تاریخ انتشار: 18:54 - 25 مهر 1397
کد خبر: 49964

گزیده‌ای از خاطرات یک گروهبان بعثی

اولین چیزی که در آینه توجه مرا به خود جلب کرد، ریش‌های بلندم بود. در همین لحظه ناگهان یک سرباز ایرانی در حالی که از مقابلم رد می‌شد سلام کرد.