
سرویس دریچه: مسئولان و کارگزاران نظام در هشتمین روز از ماه مبارک رمضان در حسینیه امام خمینی رحمهالله گرد هم آمدند و مخاطب سخنان راهبردی ۸۰ دقیقهای حضرت آیتالله خامنهای شدند. رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار صریحا احتمال وقوع جنگ نظامی میان ایران و آمریکا را منتفی دانستند و از مذاکره با آمریکا بهعنوان سم مضاعف یاد کردند.
به همین مناسبت، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در گفتاری از آقای فواد ایزدی عضو هیأت علمی دانشکدهی مطالعات جهان و کارشناس مسائل آمریکا، افول ایالات متحده آمریکا را بررسی میکند.
* آمارهای متعددی در مورد مشکلات داخلی آمریکا اخیرا منتشر شده است. رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام به بخشی از آن اشاره کردند. در این مورد توضیح بفرمایید.
بحث افول آمریکا یک بحث جدی و اساسی است و آمارهایی که در حوزهی اجتماعی و یا مشکلاتی که در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی دارد همگی مربوط به همین بحث افول است.
حالتی که ما در آمریکا داریم این است که کشور، کشوری نیستش که ده سال، یا پانزده سال پیش بود کشوری هست که دارد ضعیف میشود و افول پیدا میکند. بحث افول آمریکا هم در همهی حوزههایی که عرض کردیم بحثی جدیای هست. اصلاً یکی از دلایلی که آقای ترامپ رئیس جمهور شد همین بود. ایشان گفت که آمریکا دارد افول پیدا میکند و من آمریکا را دوباره به جایگاه اول برمی گردانم و از این جهت مردم آمریکا هم که آنجا زندگی میکنند و خودشان شاهد افول آمریکا هستند این سؤال برایشان جذابیت داشت و یکی از دلایلی که به ایشان رأی دادند همین بود.
در آمریکا این بحث افول هم دارای اجماع است. من چون در دانشگاه تهران مطالعات آمریکا درس میدهیم؛ رصدی نسبت به آمریکا روزانه داریم. من کسی را نمیشناسم در آمریکا که معتقد به افول نباشد و افرادی که در این حوزه کار میکنند، همگی بر افول اجماع دارند.
البته اینجا این نکته را هم باید اضافه کنیم که یک تفاوتی هست بین افول و فروپاشی. الان بحث ما افول است. یعنی کاهش قدرت هست نه لزوماً چند تکه شدن و فروپاشی. آن اتفاقی که برای شوروی افتاد این بحث ما نیست. بحث افول است. یک اصطلاحاتی هم باز کارشناسهای خودشان دارند که این افول را میگویند افول موریانهای. یک استادی را در آمریکا داریم به نام کریستفر لین استاد دانشگاه تگزاس هست. متنی را همین امسال در یکی از مجلات علمی پژوهشی در آمریکا در رابطه با همین بحث افول موریانهای چاپ کرده بود. افول موریانهای هم عرض کنم به این معنی هستش که یک وقتی هست به ظاهر، ظاهر خوبی هست، یعنی به ظاهر که شما نگاه میکنید این ظاهر خیلی مشکلدار نیست. ولی موریانه از درون دارد این میزی که مجلل است را از درون میخورد و پوک میشود و در یک بازهی زمانی کوتاهی از بین میرود. زمانی که میگویند افول موریانهای هست یعنی از داخل آمریکا دارد پوک میشود.
در فرمایشات رهبری هم روی بعضی از شاخصهای اجتماعی بیشتر تمرکز شده بود. در حوزههای دیگر هم همین طور هست. نه تنها اساتید آمریکایی این بحث افول را مطرح میکنند، حتی سندهای بالادستی در آمریکا هم این مسأله را اعتراف میکنند. مثلاً یک نهادی در آمریکا داریم به اسم شورای ملی اطلاعات. این نهاد چند وقت پیش یک گزارشی را منتشر کرده بود، در آن گزارش همان ابتدای گزارش در خلاصهی گزارش، خلاصهای که آمده بود آورده بودند که دنیای ۲۰۳۰ و الان ما ۲۰۱۹ هستیم یعنی یازده سال دیگر. در دنیای ۲۰۳۰ هیچ هژمونی نخواهیم داشت. یعنی اگر آمریکا هم یک زمانی ابرقدرت بوده دیگر تا یازده سال دیگر این حالت ابرقدرتی را نخواهد داشت. این نهاد به طور تخصصی کارش آینده پژوهی هست. آنها معتقد هستند تا سال ۲۰۳۰ دنیا چند قطبی میشود و آمریکا هم در نهایت یکی از قطبهای سال ۲۰۳۰ خواهد بود. و آن نکتهای که در آن متن آمده بود اینکه ما شبکههایی خواهیم داشت از کشورهایی که با هم متحد هستند و در نهایت آمریکا دیگر آن جایگاه خودش را از دست خواهد داد. این نکته برای ما خیلی مهم است، برای یک کشوری مثل جمهوری اسلامی که الان ۶۰، ۷۰ سال است از کودتای ۲۸ مرداد با آمریکا درگیر بوده است این نکته، نکتهی مهمی هستش که آمریکا دارد به تدریج تبدیل میشود به یک کشور معمولی.
