
سرویس حاشیهنگاری: ناراحت نیستم از اینکه یک روحانی را ترور کرده اند. نخیر، آن طلبه همدانی حقش بود که کشته شود! حتی در این شرایط، خبر مرگ روحانی میتواند خوشحال کننده باشد! حقش بود که گلوله بخورد و خاموش شود. طلبه ها و روحانیت ما نمیتوانند با بیل دست گرفتن در سیل خوزستان و لرستان و کول کردن مردم سیل زده بر کم کاری هایشان سرپوش بگذارند! مردم ما فراموش نمیکنند که امثال این روحانی، چطور چهل سال است که سوار کول شان شده اند! وگرنه، باری را که باید طلبه ها بردارند، چیز دیگری ست. کار و بارهایی را که با خودکار نکرده ای و برنداشته ای، با بیل نمیشود انجام داد و جا به جا کرد! از طرفی فرمایش شاهزاده پهلوی هم باید اجرا میشد. او باید کوتاهی پدر تاجدارش را جبران کند. اصلا همان زمان رضاشاه کبیر باید تمام آخوندها را اعدام میکردند و خلاص...
ناراحت نیستم که آن طلبه همدانی را از پشت سر زده اند. ناراحت نیستم که در عکس مربوط به این ترور، پاهای لاغر و نیم تنه جسم نحیف آن طلبه، که ساکن یکی از مناطق فقیر نشین همدان بود، از زیر عبا بیرون مانده بود و ردی از خون بالای سرش افتاده بود. ناراحت نیستم که برخی از نیروهای اصلاح طلب نیز وقیحانه سعی کردند حتی از همین یک رد خون گل آلود خشک شده بر روی زمین ماهی خودشان را بگیرند. بیشتر از این کشش ندهم؛ راستش را بخواهید، متاسفانه بنده اصلا شرایط متاسف و ناراحت شدن را در یک یادداشت کوتاه ندارم. یعنی ظرفیت ناراحت شدنم، مثل ظرفیت هتلهای چند ستاره رامسر، در نیمه خرداد و تعطیلات نوروزی، از سالها قبل رزرو و تکمیل شده است! آن هم دقیقا از طرف آقازاده ها و پسر خاله های همین امثال جناب عباس عبدی. به عبارت دیگر، متاسفانه «تاسف دانی ام» دیگر جا ندارد. این یادداشت را نیز دارم مینویسم، به جای متن کاغذ آ چهاری که باید بالای پیشانی ام آویزان میکردم: ظرفیت حرص خوردن تکمیل است، لطفا سوال نکنید...
وگرنه، عباس عبدی در یادداشت روزنامه اعتماد چرا نباید از فرصت سواستفاده میکرد؟! اصلا اصلاح طلبی یعنی تبدیل هر نوع تهدیدی به فرصت. امثال عباس عبدی میدانند که فقط در فضایی بلاتکلیف مابین گرایش به پهلوی و گرایش به جمهوری اسلامی است که فرصت جولان دارند. وگرنه هر یک از طرفین که غلبه کنند، همین جماعت ، مثل فیلتر سیگار یا پوست تخمه هایی که بعد از هر بازی فوتبال، در ازدحام عجله مردم برای خروج از استادیوم زیر پا میمانند، لگد کوب میشوند! چه کسی حاضر است به جای شهبانو فرح و احتمال بازگشت گوگوش ، برای امثال آقای عبدی تره خورد کند؟! چه کسی ساقیان بازگشایی در میکده ها و رقاصان کاباره ها را به «قهرمانان جلوگیری از دیوار کشی در پیاده رو» ترجیح خواهد داد؟! این نوع اصلاح طلبان در مقایسه با خاندان همایونی سلسله پهلوی، مثل استامینوفن میمانند در برابر هروئین! حالا گیرم برخی شان کدئین دار هم باشند...
