
حلقه وصل، سروش حبیبی:
«هناس» درست در نقطه درست ایستاده: ترسیم هنرمندانه و دقیق دغدغه، نگرانی، انتظار و فکر همسر یک شهید نسبت به مجاهدت و کوشش متعالی همسر خود. در همه این سالها، پس از تمام درگیریها و مواجهههایی که انسان معتقد به انقلاب اسلامی با خصم و نفاق داخلی و خارجی داشته و شهدایی که در صحنهها و عرصههای متعدد و پرشمار جهاد تقدیم شده، تصاویر فراوانی از شهدا در قالبهای مختلف هنری پدید آمده است. در 10 سال اخیر با نگاه عاطفی به پدیده سخت و خشن جنگ، روایتهای هنرمندانهای از مادران شهدا تولید شده است، اما درباره همسران شهدا، کمتر اثری به چشم میخورد. «هناس» نخستین گام بلند سینمای ایران برای جبران این نقیصه است.
ماجرای «هناس» پر است از عناصر مهیج و پتانسیلهای درام، چرا که اساسا داستان زندگی شهید رضایینژاد با آن فراز و فرودهای عجیب و منحصربهفردش، سوژه بسیار مناسبی است برای ساخت فیلم سینمایی در ژانرهای مختلف؛ هم میتوان از آن یک اکشن شهری ساخت و هم میتوان یک اثر سینمایی امنیتی از آن تولید کرد. کارگردان در این اثر، به سراغ شهره پیرانی، همسر شهید رضایینژاد، رفته است، زنی که با همه شایستگی و استعداد و خلاقیت در تحصیل و کار خود، پذیرفته است همسر یک فیزیکدان ایثارگر و جستجوگر باشد.
بهرغم بازی فوقالعاده مریلا زارعی در نقش شهره پیرانی، اثر نمره متوسطی میگیرد. دانههای درام و بذرهای بلوغ فیلم در سکانسهایی چیده میشوند که مخاطب را چندان که شایسته است، برنمیانگیزد. روایت نتوانسته خود را از زیر سایه سنگین ماجرا بیرون بکشد، مشکلی که سینمای اقتباسی ایران همیشه با آن روبرو بوده است.
«هناس» زاویه دید فوقالعاده و بازیهای هوشمندانهای دارد، حتی ضربآهنگ پیوستهای دارد، اما برای مخاطب باذکاوت ایرانی که سنجه و ذائقهای دقیق دارد، جذابیت آن چنانی ایجاد نمیکند. «هناس» یک اثر ملی است، یک تولید شایسته و یک تمجید مناسب از مقام همسران شهداست. کوشش کارگردان برای تبیین مجاهدت یک همسر شهید، تحسین مخاطب را در پی دارد، ولی او را به مقصود کارگردان که الگوپذیری از شخصیتهای اثر است، سوق نمیدهد.
این رخداد به دلیل ضعف در پرداخت رابطه همسر شهید با شهید است. شهید رضایینژاد با بازی نه چندان جالب بهروز شعیبی دغدغهها و تعلقات خاص و مقدسی دارد اما این دغدغهها هیچ گاه بر نگرانی و انتظارات زنانه همسر تفوق نمییابد. جز سکانس بالکن که صحنه گفتگوی زن و شوهر است، رفت و آمد دغدغه شهید و نگرانی همسر پررنگ نمیشود، گویی هر دو در جهانهای متفاوتی زندگی میکنند.
فیلم در جاهایی که به زندگی و جهان شهید نزدیک میشود، رنگ پیدا میکند. در سکانسی در سالن دانشکده، شهید با دوست دوران قدیم خود که اکنون به کاسبی پروژهای افتاده، مجادله میکند. تنها در آن سکانس است که با یک داریوش جدی روبرو میشویم. کارگردان ترجیح میدهد عقب بایستد و با نوعی از محافظهکاری و تعلل، روایت را عرضه کند. وی به هیچ وجه به صفات و ویژگیهای پرکشش و پردامنه شهید که در خاطرات اطرافیان او روایت شده، نزدیک نمیشود. در «هناس» با تصویر محوی از شهید رضایینژاد روبروییم، فردی که جدی است، مشغول کار است، از برخی جهات به نگرانیهای همسرش بیاعتناست. در مقابل، تصویر پررنگی از همسر شهید وجود دارد که به دلیل ضعف در پرداخت، در ارتباط با شهید و در زندگی خود، تعیینکننده و جریانساز نیست.
با همه این نکات، «هناس» نمره بالایی میگیرد، اما ایکاش روایت از همسران شهدا به «هناس» متوقف نشود! «هناس» آغاز یک راه است برای رسمیت بخشیدن به نگاه و نظر همسران شهدا در زندگی آنان. این آغاز باید اندک اندک اوج بگیرد و جلو برود، هم با هدف ارائه روایتی انسانیتر از شهدا و هم برای پاسداشت مقام همسران آنان.
*منبع: شماره 101 نشریه فرهنگی تشکیلاتی حلقه وصل