
به گزارش حلقه وصل؛ هیئت یا مهدی (عج)و مسجد حضرت موسی بن جعفر(ع) شهرک واوان اسلامشهر از موفق ترین هیئت هاست که توانست برای افزایش ضریب نفوذ خود، مسجد حضرت موسی بن جعفر(ع) را تأسیس کند. از ویژگی های بارز این هیئت، ورود به عرصه فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و اشتغالزایی با محوریت احیای مشاغل خانگی است. این هیئت به خوبی توانسته حلقه وصلی بین جوانان و ارزشهای دینی و انقلابی باشد تا جایی که جوانان غیر حزب اللهی پای ثابت آن هستند. فعالیت این هیئت در حاشیه اسلامشهر که زمینه های اجتماعی بیشماری برای انجام جرم وجود دارد، امنیت اجتماعی به ارمغان آورده و جوانانی که به دنبال راهی برای نجات خود هستند به هیئت یا مهدی(عج) و مسجد حضرت موسی بن جعفر(ع) پناه می آورند.
جهت معرفی این هیئت فعال گفتگویی با مدیر و کادر فعال آن انجام داده بودیم که شرح مفصل آن در شماره 84 نشریه حلقه وصل هم به چاپ رسیده است. در گزارش قبل متن گفتگو با حجت الاسلام سیدحسین موسوی مدیر این مجموعه را منتشر کردیم که مشروح آن از اینجا قابل مشاهده است.
در ادامه این گزارش متن گفتگوی حلقه وصل با سیدمهرداد زمانی(عضو تیم ملی جودو) و سید شاهین موسوی(بوکسور تیم ملی ایران) که به صورت یک یادداشت میباشد را میخوانید:
سید مهرداد زمانی، عضو تیم ملی جودو:
این سالها به لحاظ اقتصادی، روزهای سختی برای مردم، رقم میخورد. حقیقت موضوع این است که دغدغه این را داشتم که بتوانم اگر کاری از دستم برمیآید برای همنوعانم انجام دهم. یک روز با دوست خوبم، سجاد گنجزاده در این مورد صحبت کردم و گفتم که اگر فضایی باشد و بتوانم قدمی بردارم، کوتاهی نخواهم کرد. آقای گنجزاده از دوستان نزدیک و صمیمی من هستند. پیشنهاد مشخص من این بود که به تنهایی کاری از دست من برنمیآید، اگر شما همراهی کنید میتوانیم برای کمک به مردم یک کار دستهجمعی به کمک ورزشکاران شهر واوان راه بیندازیم و تأ کید داشتم ما این تیم را به راحتی میتوانیم از ورزشکاران شهر واوان دور هم جمع کنیم.
ایشان هم استقبال کردند و به من انرژی دادند. چند سری در رابطه با مسائل مختلفی از قبیل اینکه از کجا کار را شروع کنیم و از چه کسانی دعوت کنیم وارد عمل شدیم. به چند نفر از بچهها هم زنگ زدیم و از آنها دعوت کردیم که به این کار خیری که میخواهیم انجام دهیم، بپیوندند. توضیح دادیم که حضور آنها میتواند به گسترش کار خیر ما کمک کند و ما از طریق حضور آنها و ظرفیتی که دارند میتوانیم دل خانوادههای بیشتری را شاد کنیم. آنها هم استقبال کردند. تمام این بچهها از قهرمانان و پهلوانان ملی و جهانی هستند و در مسابقات مختلف ملی و جهانی مقام کسب کردهاند.
آقا سجاد هم از قبل با آقا سیدحسین موسوی ارتباط خوبی داشتند. با اطلاعاتی که به دست آوردم فهمیدم آقا سیدحسین هم خیلی پای درد دل ورزشکاران نشسته است و از مشکلات و درگیریها و ظرفیت آنها شناخت خوبی دارد. خودشان هم یک فرد ورزشی است و طبقه زیرین هیئت یا مهدی(عج)، را باشگاه کرده است. در صحبتی که داشتم فهمیدم از مسئولان ورزشی ما ورزشیتر هستند و خیلی خوب ما را میفهمند. پیشنهاد آقاسجاد بود که ما برای اجرایی کردن طرحمان پیش آقا سید حسین برویم. من هم استقبال کردم. نگاه من هم این بود که اضافه شدن یک فرد که سالها در زمینه کار خیر، تجربه دارد میتواند به ما خیلی کمک کند.
شبی 2000 پرس؟!!
