
حلقه وصل: در پی شیوع بیماری کرونا استاندار قم و تولیتهای حرم حضرت معصومه(س) و مسجد مقدس جمکران در نامهای مشترک اعلام کردند که درب این دو مکان مقدس تا اطلاع ثانوی به روی زائران بسته خواهد بود.
این گزارش حاکی است با وجود تصمیم قانونی اتخاذ شده و دستور تولیت حرم حضرت معصومه(س) مبنی بر بسته شدن دربهای حرم، عدهای اندک از افراد معلوم الحال با تجمع در مقابل درب ساعت حرم مطهر، اقدام به شکستن بخشی از درب کرده و حریم آستان مقدس را شکستند. در ادامه حرکتهای این عده که سعی داشتند از احساسات پاک مردمی استفاده کنند، برخی از آنها موفق به بازکردن یکی از دربهای حرم از سمت صحن جوادالائمه شده و وارد حرم مطهر شدند.
پس از ورود این افراد به حرم مطهر(س) جمعیت توسط خدام متفرق شده و درب حرم مطهر بار دیگر بسته شد.
همچنین در اتفاق مشابهی، عدهای به گیت ورودی حرم مطهر امام رضا(ع) هجوم برده و تلاش کردند تا وارد صحن شوند.
محمدرضا کردلو از فعالان رسانهای کشور، در یادداشتی تحت عنوان «خریت یا خط!» به موضوع حمله به حرمهای مطهر امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) واکنش نشان داده است.
در ادامه متن این یادداشت آمده است:
تصورش هم «العیاذ بالله» میخواهد و هزار بار زبانم لال! ولی اتفاق افتاده است. خلیفه عباسی در زمان حضور امام معصوم، کربلا را شخم میزند و به حرم امام حسین(ع) آب میبندد. گروههای مختلف شیعیان در هرجا که هستند، به شکلهای عجیب و غریبی بر این اتفاق مویه میکند. که از نگاه عدهای شاید حق هم دارند. عبدالعظیم حسنی که سفیر امام معصوم است، مردم را از قیل و قالها بازمیدارد و انذارشان میدهد به دوری از جهل. که حقیقتش همین است. اگر جهل امت نبود دیگر خلیفهای به نام اسلام بر آنها چیره نمیشد که حال تنها یکی از نتایجش تعرض و هتک حرمت به حرم اهل بیت باشد. اما امان از جهل. آنجا که از زبان مختار، درباره غربت اباعبدالله به استعاره میشنویم: من غربت و تنهایی پدرش علی را دیدهام. وقتی کوفیان با شمشیرهای آخته به خیمه اش ریختند و قصد جانش را کردند. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل کوفیان سوارند. آنها بازی را در صفین بردند. عراق، روزی فتح شد که قرآنهای مکر عمروعاص برنیزه رفتند!
امروز این فیلمهای حمله به حرم حضرت معصومه(س) و هتک حرمت آن مقام مقدس، به اسم زیارت(و البته زیارت زورکی) مرا یاد تصاویری که از صفین در حافظه ما ساخته شده است انداخت. آنجا که خوارج از همانجا برآمدند. آنجا که علی حی و حاضر بود و گفتند: والله نمیدانیم، باعلی بمانیم یا با قرآن بجنگیم! و جنگی که با پیروزی تنها ده ضربت شمشیر مالک فاصله داشت، مغلوبه شد. حکمیت پیش آمد و ابوموسی که مجسمه جهل کوفیان بود، انگشتر خلافت بر انگشتان معاویه کرد و علی تنها ماند! یکی در آن میان شاید گفته باشد کاش ذوالفقاری بود که گردن جهل این جماعت میزد!
نه اینکه مسئله حمله به حرم! به قصد زیارت و شکستن حریم، این همه حاد به نظر برسد که من را به یادآوری صفین و ماجرای خوارج مجبور کند. بله! در نگاه اول این همه حاد به نظر نمیرسد! اما مگر قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام نیست. از بین بردن جامعه مسلمین با دستانی که خطا میکنند و عقلهایی که نمیفهمند. این همه حاد نیست، اما وقتی میبینی ماجرای قم در مشهد هم تکرار میشود، میفهمی که این جماعت یا مبتلا به خریت واگیردارند یا خط میگیرند. البته که دومی بعید نیست. اذن دخول را به غلط و برای بازی با احساسات مردم بینوا، غلط ترجمه میکنند که شیعه انگلیسی را خوشحال کنند! و اگرنه اینها اگر دوستار شیعهاند چرا مثل طلبههای جهادگر 24 ساعته خدمت شیعه نمیکنند در بیمارستان فرقانی؟ اگر راست میگویند چرا بار از دوش مسلمان برادر خود برنمیدارند! آخر کمی هم عمل ببینیم از اینها!
چند سال پیش هم همین روال بود. مدافعان حرم در سوریه خون میدادند و اهالی قَمه، در مجالس وهن عزاداری، از خود خون میریختند. این کار را میکردند که وقتی در آن ینگه دنیا کسانی عاشورا را توی گوگل سرچ کردند، به جای «ما رایت الا جمیلا»، تصویری مخدوش از شیعه ببینند. امان از جهل که ولمان نمیکند و من سوال همیشگیام را میپرسم که نمیدانم چرا خدا ما را با این جماعت امتحان کرد؟!