
ویروس کرونا هم نتوانسته مانع نفوذ معرفت سید مرتضی آوینی شود. در این روزهای کرونایی و به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی بازخوانی معرفتشناسانه و زیست اندیشمندانه او در لایوهای اینستاگرام داغ داغ بود و هر کس از منظری به آوینی می پرداخت و برخی نیز تصاویر و جملات عمیق و کوتاهی از مرتضی آوینی با محوریت مرگ آگاهی، تفکر، حکمت، تمدن اسلامی، ویژگیهای اخلاقی و سلوک و برخورد سید مرتضی با مردم و منتقدان و شیفتگان غرب و تمدن غربی و دفاع ایشان از فیلم عروس و... را استوری یا پست می کردند. در این بین دو گفتگوی زنده در اینستاگرام بیشتر از همه بازخورد داشت و توانست در بین جوانان شورآفرین باشد و بعد از گفتوگو از بازخوردها و استوری های ستایشگرانه تا منتقدانه بیشتری را برانگیخت. در اینجا ما نمیخواهیم محتوای این مطالب به اشتراک گذاشته شده را بیان کنیم و هدف مروری کوتاه بر مطالب عنوان شده در دو گفتوگوری زنده در اینستاگرام؛ یکی با محوریت «وحید جلیلی» که به عنوان یک متفکر در بین جریان حزباللهی نظرش صائب است و دیگری با محوریت «میلاد دخانچی» کسی که خود را روشنفکر فضای عمومی معرفی میکند و سخنرانیهای و نقدهای پرحرارتش به عرصه فرهنگ و تفکر به معنای عام و عرصه فیلم و اتفاقات حوزه عمومی مورد توجه نسل جوان قرار گرفته است.
اشتراکهای دو گفتوگوی مجزا
گفتوگوی وحید جلیلی و میلاد دخانچی در بستر پیامرسان اینستاگرام رخ داد، امکانی که پیش از این فراهم نبود و امروز از منتقد تا دوستدار این پیامرسان از تنها امکان موجود برای انتقال بیواسطه اندیشه خود به مخاطب استفاده میکنند و اساتید حوزه علوم ارتباطات نیز فراهم شدن این فضا را ستایش و چنین فعالیت هایی را به شکسته شدن ساختار انحصار در توزیع صداوتصویر به صورت فراگیر و ناممکن بودن سانسور در دنیای جدید تعبیر میکنند. وجه اشتراک دیگر این دو گفتوگو بازخوانی سید مرتضی آورینی از منظر «معرفتی» بود. موضوع گفتوگوی میلاد دخانچی «آوینی و نئواصولگرایان» و موضوع صحبت وحید جلیلی «الگوی آوینی؛ جمع سلب و ایجاب» نام داشت و هر دوی این موضوعات در یک نقطه اشتراک مهم به هم میرسیدند؛ اینکه آیا تفکر شهید سید مرتضی آوینی در انتهای دهه چهارم انقلاب هنوز هم کارکرد دارد یا ندارد؟ میلاد دخانچی معتقد است که کارکرد دارد و هنوز هم تفکر شهید آوینی سبب حرکت است، اما نه برای جریان سیاسی اصولگرایان و به این دو سوال مشخص پاسخ میدهد که چرا جهان فلسفی آوینی متضاد با مقاصد سیاسی اصولگرایان است؟ و اینگه چرا اصولگرایان (بخوانید حزباللهیها) از هیچ تلاشی برای مصادره آوینی فروگذاری نمیکنند، اما همچنان شکست میخورند؟ وحید جلیلی نیز با بیان اینکه «مدافعان حرم» نسل تربیت شده با راهبرد فرهنگی شهید آوینی هستند، پس ما از این شواهد میفهمیم که آوینی زنده است و مبانی و تفکرات او همچنان جریان دارد. جلیلی به این سوالات هم پاسخ میدهد که آیا آوینی فردی روشنفکر بود و با جریانهای حزبالهی خیلی تفاوت داشت؟ از ظرفیت و قابلیت آوینی در نظام استفاده نشد؟ آیا آوینی زنده است و هنوز اندیشه او در جامعه کارکرد دارد؟