با هماهنگی آقاسجاد، جلسهای در هیئت یا مهدی(عج) با حضور آقاسید، آقا محمد سلیمانی(قهرمان مبارزه آزاد و مربی رزمی) ومهدی بالازاده تشکیل دادیم. در این جلسه لیستی از ورزشکارانی را که میخواهیم دعوت کنیم، تهیه کردیم و حرف زدیم که شکل کار چگونه باشد. پیشنهاد ما این بود که با کمکی که از قهرمانان و مردم جمع میکنیم، بستههای موادغذایی بخریم و به دست نیازمندان برسانیم. آقا سید گفتند: حالا که شما پای کار آمدید بیایید در ماه مبارک رمضان هر شب0200پرس غذا طبخ کنیم و به نیازمندان برسانیم.
من با تعجب پرسیدم: هر شب؟! گفتند: بله هر شب. کمی که فکر کردیم دیدیم شبی 2000 پرس غذا خیلی است! ولی آقا سید در این کار خیلی مطمئن و مصمم بودند و رو به ما گفتند که شما نگران نباشید. همت کنید، بقیه را خدا جور میکند. آقا سید گفت: نگران تیمش هم نباشید، من آدم اجرایی کار را هم دارم. در خود هیئت این کار را انجام میدهیم. من هم گفتم: حالا که به خاطر کرونا مردم برای عبادت به مسجد نمیآیند چقدر قشنگ است که مستقیما خدمتی مهم به مردم بکنیم.
در جلسه دوم ما، 1۵ نفر حاضر شدند. همه از ورزشکاران و قهرمانان نامی کشور؛ آقای حمزه زرینی (قهرمان خوب والیبال کشورمان و کاپیتان سابق تیم ملی والیبال)، آقای بهنام مهدیزاده (قهرمان کشتی فرنگی)، آقای محمد منصوری (قهرمان کاراته)، سجاد گنجزاده که در رأس کار بودند و خیلی زحمت کشیدند، آقای شاهین موسوی(دارنده سهمیه المپیک در رشته بوکس از اسلامشهر)، آقای امیرحسین آذری(قهرمان و عضو تیم ملی بسکتبال کشورمان)، آقای محمد سلیمانی(قهرمان و عضو تیم ملی تکواندو کشورمان)، آقای مهدی بالازاده(قهرمان و عضو تیم ملی تکواندو)، آقای اصغر برزگر(قهرمان و عضو اسبق تیم ملی تکواندو)، آقای حسین مهربان(قهرمان رشته
تکواندو)، آقای فرید حبیبی(قهرمان و عضو تیم ملی کاراته در رشته کاتا)، آقای حسن عظیمی(قهرمان رشته شنا)، آقای مهدی ناجی(قهرمان رشته مبارزات آزاد ترکیبی)، آقای ایرانشاهی (قهرمان رشته کونگ فو).
آقا سید حسین موسوی هم جلسه را خیلی صمیمانه و دوستانه مدیریت کردند. سالها بود ما در شهرمان انتظار چنین جلسه ای را میکشیدیم. از مسئولان انتظار داشتیم ما را دور هم جمع کنند، ولی این جلسه به صورت خودجوش و به وسیله آقا سید حسین موسوی شکل گرفت. بچه ها هر کدام ۵ تا 10 دقیقه صحبت کردند و نظراتشان را گفتند و قرار شد تحت نام «شبهای همدلی» کار را شروع کنیم. زمان هم کم بود و شرایط کرونایی مزید بر علت شده بود. خود من فکر نمی کردم چنین کار عظیمی شکل بگیرد. هر شب تا ساعت 22:30 دقیقه غذا پخت میشد.
ماشینها هماهنگ شده بود و خیریه ها هم معلوم بودند. عوامل اجرایی سه دسته شدند؛ یک عده غذا می پختند، یک عده غذا می کشیدند و یک عده ظرف می شستند. قرار شده بود هر شب 2000 پرس غذا و در کل ماه ۶0 هزار پرس غذا پخت و توزیع شود و ما برای این کار، نیاز به ۶00 میلیون تومان پول داشتیم. جمع آوری این پول یک طرف و زحمت تدارک تهیه و پخت غذا یک طرف دیگر. واقعا به اعتقاد من خدا همه چیز را جور کرد و این کار بزرگ انجام شد.