یکی از نکاتی که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب هم بود همین بود که آن طرف دشمن هست منتها دشمن مشکل داری هستش و یکی از نکاتی که در همین صحبت اخیر هم صحبتهای دیگر وجود دارد نباید آمریکا را اینقدر بزرگ حس کرد و فکر کرد دربارهی آمریکا که بعد آن فرد احساس ضعف بکند و نگاهش نسبت به آمریکا نگاه واقعی نباشد و مشکلات آمریکا را نبیند و بعد احساس ضعف بکند.
واقعیت امر این هستش که آمریکا دارد تقلاهای آخر خودش را به عنوان یک ابرقدرت دارد انجام میدهد.
* چرا شاخص های افول اجتماعی تا این حد رشد کرده است؟
یکی از دلایلی که وضعیت اجتماعی آمریکا بحرانی شده است مشکلاتی است که در حوزهی اقتصادی دارند. بعضی از آمارها الان نسبتاً خوب است، مثلاً درصد بیکاری در آمریکا کاهش پیدا کرده است اما زمانی که شما روند را نگاه میکنید متوجه میشوید که در حوزهی اقتصادی هم آمریکا جایگاه خودش را واقعاً در دنیا از دست داده است. بعد از جنگ جهانی دوم حدود نیمی از اقتصاد دنیا دست آمریکاییها بود. حدود پنجاه درصد.
آماری که بانک جهانی داده می گوید الان ۱/۱۵ درصد اقتصاد دنیا دست آمریکاییهاست و همین بانک جهانی اعلام میکند که تا سال ۲۰۲۳ یعنی چهار سال دیگر این میشود ۷/۱۳ درصد.
خب قطعاً این افول اقتصادی هم بسیار جدی هست. یعنی آمریکا دارد جایگاه اقتصادی اش را از دست می دهد. پیش بینی میکنند که اقتصاد چین از آمریکا جلو خواهد زد و اقتصاد چین در این چند سال آینده رتبهی یک را در دنیا خواهد داشت.
در مورد افول سیاسی هم که کاملاً مشخص است شما یک فردی را مثل آقای ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا میبینید این جایگاه را میگیرد. این فردی که کاملاً از حرکات و رفتار و حرفها و اینها مشخص است که کشوری که این رئیس جمهورش میشود، این معلوم میشود در حوزهی سیاسی مشکلاتی را دارد تجربه میکند. و این انسداد سیاسیای که در آمریکا وجود دارد عجیب است.
شما تا همین چند ماه پیش دیدید دولت فدرال آمریکا ۴۵ روز کاملاً تعطیل شد. یعنی شما به ادارهی دولت فدرال رجوع میکردید برای کار اداری، به درب آن زنجیر زده بودند و حضور نداشتند.
این افول سیاسی در حوزهی بین الملل هم کاملاً مشهود است. یعنی آمریکا در دنیا جایگاه خودش را از دست داده است. مثلاً مؤسسهی تیو نظرسنجی کرده بود در ۳۷ کشور دنیا و محبوبیت آمریکا الان به حدود بیست درصد از زمانی که ترامپ رئیس جمهور آمریکا شده کاهش پیدا کرده است.
الان در انتخابات کنگرهی آمریکا حدود ۳۵ درصد مردم شرکت میکنند. انتخابات ریاست جمهوری یک مقدار بالاتر است. ولی در عمل یک بخش عمدهای از مردم آمریکا اعتماد خودشان را به سیستم حکومتی خودشان از دست دادند. این شاخصهای عرض کنم اقتصادی و سیاسی را که مرور کردیم بعد این بحثهای فرهنگی و اجتماعی در نهایت پیش میآید. که بعد وضعیت مشکلات فرهنگی، اجتماعی و فقر عموم مردم. اینکه عرض کردم بعضی از شاخصها خوب است این مثلاً در بازار بورس آمریکا وضعیت نسبتاً خوب است. بازار بورس آمریکا شاخصهایش خوب است. منتها چند درصد از مردم در بازار بورس سرمایه گذاری کردند؟ وضعیت عموم مردم در آمریکا مشکلات جدیای را دارد. حتی سازمان ملل به خاطر این وضعیت بحرانی یک بخش عمدهای از مردم آمریکا یک گزارشگر ویژه منصوب کرد. این آقای "پروفسور فیلیپ آلستون" گزارشگر ویژهی سازمان ملل شد و گزارشی را که چند وقت پیش منتشر کرد یک جملهای دارد که قابل توجه است. میگوید: "آمریکا تنها کشور توسعه یافته است که بر این نکته اصرار دارد که در عین اینکه حقوق بشر از اهمیت بنیادی برخوردار است شامل حقوقی که از مرگ ناشی از گرسنگی و یا رشد در محیط محرومیت مطلق حفاظت کند نمیشود. "
وزارت مسکن آمریکا آخرین آماری که داده است اینکه ۵۵۴ هزار نفر یعنی بیش از نیم میلیون نفر در آمریکا بی خانمان هستند.
