
سرویس دریچه: صراحت لهجه، رکگویی و دوری از محافظهکاری مهمترین شاخصهای شخصیتی دکتر ابراهیم فیاض است که از روحیه آزادگی و آزادمنشی او بر میخیزد. دکتر فیاض در روز پایانی هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار به عنوان سخنران در سالن شماره سه سینما فلسطین به تشریح نقاط ضعف و قوت جشنواره عمار و مسائل روز پرداخت. او در این سخنرانی، فتنه88، احمدینژاد، صداوسیما، دولت سازندگی و حوزه علمیه قم را از دم تیغ انتقادهای تند و تیز خود گذراند و تاکید کرد که اتفاقات اخیر نشان از این است که ارتداد فعلی، قرار دادن ملیت در مقابل دین است. دکتر فیاض صداوسیما را یک بیکله و دایناسوری خواند که بزرگترین مشکل امنیتی کنونی کشور ماست و تاکید کرد برای جلوگیری از رخ دادن اتفاقات امنیتی دیگر حتما باید «ضرغامی» را محاکمه کنیم. در ادامه مشروح این سخنرانی را میخوانید.
عمار جنبشی در مقابل نخبهگرایی
جنبش عمار یک جنبش مردمی در مقابل نخبهگرایی است. این جنبش مردمگرا در سال 88 در مقابل فتنهای به وجود آمد که این فتنه جنبش نخبگان بر علیه مردم بود. فتنه88 جنبش قشر بالاشهری علیه قشر پایینشهری بود. در سال 88 قشر بالاشهری با قشر متوسط قاطی شدند و فتنه88 را شکل دادند. فتنه میانه فرایند بدعت و ارتداد است. بدعتها توسط کسانی شروع میشود که خودشان دیندار و حتی در برخی از مواقع عالم دینی هستند. مثل آنچه که سالهای سال بعد از پیغمبر رخ داد و چیزهایی که داخل دین نبود از طریق این بدعتها داخل دین شد. کارکرد اصلی آن هم ارضای غرایز است. برای اینکه این غریزهها بهصورت خیلی گسترده انجام شود، بدعت به وجود میآید و چیزی با عنوان نوآوری وارد دین میشود که در دین نیست. یک مدت که از بدعت میگذرد تبدیل به فتنه میشود و دیگر حق و باطل گم میشود. بهطور مثال در سال 88 دیدم که هر دو جریان مشکل داشتند. جریان فتنه الان تمام شده و چند مدتی است که جریان ارتداد راه افتاده است و فحاشی که در خیابانها نسبت به دین صورت میگیرد و کاملا در مقابل دین ایستادند، نشان از تبدیل شدن فتنه به ارتداد دارد. یعنی در ابتدا یک بدعتهایی به وجود آمد و بعد فتنه و فتنه امروز تبدیل به ارتداد شده است.
در فتنه، شاخص عمار است
بدعت از کی شروع شد؟ درست بعد از جنگ بدعت شروع شد. آقایانی که بعد از جنگ بازسازی را شروع کردند، بدعتها هم آغاز شد. مهمترین بدعت هم بحث عدالت و ظلم است که مهمترین مبانی اخلاقی ماست و این مفاهیم در دولت بعد از جنگ گم شد و هرچه ظلم بود به نام عدالت مطرح کردند و هرچه عدالت بود به نام ظلم مطرح کردند. بدعت گذاشتند و اخلاقیات جامعه از بین رفت. تا اینکه در سال 88 آن همه خرج کردند تا آن فتنه را راهبیندازند. امروز هم آثار فتنه کاملا آشکار شده است و ما آثار ارتداد را هم داریم مشاهده میکنیم. در صدر اسلام هم بدعتهای خلفای ثلاثه سبب فتنههای معاویه شد و فتنههای معاویه سبب ارتداد یزید که واقعه عاشورا را رقم زد. در فتنه فقط حق و باطل گم نمیشود، یک جنبش و حرکت اجتماعی هم به وجود میآید که به آن فتنه میگویند. در جنبش فتنه کشتار و زد و خورد است؛ یعنی اگر در سال 88 رئیس جمهور مستقر آن قصهها را به وجود نیاورده بود و آن صحبتها را نکرده بود... بعدها در مقابل رهبر ایستاد و ادامه فتنه بود و امروز هم ادامه دارد. خودش هم ایرانیپرست است. و ارتدادش هم این است که میخواهند ملیت را در مقابل دین قرار دهند. این ارتداد فعلی است. در فتنه، عمار است که شاخص است؛ یعنی عمار بصیرتزاست و بینش به وجود میآورد. کار عمار هم این است که جنبشی برای بصیرتافزایی ایجاد کند.