تولد دوباره
در شب اول، اکثر قهرمانان خودشان آمدند کار را دست گرفتند و در پخت و توزیع و ظرف شستن کمک کردند. من هم هرطور بود خودم را می رساندم و کار در این زمینه حال دلم را خوب میکرد. انگار دوباره متولد میشدم. بسته بندی غذاها و حضور در بین آن جمع، خیلی لذت بخش بود و انرژی میداد. گاهی وقتها به خاطر حجم سنگین کار، حرفی پیش می آمد و من هم آدم زودرنجی هستم، اما دائما به بچه ها می گفتم به این فکر کنید که این غذا قرار است شکم گرسنه ای که به گردن ما حق دارد را سیر کند. ما گرسنگی از سر فقر نکشیده ایم، آنها واقعا به گردن ما حق دارند و ما باید این کار را وظیفه خودمان بدانیم. در عمل هم می دیدیم که وقتی یک پرس غذا را دریافت می کردند انگار دنیا را به آنها داده ایم.
دیدن این شادیها، خیلی لذت بخش است. در کنار این کار، اتفاق های دیگری هم افتاد و الان هم به شکل غیرآشکار در جریان است. ما بچه ها تازه همدیگر را برای کارهای بزرگتر و تاثیرگذارتر پیدا کرده ایم. این پانزده شانزده نفر با هم قرار گذاشتیم کارهای بزرگی انجام دهیم و این راه قطعا ادامه خواهد داشت. انشاءالله خدا به ما قوت دهد که هیچ وقت به عقب برنگردیم.
حاجآقا موسوی؛ محور جمعی ورزشکاران با هدف فتح قلبها
سید شاهین موسوی، بوکسور تیم ملی ایران:
متولد سال 13۶0 هستم. شش سال است که در رشته بوکس فعالیت میکنم و خدا توفیق داد در مسابقات بوکس گزینشی المپیک 2021 که در زمستان سال گذشته در شهر امان پایتخت اردن برگزار شد، توانستم سهمیه المپیک در وزن 7۵ کیلوگرم را به دست آوردم. انشاءالله نماینده شایسته ای در این رقابتها برای ایران باشم و با یاری خدا و دعای خیر مردم بتوانم اولین مدال بوکس ایران در المپیک را کسب کنم.
ارتباط من با مسجد حضرت موسی بن جعفر(ع) و هیئت یا مهدی(عج) و حاج آقا موسوی از طریق دوست خوبم مهرداد زمانی شکل گرفت. ما در اسلامشهر پویشی با عنوان «شبهای همدلی » داریم که محوریت آن جمع کردن همه قهرمانان به نام اسلامشهر برای انجام فعالیت های خیرخواهانه و دستگیری از محرومان است. با معرفی آقای زمانی با حاج آقای موسوی دیداری داشتم و در همان اولین دیدار به حاج آقا علاقه مند شدم. ایشان را عموما با لباس روحانیت در همه جا می بینیم؛ ولی به معنای واقعی کلمه، ورزشکار هستند و تمرینهای مستمر دارند و به لحاظ اخلاق و منش هم به تمام معنا از جنس ورزش هستند، به همانقدر خالص و رو راست و جوانمرد. اهل مرام و معرفت و رفیق بازی هستند که هر جوانی را جذب میکند.
این جمع در مسجد حضرت موسی بن جعفر و هیئت یا مهدی با محوریت حاج آقا موسوی شکل گرفت تا از محرومان در شرایط وجود کرونا که زندگی مردم را با چالش روبه رو کرده است، دستگیری کند. خوشبختانه 1۵ نفر از قهرمانان نامی اسلامشهر و مشخصا شهرک واوان دور هم جمع شدند و از آبروی خود مایه گذاشتند. در ابتدا فکر نمی کردیم که بتوانیم ۶00 میلیون پول جمع کنیم؛ ولی خدا توفیق داد و مردم و خیران هم یاری کردند که توانستیم این کار کوچک را برای شاد کردن دل محرومان انجام دهیم. حضور ورزشکاران در این جمع و تمام مراحل تهیه و توزیع غذا یک کار تشریفاتی نبود و به معنای واقعی کلمه بچه ها در میدان بودند و هر شب در تهیه و توزیع غذا مشارکت داشتند و هر کدام از کارها از کشیدن غذا تا شستن دیگ را بر عهده گرفته بودند.
خودم هم در این روزهای شیوع کرونا و تعطیلی اردوها بعد از تمرین در باشگاه، به مسجد میرفتم و در حد بضاعت گوشه ای از کار را میگرفتم. جمع خیلی دوستانه ای بود و کار هم کاملا درست، خوب، انسانی و با ارزش پیش می رفت که هر کس آرزو داشت در آن همکاری کند. خدا را شکر ربط ما هم یک ربط عاشقانه و رفاقت گونه بود و امیدوارم از این سرمایه که تازه شکل گرفته بتوان در کارهای خیر دیگر بانی شد و دستگیری کرد.