
شاید بتوان پیشینه جنبش دانشجویی در ایران را به روزگار مشروطه و فعالیت دانشجویان که برای تحصیل در زمان قاجار به خارج کشور رفته بودند، در نهضت مشروطه بازگرداند.
اما اگر بخواهيم به نقش دانشگاه و دانشجويان در مبارزه با امپرياليسم بپردازيم مي بايست با نگاهي تاريخي از زمان تأسيس اين نهاد در ايران به تحليل روند اين مبارزات پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي بپردازيم، مي بايست آن را در تاريخ جنبش دانشجويي مسلمان و در قالب انجمن هاي اسلامي دانشجويان بنگريم، چرا كه مطمئناً يكي از پايه هاي اساسي مبارزات دانشگاهيان عليه آمريكا و نظام ليبرال سرمايه داري را مي بايست در باورها و اعتقادات اسلامي آنها كه متأثر از شخصيت هاي خاصي همچون آيت الله طالقاني، بر اثر جاذبه و عمق فكري و معرفتي آنها در تعامل نزديك و مستقيم با دانشجويان به وجود آمده بود جستجو كرد.
چنين اعتقادي در جريان دانشجويي باعث گرديد كه دانشجويان مسلمان در طول سال هاي دهه 20 و 30 همواره در مقابل انحرافات مختلف رژيم وابسته پهلوي به امريكا دست به اعتراضات مختلف بزنند، كه مي توان 16 آذرماه سال 1332 را نيز از اين منظر به عنوان نقطه عطفي در تاريخ مبارزات دانشگاه ثبت كرد؛ روزي كه جریان دانشجویی مسلمان بر خلاف بسياري از سياسيون و روشنفكران چپ و راست- كه يا خود در شكل گيري كودتاي آمريكايي دخالت داشتند و يا با دولت كودتا كنار آمده بودند- براي مقابله با استبداد و استکبار وارد ميدان شد تا آنجا كه خونش، سنگ فرش هاي دانشگاه تهران را رنگين نمود.
البته برخي حركت هاي اعتراضي همچون برپايي تظاهرات به هنگام عقد كنسرسيوم در ارديبهشت 33 و شركت فعال دانشجويان در ميتينگ دي ماه 39 در جلاليه، تظاهرات گسترده در مخالفت با انتخابات دوره بيستم شورا در بهمن ماه 39، آتش زدن اتومبيل دكتر اقبال رئيس وقت دانشگاه تهران و تظاهرات بر ضد ورود ملكه اليزابت به تهران در اسفندماه همان سال، باعث گردید تا دهه 30 تحت تاثیر ابتدای این دهه روندی ناآرام و مبارزاتی بر عليه امپرياليسم و وابستگان داخلي آنها را در دانشگاه های کشور به نمایش گذارد.
در اين بين دهه 40 برای جریان دانشجویی مسلمان دهه رشد نرم افزاری و فکری به حساب می آمد و ضديت و مخالفت بنيادين با رژيم و سرسپردگي به آمريكا از شاخصه هاي اين برهه از تاريخ دانشگاه مي باشد كه مطمئناً واقعه ۱۵خرداد ۱۳۴۲ نقشي اساسي در ايجاد تحرك و خيزش انقلابي دانشگاه داشته است. سالی که نه تنها در جریان دانشجویی بلکه در تاریخ انقلاب اسلامی ایران وقایع مهم و تاثیرگذاری را در خود جای داده است.
با رشد كمي و كيفي مبارزات دانشجويي از اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه، يك تحول بسيار عميق كيفي در حركت هاي دانشجويي بوجود آمد، به طوري كه بسياري از انديشمندان اسلامي با تكيه بر امكانات بالقوه دانشجويي راهي نو پيش روي جوانان گشودند. از جمله دكتر شريعتي، آيت الله مطهري، آيت الله طالقاني، آيت الله مفتح، آيت الله بهشتي، علامه محمد تقي جعفري و... با تأسيس كانون هاي فكري مانند حسينيه ارشاد، تلاش هاي گسترده اي را جهت پي ريزي بيداري اسلامي آغاز كردند.
روند تشدید سرکوب و اعمال حاکمیت مستبدانه توسط محمدرضا پهلوي- دست نشانده آمريكا- تأثیر مستقیمی بر مهاجرت دانشجویان به اروپا و آمریکا داشت؛ به طوریکه طی سالهای 52-1347 حدود سی هزار نفر برای ادامه تحصیل از کشور خارج شدند و این تعداد از کل دانشجویان داخل کشور بیشتر بود، این تعداد در سال های پایانی عمر رژیم از مرز صد هزار تن هم گذشت و جنبش دانشجويي مسلمان نه تنها در داخل كشور بلكه با پيگري مبارزات ضد امپرياليستي خود در خارج از كشور زمينه فراگير شدن مبارزات خود را فراهم آورد.
