
حلقه وصل:
سالها پیش درباره مافیای بی عرضگی چند جا حرف زدم ولی هیچ جا هم انعکاس درستی نیافت، بی عرضگی البته در مقایسه با متوسط بودن خیلی هم بد نیست . بی عرضه ها را همه می شناسند اما متوسطها غلط اندازند،در هر کاری متوسط بودن بسیار لذتبخش است، متوسط ها با آرامش تمام می توانند با پلاکهای مختلفی عبور و مرور کنند، متوسط ها اعتدالی اند، طرفدار میانه روی اند و بهترین نصیبها را از همه چیز دارند،آنها نیروی مشترک همه جریانهای جامعه هستند. در هر طرفی که تجمعی تشکیل شود متوسط ها می توانند جزو هیات مدیره ها و هیات امناها باشند .در هر صنف و هر کاری وضعیت فتنه، بهار متوسط هاست، متوسط ها این مزیت را دارند که هیچ طرفی نیستند، نه خطری دارند و نه سودی و همه آنها را می پسندند، ما متوسط ها را حتی بر خودمان ترجیح می دهیم، متوسطها حتما بهتر از ما هستند چون نیروی میانه هستند،آنها پلاکی دارند که می توانند بین نیروهای مختلف تردد کنند و این کم مزیتی نیست.
وقتی برای خرید به مغازه ای می روم،دستی را می کشم و سوئیچ را بر می دارم، پسرکم مشتاقانه از صندلی عقب می آید و پشت فرمان می نشیند و مادرش هم کنارش نشسته و مواظب است تا او هیچ کاری نکند، او هم شاد شاد است که پشت فرمان نشسته است. برای یک کودک پنج ساله این اتفاق عیبی نیست اما متوسطها برای همین کار آفریده شده اند. آنها در شوراها حضور می یابند تا هیچ حرفی نزنند، مدیریتها را تحویل می گیرند تا هیچ اتفاقی نیفتد، ما بخاطر نگرانی مان از افراطی های جریانهای مختلف به متوسطها پر و بال می دهیم تا اتفاق بدی نیفتد و در عمل نتیجه این می شود که هیچ اتفاقی نمی افتد و متوسط ها از زندگی لذت می برند،تا اینجای قصه خیلی مشکلی نیست اما متوسطها در میان مدت و دراز مدت همه چیز را نابود می کنند. آنها عطش فتح قله ها را در نسل های جوان می کشند، آنها حتی اصل وجود و لزوم قله و قله نمایی را انکار می کنند. اگر در مسابقه ای داور باشند،هیچ نفر و اثری را حایز ارجمندی لازم برای دریافت جایزه اول نمی دانند و همه چیز را با معیار خودشان می سنجند، فروغ چه خوب گفته است که در سرزمین قدکوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر می چرخند و متوسطها از قدکوتاهان مخوف ترند چون ما حتی حس هم نمی کنیم که دچار رکود و انحطاط شده ایم. متوسط ها به تعبیر امروزی فیک هستند و چون در کاری که بر عهده می گیرند کسی نیستند ناخودآگاه با تمام توان به سمت دلالی و بیزینس حرکت می کنند. البته بعضی از آنها آنقدر متوسط هستند که همین کار را هم نمی کنند، شغل آنها فقط و فقط متوسط بودن است. اگر نجنبیم دوران متوسط ها مقدمه ای بر عصر انحطاط یا آنارشیسم خواهد بود