
حلقه وصل: حسین حسننژاد:
«دوران عدالتخواهی گذشته است. عدالتخواهی معمولا معطوف به این است که کسی دزدی نکند؛ انشاءالله قوه قضائیه دزدها را میگیرد و انشاءالله جمع میشود دزدی از مملکت»
اینها بخشی از سخنرانی چند شب پیش حجتالاسلام پناهیان بود که در فضای مجازی عدالتخواهان کشور بسیار خبرساز شد.
از آنجا که ایشان در موضوع مواسات سخن میگفتند و اشارهای هم به عدالتخواهی داشتند خوب است نسبت و جایگاه این دو را هم بررسی کنیم.
ابتدا میپردازیم به تعریف و تقلیل ایشان از عنوان و جایگاه عدالتخواهی! ظاهرا برای همه خوانندگان فرهیخته این متن مشخص است که تنزل عدالتخواهی به مقابله با دزدی و کار اجرایی وضع عدالت در جامعه که طبعا قوه قضائیه به گردن دارد خطایی آشکار است. ارائه معنایی عرفی و غیر علمی از عدالتخواهی، آن هم با وجود این همه کارهای ریز و درشت جنبشهای دانشجویی و غیر آن، برای فرهنگسازی و جریانسازی عدالتخواهی، خطاست و البته قطعا قصد گوینده هم این نبوده است؛ چرا که ایشان همواره از مدافعان عدالتخواهان بودهاند. نهایت امر میتوان گفت، به کار بردن این جملات، خطایی غیرمغرضانه بوده برای عبور از بحث و پرداختن به موضوع اصلی سخنرانی.
نکته اینجاست که اساسا روش خطابه حجتالاسلام پناهیان در طرح موضوع، پررنگ کردن آن مسئله و به حاشیه راندن مسائل پیرامونی است تا اذهان را جلب و متوجه موضوع کند. اما مشکل دیگری که منتقدین بر کلام حاج آقا وارد میکنند در نسبت عدالت و مواسات و تأکید ایشان بر مواسات با وجود اولویت داشتن عدالتخواهی است.
سخن گفتن در این باب که عدل به چه معناست و عدالت چه جایگاهی دارد تکرار مکررات است؛ در مورد مواسات هم در همین پایگاه اینترنتی اواخر فروردین ماه سال جاری مطلبی با نام «مواسات؛ معنایی که باید از نو شناخت» منتشر شد که معنای مواسات عرفی را زیرسوال میبرد. رهبری معظم هم بعد از سخنرانی اول خود درباره رزمایش مواسات، دیگری این کلمه کلیدی و پربار را به کار نبردند؛ چون حق مطلب آن ادا نشد؛ بگذریم. اما نسبت بین عدالت و مواسات خود مقوله دیگری است که به آن خواهیم پرداخت.
در حکمت 437 نهج البلاغه میخوانیم: «وَ سُئِلَ(عليه السلام) أَيُّهُمَا أَفْضَلُ؛ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟ فَقَالَ(عليه السلام): الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا؛ وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ؛ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا».
«از آن حضرت پرسيدند كه كدام يك از اين دو برترند: عدالت يا بخشندگى؟ فرمود: عدالت، هر چيز را به جاى خود مى نهد و بخشندگى آن را از جاى خود بيرون میکند. عدل، تدبیرکننده همه امور است و بخشش، تنها فرد خاصی را دربرمیگیرد. پس، عدالت از بخشندگى شريفتر و برتر است.»
این حدیث دو ویژگی اسلوبمندی و همهگیری عدالت را بیان میکند و در مقابل از جهتگریزی و محدودیت گستره بخشش و جود سخن میگوید. اما آیا میتوان جود را هممعنای مواسات دانست؟ آن هم وقتی در قالب رزمایشی همگانی و حرکتی ملی اجرا میشود؟
به نظر میآید بین جود و مواسات -البته با همه آن تعاربفی که در یادداشت مواسات آمد- نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ به این معنا که هر جودی در دایره مواسات میگنجد اما مواسات معنایی عمیقتر و شاملتر دارد؛ لذا نواقص جود در برابر عدالت را نمیشود به مواسات تسری داد. وانگهی، غالبا در عدالتخواهی، نسبت حاکمیت و مردم مطرح میشود؛ از این رو در شرایطی خاص و توسط افرادی معدود که زبانی گویا یا جایگاهی برجسته دارند شکل میگیرد؛ اما مواسات که به فرموده رهبری به معنای همراهی و کمک کردن در همه امور اعم از فکری، مالی، جسمانی و آبرویی است، همهگیر است و شمولیت فراوانتری دارد. توجه کنید که سخن از عدالتخواهی است و نه عدالت.
عدالت یک فرآیند طولانی مدت است که به معنای مصطلح اجتماعی و اقتصادی و نه فردی، در جامعهپردازی تحقق مییابد؛ ولی مواسات بر خودسازی نظر دارد که اولین گام تحقق نظام انقلابی است. اساسا مواسات از مولفههای خودسازی انقلابی است و در مسیر تمدنسازی، از گامهایی است که پیشتر باید برداشته شود، هرچند در نظریه نظام انقلابی سخن از فرایندی خطی نیست؛ اما بالطبع خودسازی بر جامعهپردازی مقدم است.
تفصیل این مطلب را ان شاءالله در مجالی دیگر خواهیم گفت.