از آن اوباش شهید راه ناموس وطن هم حوصله ندارم چیزی بگویم! ناراحت نیستم که بالاخره پس از سالها دربدری و جرزنی، این جماعت هم «صاحاب شهید» شدند! آن هم قهرمان احمقی که برای جذب موقت چند هزار فالوئر اینستاگرامی، جان ناقابلش را خرج کرد! (لات فالوئر باز هم دیدیم! به جای «رفیق بی کلک مادر») میخواست زنده بماند که چه کند؟ فوقش در مجموع، چند تن آهن را میخواست با دمبل زدن بالا و پایین کند! وگرنه همین مقدار عضلات متورم نیز از سر مورچه ها و کرمهای داخل قبر زیاد است! چون بنا ست جنازه بخورند، نه پیتزا پرورش اندام!
اصلا اگر شهدای دفاع مقدس ما نبودند، الان نیروهای حشدالشعبی نوامیس ما را صیغه نمیکردند. ارتش تا دندان مسلح و اتو کشیده صدام کجا و نیروی های ساندیس خور شیعه عراق کجا؟! حیف نیست دامادی مثل صدام و نیروهای بعثی اش را با این آدمهای تازه ذوب شده در ولایت فقیه عوض کرد؟! حیف نیست ناموس وطن حدود 38 سال خانه نشین شود و بترشد؟! آن هم ناموسی که از سربازان تفنگدار امریکایی گرفته تا ملوانان نیروی دریایی ملکه بریتانیا خواستگار داشته است! حتی همین اواخر فداییان خلیفه داعش رسما گل و لوله و شیرینی فرستاده بودند که برای خواستگاری از همین ناموس وطن اجازه خدمت رسیدن بگیرند. (گل را که لوله کنی، میشود گلوله!) و تازه، حاضر بودند با کرور کرور دلارهای نفتی عربستان شیربها و مهریه بدهند...
«ما از خودمان داریم ضربه میخوریم، جناب قباد دیوانسالار!» عجب سیلی آبداری خورد این شهاب حسینی، در سریال شهرزاد! کاش نقش «عمه بلقیس» را همین بانو مهناز افشار بازی کرده بود! خیلی وقت است منتظرم این جماعت دیوانسالار به جان هم بیفتند و یکدیگر را پاره پاره کنند! نه افشای گاه و بیگاه چند فیش حقوقی نجومی بی مزه! نه گران کردن دلار ، دقیقا چند ماه مانده به انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری! نه سیلی خبر واردات چند تن شیرخشک فاسد! از این مسخره بازیها نه! اینها فقط به درد این میخورد که تیم جناب آشنا، با شک درمانیهای رسانه ای خود، افتضاحات برجامی را ماست مالی کنند و معلوم نشود چی به چیست...
حیف که تا نظام مقدس جمهوری اسلامی پا بر جا ست، این کفتارهای تشنه قدرت و فرصت طلبان سبز لجنی، در آنارشیسم و هرج مرج حاصل از فقدان هرگونه قدرت مرکزی، به جان هم نخواهند افتاد و خرخره ی هم را نخواهند جوید! از این نظر واقعا حیف که این نظام مقدس تا دوران ظهور برقرار خواهد ماند و امثال این پرزیدنت هویج هم هیچ غلطی نمیتوانند بکنند و نتوانست که بکند! حیف که دوره ، دوران رگبار متن ها و یادداشت نویسندگان کوتاه نویس ست! یادداشت آدمهایی که معمولا حرفی برای گفتن ندارند و اگر کوتاه ننویسند، چه میخواهند بنویسند؟! چون اربابان فکری شان چهارصد سال فرصت داشته اند که هر قدر میتوانند ، از مزخرفات داخل ذهن شان بنویسند! و حالا این جماعت، باید به صورت لیزری و کوتاه، همان چرندیات را مدام نشخوار کنند و به کنت و کانت شان نوک بزنند ...
امثال بنده و شما که اعتماد نداریم، از کجا شروع کنیم و تا کجا بگوییم؟ چطور اصلا توضیح بدهیم که اصل ماجرا چیست؟ ما از خودمان داریم ضربه میخوریم، جناب قباد دیوانسالار! برای همین هم هست که حالا کتک خور امثال بانو شهرزاد و مهناز افشار شده ایم، جناب دیوانسالار! چه خاکی توی سرت بریزم، جناب دیوانسالار؟!