مسئولین ما دچار وهم هستند
برای آنکه این موضوع روشن شود که عمار باید در این زمینه چکار کند؟ باید بدانیم که ما سه مفهوم داریم که خیلی مهم هستند؛ یکی دانش است، یکی بینش است و دیگری ایده. دانش از آموزش و فلسفه به وجود میآید. بینش یک شهود است که در زندگی و عمل به وجود میآید. جامعه بینش را ایجاد میکند. و ایده، کار رسانههاست. الان دنیا از دانش و بینش رد شده و به ایده و رسانهها رسیده است. مشکلاتی که الان گرفتار آن هستیم به این خاطر است که ما این فرمول را متوجه نیستیم. رسانههای جدید وارد ایران می شوند و متاسفانه ما از مطالعه آنها عاجز هستیم. همه نهادهای ما در این عرصه گیج و منگ میزنند. اگر کسی در روزهای اخیر تلفنهای من را گوش میکرد میدید که همه دچار ترس و وحشت هستند. اتفاقات اخیر نشان داد که جامعه ما دارد بزرگ میشود و پیشرفت میکند ولی مسئولین ما نمیفهمند. جایی هم که وهم میآید فتنه هم به وجود میآید و آدم در آن گم میشود و میترسد. چون دچار جهالت هستیم، دچار وهوم و دستپاچگی هستیم. این بدبختی است. چرا چون رسانههای جدید در حال تولید ایدههای جدید، ساختارها و فکرها و فرهنگهای جدید هستند. این وضعیت روز به روز هم دارد بیشتر میشود و این تازه اولش است. چون رسانه دیجیتال ابزاری است که بینهایت ظرفیت دارد. منطق آن این است که خیلی سطحی است، بسیار وسیع و پهن است و عمق آن به اندازه یک بند انگشت است و بسیار اغواگری میکند.
عمار باید مسائل را به مردم ارجاع دهد
حال باید در مقابل این منطق چکار کرد؟ آقایان مسئول ما بلد نیستند. خیلی هم پیچیده است؛ یعنی باید فلسفههای جدید بفهمیم، عرفان بفهمیم... در این قصه عرفان خیلی مهم است و مطمئن باشید این منطق شبکهای رسانههای جدید حتما شیطانپرستی را بیشتر ترویج میدهد. من 650 رهیافت برای نوع مواجهه با رسانههای جدید به انقلاب فرهنگی ارائه دادم. آنها گفتند که اینها را ما نمیفهمیم، نمیفهمیم اینهایی که میگویید چه است؟! درست میگویند. علتش این است که آنها اصلا نمیفهمند که ارتباطات چیست؟ الان بزرگترین مشکل ما این است که ارتباطات در ایران فهمیده نمیشود و مسئولین ما ارتباطات نمیفهمند. نمیدانند رسانه یعنی چه؟ فقط میفهمند که رسانه یک سختافزار است. همین. جنبش عمار بحثش فرد است و باید بحث خودش را جامعه قرار بدهد. کاری که عمار باید انجام بدهد این است که باید بصیرت یا بینش ایجاد کند و بینش و بصیرت در جامعه شکل میگیرد نه خارج از جامعه. موج ایدههایی که رسانهها به وجود میآورند تا جریان جدید به راه بیفتد، عمار باید این موج و جریان جدید را به جامعه خومان ارجاع دهد. مردم هوشیار هستند، متفکر هستند. در حوادث اخیر نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گیج و منگ بودند و هرچه میگفتیم که تمام میشود نمیفهمیدند. ما میگفتیم که خودش تمام میشود ولی این را در نظر بگیرید که همیشه جنبشهای اجتماعی تبدیل به جنبشهای فکری میشود. جنبشهای اجتماعی عادی است ولی جنبشهای فکری که بعد آن ایجاد میشوند مهم است. این را هم درک نمیکنند.
