
سرویس حاشیهنگاری: حمله تروریستی روز گذشته به مسجد النور در شهر کرایست چرچ نیوزیلند و شهادت پنجاه مسلمان از اتباع کشورهای مختلف را باید مهمترین خبر از آغاز سال نو میلادی دانست که جهانیان را در بهت و حیرت فروبرد.
بلافاصله و با مشخص شدن هویت عامل این حمله تروریستی مشخص شد که بازهم تفکر نژادپرستی با رنگوبوی نئونازیستی پا در عرصه گذاشته و همانطور که این تروریست گفته است، هدف وی مقابله با رشد موج اسلامخواهی در این کشور است. موجی که از نشانههای آن میتوان به رسوخ ریزنقشهای فرهنگی همچون نام، فرهنگ غذایی و حتی گسترش توریسم حلال در منطقه اقیانوسه در سبک زندگی آنگلوساکسونی دانست. از این رو بود که وی نام هفت تن از سران مسیحی در جنگهای صلیبی را بر اسلحه خود نوشته بود.
اما سوالی که این میان بیپاسخ مانده این است که چگونه یک جریان ضدیهودی با ریشه آلمانی تبدیل به یک جریان ضداسلامی شده است؟ آیا این تغییر و تحول دارای مشابه تاریخی هم است؟
در جامعه شناسی گروهها و نهضتها، موضوعی است بنام استحاله. استحاله یعنی اینکه یک گروه یا نهضت طی یک دوره زمانی دچار تغییر بنیادین در اندیشههای شکلدهنده خود میشود و عملا از آن چیزی که بود فاصله میگیرد. این روند برخلاف برخی نظرات تنها به عامل بیرونی و یا ماهیت خود ساختار وابسته نیست؛ بلکه برهمکنش این دو یعنی عامل بیرونی و ساختار سبب میشود استحاله رخ دهد.
مهمترین و شناختهشدهترین گروهی که دچار استحاله شده سازمان القاعده عراق است که طی یک بازه ده ساله به سازمان تروریستی داعش تبدیل شد. القاعده عراق به رهبری ابومصعب الزرقاوی طی یک روند عجیب از ماهیت بنیادین ضدآمریکایی خود استحاله یافته و به یک سازمان ضد شیعی بدل شد. به عبارتی این سازمان از جنگ با آمریکا (کافر بعید) به جنگ با شیعیان (مرتد قریب) تغییر کرد. این روند مدیون سه گام مهم حذف سران اصلی القاعده، روی کارآوردن لایه دوم فرماندهان القاعده که در زندانهای آمریکا (بوکا و ابوغریب) با سازمان C.I.A همراه شده بودند و تأسیس داعش به کمک افسران بعثی است.
با مرور تصاویری که تروریست نیوزیلندی طی چند ماه اخیر در صفحه شخصی خود در فضای مجازی منتشر کرده است میتوان ردپای چنین سناریویی را در گروهای نئونازیستی مشاهده کرد. این تصاویر نشان میدهد که عامل این حمله نشان «خورشید سیاه» را با خود حمل میکرد.
نشانی که ترکیبی از چندین صلیب شکسته در هم تنیده است که هماکنون مورد استفاده برخی گروههای نئونازی در آلمان همانند Schwarze Sonne و محافل خصوصی آنهاست.
این نشان، با الهام از نشانهای مخفی باستانی، کف سالن قلعه «وولزبورگ»، پایگاه ایدیولوژیک واحد محافظتی «SS» نازیها و هایروس هیملر، رئیس این واحد حک شده بود و نماد حکومت نازیها بر «مرکز جهانی نو» بود.
نگاهی به سخنان و مواضع بنیانگذاران چنین سازمانهایی نشاندهنده آن است که در زمان هیتلر تمرکز تبلیغاتی نازیها بر یهودستیزی بوده، اما امروز تمرکز عملیاتی و تبلیغاتی نئونازیها به مرور به سمت اسلامستیزی تغییر جهت یافته است. یعنی همان روند استحاله منجر به تشکیل داعش در اینجا نیز تکرار شده است. از نکات کمتر گفته شده تاریخی این است که بعد از اعدام اکثریت سران نازیسم دوره هیتلر، تعداد زیادی از این گروهها و سازمانها یا به استخدام سرویسهای اطلاعاتی غربی بالاخص سازمان جاسوسی موساد در آمدند و یا به سربازان خصوصی خاندان یهودی روچیلد تبدیل شدند.
نکته مشترک در هر دو روند استحاله یعنی حذف سران اصلی، تغییر اندیشه در مدت زندان به وسیله دستگاههای اطلاعاتی غربی و در نهایت همکاری با دشمنان سابق علیه دشمن جدید کاملا محسوس است.
بنابراین میتوان گفت که همان ساختاری که جریان ضدیهودی القاعده را به کنترل خود درآورده و داعش را از دل آن بیرون کشید، توانسته جریان ضدیهودی دیگری بنام نئونازیسم را دچار استحاله کند. پس باید منتظر تکرار گستردهتر چنین فجایعی در غرب باشیم، همانطور که بعد از حادثه نیوزیلند یک حمله به نمازگراران در انگلستان گزارش شد.