آوینی احیاگر جریان حکمی در دوران پسا انقلاب
به گفته میلاد دخانچی، کلام، فلسفه و عرفان سه گفتمانی هستند که همیشه تاریخ با هم در جنگ و تزاحم بودند. اهل عرفان، متکلمین را به ظاهرگرایی متهم میکنند و فیلسوفان، عرفا را به نیاندیشیدن و متکلمین هر دو را به فراموش کردن دستورات خدا. در ایران به خاطر تلاقی طرفداران این سه گفتمان، حکیمانی رشد یافتند که تلاش کردند بین این سه گفتمان ظاهرا متخاصم وحدت برقرار کنند. این نگاه حکمیدر متفکرانی نظیر فارابی، ابن سینا و سهروردی پیگیری شد و در اوج پختگی به حکمت متعالیه ملاصدرا رسید؛ هم مشروطه مرهون خوانش حکمی متفکرین ایرانی بود و هم انقلاب اسلامی. بعد از انقلاب کلامیون بر مسند قدرت نشستند و در داکنش به این اتفاق عقل گرایان رادیکال به وجود آمدند و این شد اصولگرایی و اصلاحطلبی در ایران.اصولگرایان در سوداری جانشین کردن کلام و فقه با فلسفهاند و اصلاحطلبان میخواهند با مذهب بازیگر خداحافظی کنند. بود. او هم به جیگزینی کلام و فقه با عقل یونانی میخندید (جریان فقه حکومتی و طرفداران سینمای اسلامی و...) و هم با مصلحتگرایان تقلیدگر غربگرا زاویه داشت. در جهان حکمی آوینی، کلام ابزار قدرت و عقل نمیشود و قدرت بیحد و حصر جولان نمیدهد.
آوینی از ایجاد انسداد در جبهه انقلاب جلوگیری کرد
وحید جلیلی نیز معتقد است؛ وجود آوینی برکات زیادی را برای ما و انقلاب اسلامی داشته است. آوینی همواره هم در حال ساختن بود و هم در حال تخریبکردن. او در مقطع بعد از جنگ توانست با الگوی جمع بین ساختن و تخریبکردن و جمع بین سلب و ایجاب، راه را باز کند و از ایجاد انسداد در جبهه انقلاب جلوگیری کند. بعد از انقلاب نیز تحول عظیمی به واسطه انقلاب اسلامی در او شکل گرفت و همیشه نسبت به انقلاب و حضرت امام ارادت عمیقی داشت. آوینی در حیات خودش خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی، یک خلأ مهمی را پر کرده و یک جریان ماندگاری را ایجاد کرد که تا امروز نتایج آن ادامه دارد. حتماً و حتماً برای نسل جوان امروز رجوع به اندیشهها و آثار آوینی خیلی میتواند موثر باشد. چون آوینی یک مجاهد فرهنگی بود و سینما را عرصه جهاد میدید و از کسی نمیترسید. او میگفت که باید سینمای مبارزه وجود داشته باشد. آوینی در مبارزه با رئوس روشنفکری آن زمان منفعل نمیشد و میدانست که اگر اینگونه به غرب زدهها حمله نکند، آنها حمله خواهند کرد و بچههای انقلاب را زمینگیر و پشیمان خواهند کرد. ما تک تک کتابهای آوینی را که میخوانیم، میفهمیم که آوینی زنده است و مبانی و تفکرات او همچنان جریان دارد. به خاطر اینکه آنهایی که در جبهه مقابل او بودند، همچنان هستند و قویتر هم شدهاند. به نظر من امتداد آوینی در خواندن مقالات اوست و حرفهای مبنایی او هیچگاه نباید فراموش شود.