
حلقه وصل: طبق آمار رسمی استان یزد ۴۰۰۰ شهید دارد که از بین آنها نزدیک به ۱۰۰۰ نفر شهیدی که سروکارشان با قلم و دفتر است و در این بین سهمیه شهرستان اشکذر ۲۹ شهید دانش آموز است؛ که دربین این ۲۹ گلی که هر کدام عطر و بوی خودش را دارد دانش آموز شهید «قاسم حاتمی» برای نوجوانان دانش آموز شهرستان اشکذر جریان ساز شده است.
هر سال در آخرین جمعه شهریورماه به تعدادی از جوانان و نوجوانان شهرستان اشکذر تندیس این شهید را که اهل شهر مجومرد شهرستان ما است؛ هدیه می دهند تا چراغ الگو گرفتن نوجوانان ما امروز از شهیدان نوجوان دیروز هم چنان پرفروغ باشد.
به بهانه اهداء جایزه سالیانه قاسم به هشت نفر از دانش آموزان در روز گذشته ۲۶ شهریورماه نکاتی از زندگی این شهید را مرور می کنیم.
تحصیل
آقا قاسم آنقدر در درس خواندن عمیق و جدی بود که دانشگاه در رشته پزشکی قبول شد؛ اما وقتی دفترهای دوران دبیرستان او را ورق می زدیم در لابه لای برگه های دو خط دفتر زبان انگلیسی اش احادیث خداشناسی نوشته بود.
تهذیب
دبیرستان زرگران یزد درس می خواند؛ گهگاهی بخاطر دور بودن از خانه اشان شبها را به خانه ما می آمد. یادم نمی رود نیمه شب سرد زمستانی بود؛ آنقدر سرد که آب حوض یخ بسته بود در جای خوابش نبود دلواپس شدم در حیاط خانه پیدایش نکردم؛ پله های پشت بام را بالا رفتم دیدم در آن هوای سرد مشغول خواندن نماز شب است صدای هق هق گریه اش بلند است و شانه هایش می لرزد. نماز ش تمام شد نگاهش به من افتاد قسمم داد برای هیچ کس از خلوت های شبانه اش نگوید و جالب آنکه فقط همین نکته نبود و دوشنبه ها و پنج شنبه ها را روزه می گرفت. او عاشق مناجات با خدا و خواندن دعای کمیل بود.
بصیرت
آقا قاسم وقتی دید در محله اش علیه اسلام و انقلاب اسلامی شبهه می اندازند بی تفاوت نبود؛ به طوریکه جوان های محله را جمع کرد و کتابخانه حضرت ولیعصر (عج) را راه اندازی کرد، انجمن اسلامی ابوذر تشکیل داد، از روحانیون برای سخنرانی در جلسات حلقه معرفت دعوت می کرد و هر وقت هم کسی نمی توانست برای بحث های دینی و معرفتی پیدا کند؛ خودش کتاب های شهید مطهری و تفسیر قرآن را می خواند و برای جوانان سخنرانی می کرد.
تولید ملی
پدر آقا قاسم کشاورز هست تعریف می کرد: یک روزبه آقا قاسم گفتم؛ چرا اینقدر در کارهای کشاورزی کمک من می کنی؟! می گفت: حضرت امام فرموده اند؛ ما باید روی پای خود بایستیم تا کشورمان محتاج بیگانه نباشید.
قاسم حتی کارهای روز مره اش را هم با نیت اسلام و انقلاب انجام می داد.
جهادگر شهید
مادر شهید تعریف می کرد: آقا قاسم با شهید جعفری نسب می رفتند خانه فقیری که در محله مان بود برای خانه آن بنده خدا چاه می کندند و به امور زندگی اش رسیدگی می کردند.
از دست نوشته ها و اشعاری که برخی از آنها هم برای خود شهید است درد محرومین و پابرهنگان موج می زند.
فکرجهانی
یکی از نکات لطیف وصیت نامه دانش آموز شهید قاسم حاتمی این است که آقا قاسم سفارش کرده که است تا اسباب بازی های دوران کودکی ام را به همسایه بدهید و از او حلالیت بطلبید و این دغدغه را می بینید که او می گوید: من می خواهم لبخند را به کودک فلسطینی برگردانم و به سرخپوست آمریکایی بگویم؛ اگر می خواهی آزاد باشی باید در یک دست سلاح و در دست دیگرت قرآن باشد.