مهدی در اکثر عملیات های دوران دفاع مقدس حضور داشت. او از هر عملیاتی نکاتی را می آموخت و آنها را در اقدامات مهندسی جنگِ جهاد بکار می گرفت.
گلولهای به فاصله یک متری حسین به زمین خورد و او بلافاصله روی زمین افتاد. رفتیم بالای سرش. درجا شهید شده بود. یک ترکش از پشت به قلبش خورده بود و ترکش ریزی هم به فکش.
روزی محموله کمک های مردمی رسید که در میان آنها یک قوطی کمپوت خالی با یک یادداشت داخل آن، وجود داشت. دانش آموزی نوشته بود: لطفاً با این قوطی آب بنوشید!
هشتم اسفندماه سالروز شهادت شهید حاج حسین خرازی گرامی باد.
روزهای اسفند روزهای متبرک و مقدسی است، روزهایی که شاید بتوان گفت «ما رایت الا جمیلا»یی دیگر است. روزهای اسفند یادآور روزهایی است که خدا چشمان زیبای حاج همت رزمندها را برای خودش برداشت و آقا مهدی باکری هم در دریای بیکران عشق خدا سوار سفینه النجاه شد و به ساحل امن رسید.