ضرغامی باید محاکمه شود
عمار باید این جنبشهای اجتماعی را که به جنبش فکری تبدیل میشوند به جامعه ارجاع دهد. در این زمینه صداوسیما به شدت وحشتزده، کوتاه فکر و عقتمانده است. الان بزرگترین مشکل امنیتی کشور صداوسیمای جمهوری اسلامی است. این را من بارها در سخنرانیهای خودم گفتم و باز هم تکرار میکنم. اگر صداوسیما را زودتر جمع نکنند به خودمان گل میزند. غضنفر بزرگ، بیکله، هیکل گٌندهاست که هیچ گٌلری نمیتواند جلوی آن را بگیرد. مغزش بهشدت کوچک، هیکلش به شدت گٌنده! عین دایناسور. نمیفهمد. در روزهای اول اتفاقهای اخیر دید که چگونه کار میکرد؟! هرچه داد میزدیم که آقا یک گزارش بده... دارند رسانههای خارجی را میگیرند همان فتنه، همان سی.آی.ای... صداوسیما نمیفهمید، درک نمیکرد، رسانه نیست ضدرسانه است. رسانه باید جلو باشد نه عقب. وقتی هم که شروع به پوشش میکند، دوباره در زمین سی.آی.ای بازی میکند. سال 88 هم همین کار را کرد و فتنه را بیشتر بسط داد و در حوادث اخیر هم همین اتفاق دوباره رخ داد. صداوسیما این را نمیفهمید که رسانههای جدید یک جریان و ایده جدید و فرهنگ جدید است. نمیفهمید در برابر آن باید چکار کنید؟ در حماسه 9دی صداوسیما حاضر نشد که هلیکوپتر خودش را بلند کند و از جمعیت فیلم بگیرد! آن وقت ضرغامی هم رئیسش بود که از همه بیشتر ادعایش میشود و آقا الان هم توییتری است. فیلمی که ما از 9دی میبینیم برای لحظات آخری است که هلیکوپتر نیروی انتظامی بلند شده و دوربین داخل است و فیلم برداری میکند. این که من میگوییم باید ضرغامی را محاکمه کنند یک بحث جدی است. در این محاکمه من به بحث شخصی کاری ندارم. باید محاکمه شود تا بفهمند ایشان چه کرده است تا کارهایی که کرده دیگر تکرار نشود. قوه قضاییه باید این کار را میکرد. این را به عنوان یک ارتباطاتی، فرهنگی، کسی که رسانه خوانده میگوییم. برای اینکه این اشتباهات تکرار نشود. چون دیدید که در یک هفته گذشته تکرار شد و بحران امنیتی ایجاد کرد. جشنواره عمار این را میفهمید و از روز اول میگفت که اینها را باید به جامعه ارجاع داد.
عمار عین فیلمهایش حرف دل مردم باشد
بصیرت برای مردم است. مردم عادی بودند که انقلاب کردند، مردم بودند که شهید دادند. آخوند محل ما زیر بار انقلاب نرفت. حوزه علمیه قم در انقلاب نبود، حتی مراجع آن موقع. مردم خودشان به خیابانها ریختند. آقایان حاضر نبودند کلاس درس را تعطیل کنند. میگفتند این حرکتها دوباره مثل 15 خرداد شکست میخورد. در زمان جنگ هم ما میخواستیم به جبهه برویم یک عده میگفتند که جبهه رفتن خودکشی است، حرام است که به جبهه بروید! تا آخر جنگ ما با حوزه علمیه قم مشکل داشتیم. میخواهم بدانید که مردم بودند و بصیرت برای مردم است. بروید روی این مسائلی که گفتم تحقیق کنید. بینش و بصیرت برای مردم است؛ مردمی که در خیابانها آمدند، انقلاب کردند، رفتند جنگیدند، شهید دادند... 9دی و همه چیزهای دیگر برای مردم است. عمار یک جنبش مردمی است و امیدوارم که هیچ وقت نخبهگرا نشود، اشرافیت در عمار ورود نشود، دل و حرف مردم باشد. عین فیلمهای خودش.