از مهمترين رخدادهاي جنبش دانشجويي پس از انقلاب اسلامي را مي توان تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان ماه سال 58 ناميد، كه در حقيقت نقطه تكامل مبارزه با استكبار دانشجويان مسلمان در دانشگاه ها پس از 16 آذر ماه سال 32 بوده است و به نوعي مي توان از آن به عنوان نقطه اوج موج دوم انجمن هاي اسلامي دانشجويان نام برد.
تسخیر سفارت آمریكا در تهران اگرچه تأثیرات مهمی در عرصه سیاست داخلی كشور داشت؛ اما مهمترین تأثیر را در روابط خارجی ایران برجای نهاد. از جمله برای اولین بار نقش تعیین كننده ای را برای یك كشور مستقل ایجاد كرد تا آنجا كه نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریكا در ۱۹۸۰ در ایران و توسط دانشجویان رقم خورد.
13 آبان در كشور ما محمل پیدایش حوادث مختلفى بوده است كه در شكل دهى تاریخ كشور و انقلاب اسلامى نقشى بزرگ و سرنوشت ساز داشتهاند: 13 آبان 42 تبعید حضرت امام خمینى «ره» در پى قیام مردمى 15خرداد و اعلام مخالفت ایشان با قانون استعمارى-آمریكایى كاپیتولاسیون، 13آبان 57 شهادت جمع زیادى از دانشآموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران در زمان اوجگیرى انقلاب و بالاخره 13آبان 58 تسخیر لانه جاسوسى ایالات متحده توسط دانشجویان پیرو خط امام.
در این میان، واقعه اخیر با توجه به ابعاد و پیامدها و همچنین گستره ملى- بین المللى آن از اهمیت و جایگاه ویژهاى در تاریخ انقلاب اسلامى برخوردار شده است به طورى كه با گذشت چند دهه از آفرینش آن، پیامدها و آثارش همچنان در صحنه سیاست داخلى و خارجى كشور، اثرگذار و بحثانگیز است.
این اقدام متهورانه یكى از منحصر به فردترین حركتها در تاریخ انقلابهاى اصیل و مردمى جهان بود كه شوكت و افسون قدرت امپریالیسم آمریكا را در هم شكست و اوج خفت و زبونى این اهریمن جنایتكار را به رخ جهانیان كشانید.
پس از تسخیر سفارت، دانشجویان كه خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مىنامیدند، با صدرو بیانیههایى به تشریح علل، انگیزهها و چگونگى انجام این اقدام انقلابى پرداختند. در یكى از اولین بیانیهها آمده است:"ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمریكاى جنایتكار به منظور اعتراض به دسیسههاى امپریالیستى و صهیونیستى، سفارت جاسوسى آمریكا در تهران را به تصرف درآوردیم تا اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم".
عنوان دانشجویان مسلمان پیروخط امام، از یك سو بیانگر تبلور خشم انقلابى امام و ملت مسلمان ایران از آمریكا بود و از سوى دیگر هر گونه شائبه وابستگى دانشجویان به گروه ها و دستجات سیاسى متعدد را منتفى مىساخت و امكان بهره بردارى از آن را به نفع جریانهاى مختلف، محدود مىساخت.
براى این اقدام انگیزههاى متفاوتى ذكر مىگردد: اعتراض نسبت به پذیرش شاه از سوى دولت آمریكا، اعتراض به عملكرد دولت موقت، كه كم كم به سمتى گرایش پیدا مىكرد كه دوباره دست آمریكا را در ایران باز كند، شناسایى جاسوسان آمریكایى و عوامل داخلى آنها، پایان دادن به توطئه گرى و سلطه جویىهاى آمریكاییان در ایران، نشان دادن ضربه شستى به ایالات متحده به تلافى طراحى و اجراى كودتاى 28مرداد 32، اعتراض به آمریكا به علت ایجاد فشار تبلیغاتى موسوم و انحصارى و كمك و حمایت از افراد ضد انقلاب و فرارى علیه انقلاب اسلامى.
گرچه خواستههاى دانشجویان از ابتدا تازمانى كه این موضوع به حل و فصل انجامید، تغییرات زیادى را نشان مىدهد؛ اما اصلىترین خواسته آنها كه رسماً و با صراحت تمام همواره ثابت ماند، عبارت بود از «عدم دخالت ایالات متحده در امور داخلى ایران».