ببین مخاطب عزیز! فوق آخر بنا شده، امت حزب الله کمپین جمع آوری امضا راه بیندازند، برای اعلام جرم به ساحت مقدس بانو مهناز افشار! که چرا با توئیت یک شبه ی یک شبهه فتوا، جواز قتل یک طلبه مظلوم همدانی را صادر فرموده؟ مگر سلبریتی های ما نمیدانند که لب تر کنند، تمام آخوندها را از دم تیغ خواهند گذراند؟ گرفتی چه میگویم؟!
و فوق فوق فوق آخرترش... ثابت کنیم که نیروهای حشدالشعبی کسی را صیغه و جهاد نکاح نکرده اند! حالا چطور به خلق الله توضیح بدهیم که، اصلا روحانیت شیعه مزخرفی به اسم «جهاد نکاح» مگر دارد؟! این فتوا از ذهن حجری حرامزاده هایی درآمده است که قرنها ست شیعه را «ابن صیغه» مینامند! گرفتی چه شد؟! یا همین جا وسط یک یادداشت کوتاه برایت رگباری آمفاکتوس بزنم؟!
حوزه علمیه ما اینجا گلوله خورده است که «صیغه یعنی جنایت»! شهرزاد و مهناز افشار ممکن است که مجبور شوند همزمان با «قباد» و «فرهاد» ازدواج کنند! اما مرد مسلمان حق ندارد آیه مربوط به چند همسری را که نص صریح قران کریم است، انکار نکرده... و از آن اعلام برائت نکند! متوجه ای مخاطب عزیز! من و تو وسط گروه های آتئیستی مجبوریم توضیح بدهیم که: ابله! چند همسری در شرایط خاص فقط «مجاز» است، نه «واجب»! مثل وقتهایی که قانوگذار میگوید: هیچ خودرویی حق ندارد در سطح شهر از 60 یا 80 کیلومتر در ساعت تندتر برود، مگر آمبولانس ها و آتش نشانی ها و ماشین پلیس و ... بنز ضد گلوله دوستان جناب عباس عبدی!
آن وقت می بینیم تمام رسانه های امت حزب الله بسیج شده اند که بگویند: ما بسیجیهای ذوب در ولایت فقیه ایرانی و عراقی ، رسما از «صیغه» اعلام برائت میکنیم! و اشتباه کردیم که برای کمک به هموطنان بانو مهناز افشار از سیل ، به ایران آمدیم. نمیدانستیم که در ایام راهپیمایی اربعین، وقتی میلیونها زائر ایرانی را روی تخم چشم مان و بین زن و بچه های خودمان جا میدهیم، احتمال «جهاد نکاح» مطرح میشود! همان جهاد نکاحی که جهادگرانش آمده بودند بعد از عقد دائم کردن ناموس شیعه در عراق، به خواستگاری بانو مهناز افشار بیایند...
بانو مهناز افشاری که از سر تا پایش «خوشگل حجابی» می بارد...
و اگر مثل بانو گلشیفته فراهانی در داخل کشور آزاد بود، الان تمام اسکارهای جهان هنر و سینما را درو کرده بود...
چون این بی حجابهای بدبخت خارجی هنرپیشه خوشگل ندارند... که اگر پخش فیلمهای مستهجن امریکایی مجاز بود، تازه معلوم میشد بانو مهناز افشار چقدر هنرمند تشریف دارند و چطور گل میکنند... و تمام گلهای دیگر را لوله...
بنده در باقیمانده این یادداشت مثلا کوتاه (!) ترور ناجوانمردانه طلبه همدانی را تسلیت عرض میکنم. و از جناب عباس عبدی دیوانسالار عذرخواهی میکنم که دوستان بنده خیال کرده اند، میتوانند به صورت استثنایی، از امثال «تتلو» در برابر «ساسی مانکن» ستاد انتخابی شیخ کروبی ... باران کوثری، رشیدی، فرح نژاد، حامد همایون و ... خیل اسکادران سلبریتی هایی چون مهناز افشار (که وزرای ارشاد شما لب تر کنند، هزار فروند در هزار فروند، در دم و دستگاه شان ردیف میشوند) استفاده کنند...
تا نترکیده ایم ... والسلام.