر شود. البته من لازم میدانم در اینجا این نکته را هم مطرح کنم که نقل قول غلطی از من در رسانهها درباره بزدل خواندن بازیگران آمده بود که باید بگویم من پناه می برم به خدا، از اینکه کسی را بدون دلیل بزدل بخوانم. حرف من این بود که اگر بازیگری از فیلمنامه خوشش نیامد و گفت به این دلیل حاضر نیست در فیلم بازی کند، اقدام او اتفاقاً ستودنی است. اما اگر بازیگری از فیلمنامه خوشش آمده و گفته است که این فیلم حرف حقی را میزند اما من از حضور در آن ترس دارم، این اسمش حتماً بزدلی است!