این حادثه پیامدها و بازتابهاى بسیارى بر جاى گذاشت. حركت انقلابى دانشجویان مسلمان قبل از هر چیز دیگر، هیئت حاكمه آمریكا را به شدت گیج كرد. آمریكا كه به لطف لیبرالهاى حاكم در دولت موقت توانسته بود موقعیت از دست رفته خود در ایران را به تدریج بازیابد، با این ضربه سهمگین به شدت برآشفته گردید.
«كارتر» در كتاب خاطرات خود مىگوید: "4 نوامبر 1979 (13 آبان 1358) تاریخى است كه من آن را هرگز فراموش نخواهم كرد... ما شدیداً نگران بودیم.... در روزهاى نخست تصور مىكردم گروگانها به زودى آزاد خواهند شد، اما پس از آنكه بازرگان، نخست وزیر دولت موقت در كوششهاى اولیه خود براى آزادى گروگانها با شكست مواجه شد، نگرانى ها افزایش یافت".
در بین حاكمان دولت آمریكا نیز در مورد راه برخورد با ایران اختلافاتى پیش آمده بود. گروهى به نمایندگى «سایروس ونس» وزیر خارجه، راه هاى دیپلماتیك و گفتگو و در نهایت تحریمهاى اقتصادى و پروازى را پیشنهاد مىكردند و گروهى دیگر به رهبرى «زبیگنو برژینسكى» مشاور امنیت ملى، دخالت نظامى را براى حل مسأله گروگانگیرى لازم مىدانستند. این اختلاف تا به آنجا پیش رفت كه «سایروس ونس» پس از حمله نظامى آمریكا در صحرای طبس كه منجر به شكست آمریكا شد، استعفا كرد.
در هر حال تسخیر لانه جاسوسى هرچند از سوى دول استعمارى وابسته به شرق و غرب محكوم گردید، اما از سوى ملل محروم و تحت ستم جهان و نهضتهاى آزاديبخش جهان به شدت مورد استقبال قرار گرفت و باعث نضج گرفتن حركتهاى ضد استعمارى گستردهاى در سطح جهان و خصوصاً خاور میانه شد.
این حادثه بزرگ پیامدهاى گوناگونى را در پى داشت كه از آن جمله مىتوان به این موارد اشاره كرد: پایان یافتن رابطه استعمارى ایران و آمریكا، روشن شدن ماهیت ننگین ایالات متحده که پشت صورتک حقوق بشر و آزادی مخفی شده بود، جلوگیری از ایجاد بحران و آشوب با تسخیر مرکز بحران آفرینی آمریکا، از بین رفتن گروههای مارکسیستی، گروههایی که تا پیش از آن خود را تنها سردمدار مبارزه با امپریالیسم آمریکا میدانستند، بازگشت مردم به صحنه که با توطئههای دولت موقت خانهنشین شده بودند، شکست هیمنه و اسطوره جهانی آمریکا و بالاخره شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 1980 يكي از پر سر و صداترين پيامدهاي آن به شمار مي آمد.
کارتر که با ژستهای حقوق بشری و همچنین حل مشکلات بین آمریکا و چین و امضای موافقت نامه «کمپ دیوید» بین مصر و اسراییل وجهه ای صلح طلب برای خود کسب کرده بود، با تسخیر لانه جاسوسی تمامی وجهه و نفوذ خود را از دست داد به طوری که حتی نتوانست در مقابل حمله نظامی شوروی به افغانستان موضع مناسبی اتخاذ کند و کم کم موجبات افول حکومت خود و حزبش را فراهم کرد. «همیلتون جردن» رییس ستاد انتخاباتی کارتر در انتخابات سال 80 میگوید: "برای من روشن بود که کلید انتخابات در دست کسان دیگر در آن سوی دنیا است که تصمیم و عملشان تا آخرین لحظه قابل پیش بینی نیست، کارتر در هواپیما به من گفت: عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری کشور بزرگ ما نه در شیکاگو یا نیویورک بلکه در تهران تعیین میشود".
آنچه مسلم است اينكه جنبش دانشجويي مسلمان در سال هاي پس از پيروزي انقلاب، خط مشي خود در خصوص مبارزه با استكبار جهاني خصوصاً امريكا را پيوسته حفظ كرده است، استواري دانشجويان در دستيابي به حق ايران به فناوري صلح آميز هسته اي در عين تحريم هاي بين المللي و پايداري و مقاومت در مقابل عربده كشي هاي قلدرمآبانه استكبار و خشم انقلابي دانشجويان مسلمان در تجمع مقابل دفتر سازمان ملل متحد در اعتراض به تهديد اتمي «اوباما» رئيس جمهور كنوني آمريكا، ريشه در همان اصالت چندين دهه مبارزه دانشجويان مسلمان با امپرياليسم دارد كه نشان مي دهد جنبش دانشجويي در ايران همچنان در مسير آرمان هاي خود ثابت قدم مانده است.