
حلقه وصل: ناصر شفیعی/ میخواهم از تجربه بگویم، از خودباوری از جوانانهای که در همین کشور و در همین نزدیکی اتفاق افتاده و حتماً شما هم در مورد آن دیده و شنیدهاید.
کارگردان جوانی که اولین فیلم بلندش را ساخته و هنرپیشههایش اکثراً از بچه مسجدیهایی هستند که تا بحال تقریباً هیچکاری در عرصه فیلم انجام ندادهاند. اما بخوبی از پس نقشهایی که به آنها سپرده شده برآمدهاند.
فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» تا به حال جمعاً بیش از ۵ میلیارد فروش داشته است و در شهرها هنوز هم مشتاقانه برای دیدن آن به سینما میروند و حتی برخی برای چندمین بار بلیط این فیلم را خریداری میکنند.
نه موضوع پیچیدهای است و نه تعجب دارد. فقط کمی خودباوری و اعتماد به نفس و امید میخواهد، همان چیزی که این فیلم بخوبی آن را به تصویر میکشد و گمشده امروز سینمای ماست.
اخیراً گاه و بیگاه به هر بهانهای شاهد استعفا، تعطیلی، تحریم و... از طرف کسانی هستیم که سر سفره همین مردم به نان و نوایی رسیدهاند. هنرمند، سلبریتی یا هر اسم دیگری که برخیها با خود به یدک میکشند را ابزاری میکنند برای فشار حداکثری به مردم و جمهوری اسلامی.
ناراحت نیستیم! چرا باید از رفتن آنها ناراحت باشیم؟!
آنها دل در گرو دین که ندارند هیچ! قصد اینکه میهن خود کنند آباد را هم در سر ندارند. که اگر داشتند علیه وطن ترک وطن نمیکردند. انقلاب آغوشش باز است، دیروز مشتاقانه برای همه آغوش باز کرد و امروز هم، اما عدهای تیغ کشیدند و عدهای تیغ. اولی از تن وطن، دومی بر تن وطن.
القصه! از وطن گفتیم از قهرمانانش نه! از روح و جانش نه! قهرمانانش در خیابان تشییع شدند و دیدیم که مردم دل یک دله کردند و زلفشان را با شهدایشان گره زدند.
القصه!
ایران اسلامی برای تعالی و رشد هرچه بیشتر نیازمند تخلیه ناخالصیهاست، سینمای انقلاب اسلامی نیز برای درنوردیدن قلههای تعالی هنر متعهد، نیازمند تخلیه است تا به تحلیه و شیرینی زایدالوصف مدنظر برسد.
امروز شاهد پاک شدن عرصه فرهنگ، هنر و رسانهایم. طهارتی که سالها نیازمند آن بودیم و امروز درصدد دستیابی به آنیم.
پرواضح است آنهایی که اشک تمساح میریزند برای مرگ یا زندگی کسی نیست، که اگر بود دایه مهربانتر از مادر نبودند.
باید گفت از خانواده شهدای هواپیما تا همه بدانند روایت فتح ما در سینههای اینهاست. دکتر جبلی پدر شهید محمدامین جبلی(از شهدای سانحه هوایی اخیر) میگوید: «تا همان روز آخر[محمدامین] میگفت من هنوز عزادار سردار سلیمانی هستم؛ مادرش به او گفت حالا نرو، ممکن است جنگ بشود؛ پسرم گفت اگر جنگ شد، اولین نفری که برمیگردد من هستم.»
این روزها کم نشنیده و ندیدهایم اظهارات خانوادههای شهدای هواپیمایی اخیر را، با همه غمی که دارند، دغدغه انقلاب و اسلام و امنیت کشور اولویتشان شده اما عدهای به بهانه همین حادثه، آنهم چند روز بعد با سفیر انگلیس در اقدام علیه آرمانهای همان شهدا یکصدا میشوند.
بگذریم از خیانتهای این عده به عرصه فرهنگ هنر چیست، بگذریم که از فساد و ولنگاری و سیاهنمایی و دهها موضوعی که باید گفت و مجال نیست.
مهم اینست که امروز ایران امیدوارتر از دیروز میدرخشد. آنچه هنر و هنرمند متعهد مینامیم، آنچیزی است که امروز به آن نیاز داریم.
نیازی که سالها بدنبال آن بودیم و تا اشباع شدن فاصله زیادی داریم؛ چرا که از ظرفیت جهانی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی نباید غافل شویم، عرصهای که تشنگان زیادی در دنیا عطش آن را دارند.
امروز وقت آن است که انقلاب هنری رقم بزنیم تا همه بدانند عرصه فرهنگ، هنر و رسانه هم میتواند، حاج قاسم سلیمانی سینما و رسانه داشته باشد.
به مناسبت طهارت این عرصه امیدوارم جوانان، جشنواره فیلم فجر را از اسارت کلمات و مدیران و سلبریتیها خارج کنند تا شاهد طلوع فجر دیگری باشیم ان شاءالله... او ایستاده برایمان دعا میکند و حتماً آنطرف دستش برای کار فرهنگی بازتر است...