از این ۴۱ میلیون نفر که رهبری فرمودند در آمریکا گرسنه هستند حدود ۱۲ میلیون نفرشان نفر کودک هستند. یکی از موسسات معتبر آمریکایی می گوید چهل درصد از خانوادههای آمریکایی برای برآوردن حداقل یکی از نیازهای اساسی خود مانند غذا، بیمه، سلامت، مسکن یا قبض آب و برق دچار مشکلند.
مصرف مواد مخدر هم در آمریکا حالت اپیدمی دارد. یک کشوری هستش بله یک درصدی از مردم متأسفانه مشکل مواد مخدر دارند. ولی یک وقتی هستش مصرف مواد مخدر اپیدمی میشود، حالا این گزارش مرکز آمار سلامت آمریکاست. یک مرکزی دارند به اسم آمارهای سلامت. بیش از دو میلیون آمریکایی به مواد مخدر معتاد هستند. چندی قبل یک ویدئو را میدیدم که یکی از این کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا از دموکراتها در یک جلسهای بود. پرسید که چند نفر_ از افرادی که در سالن حضور داشتند_ یا خودشان یا یکی از نزدیکانشان با این معضل مواد مخدر مواجه هستند؟ تقریباً همه دستشان را بالا کردند. یا خودشان مشکل داشتند یا خانوادهشان مشکل داشت. نتیجهاش این می شود درصد خودکشی بالا در آمریکا.
* به نظر شما عینیت دادن و معرفی این وضعیت در داخل چگونه باید باشد؟
ما در کشور یک مشکلی داریم که مشکل این ده سال و بیست سال و پنجاه سال گذشته هم نیست. این مشکلی هستش که برمیگردد شاید به دورهی قاجار و آن نگاه غرب گرایانه است در کشور. مشکل ما با غرب گرایان داخل کشور خودمان است که نگاهشان به غرب است. و این نگاه به غرب نتیجهاش این شده که خیلی از کارهایی که در کشور باید انجام بشود، نشود. این نگاه به درون و نگاه به ظرفیتهای داخلی مغفول است. میماند. چند سال کشور معطّل آمریکاییها شد که حالا مثلاً فلان کار را انجام بدهند، فلان تحریم را بردارند یا برندارند و یا اروپا فلان کار را بکند و هنوز هم ما درگیر هستیم. هنوز هم بازههای زمانی شصت روزه و ... داریم.
الان به نظر من با توجه به اینکه یک فردی مثل ترامپ سر کار است که باز این در فرمایشات آقاست که ما باید از ایشان به نوعی تشکر کنیم چون واقعیت آمریکا را بدون روتوش دارد برملا میکند. الان دیگر در دورهی ترامپ و بعد از دورهی ترامپ ما نباید جریان غرب گرا در کشور اصولاً داشته باشیم. این جریان باید کاملاً از صحنهی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور محو بشود. چرا؟ چون خود غربیها که مشکل دارند بر اساس آمارهای متعدد. خود آمریکا که رو به افول است، افول هم جدی هست. ریاست جمهوری آقای ترامپ هم این افول را سرعت بخشیده است و بعد هم اگر ظرفیتهای خوبی در غرب وجود دارد که هست؛ بله ظرفیتهای خوبی هم هست اما آمادگی تعامل و همکاری با ما را ندارند. الان ببینید ایرانیها را به آمریکا اصلاً راه نمیدهند. یک زمانی بود بحث این بود که حالا ما دانشجو آمریکا بفرستیم یا نه؟ الان آن سؤال دیگر منتفی شده است. اصلاً اجازه این ورود ایرانیها را دیگر نمیدهند و رسماً ممنوع کردند.
اگر این واقعیتها را ما ببینیم دیگر باید، دل از غرب بکنیم. حالا خیلی کار سختی است برای یک بخشی از نخبگان جامعهی ما که دل از غرب بکنند. ولی واقعاً برای پیشرفت کشور نیاز داریم دل از غرب بکنیم و این یک موهبت بزرگی هست. من عرض کردم از زمان قاجار ما گرفتار جمعیتی در کشور بودیم که همهاش نگاهشان به غرب بود. امروز فرصت مناسبی است تا از این تجربه ها درس بگیریم.