
به گزارش حلقه وصل، گزارشگر رادیو فردا گزارش خود را با سخنان حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای شروع کرد و گفت: «رهبر جمهوری اسلامی که پیشتر اولویت اصلی کشور را مقابله با «جنگ نرم دشمن» اعلام کرده بود٬ به تازگی با نام بردن از فیلم «تکتیرانداز آمریکایی» ساخته کلینت ایستوود به عنوان فیلمی در «تشویق» آزار مسلمانان از سوی هالیوود٬ یکی از مصادیق این جنگ را معرفی کرد».
این گزارش ضمن بیان این جمله از مقام معظم رهبری درخصوص فیلم تکتیرانداز، مبنی بر اینکه: «تشویق میکند یک جوان مثلا فرض کنید مسیحی یا غیرمسلمان را که تا آنجایی که میتواند و از دستش برمیآید، مسلمان را اذیت بکند، اصلاً تشویق میکند این معنا را» میگوید: «این جمله نشاندهنده اهمیت ابزار سینما در عرصه «جنگ نرم» برای وی است».
رادیو فردا به بازتاب گسترده سخن مقام معظمرهبری در رسانهها پرداخت و در مطلب خود آورده است: «به دنبال این سخنان آقای خامنهای٬ اظهارات وی از سوی فعالان سایبری حزبالله در عرصه مجازی نه تنها به طور گستردهای بازنشر شد٬ بلکه شماری از آنها به نقد فیلم «تکتیرانداز آمریکایی» پرداخته و آن را در راستای «اسلامستیزی» ارزیابی کردند».

فیلم سینمایی «تک تیرانداز»، ساخته هالیود و به کارگردانی «کلینت ایستوود» داستان «کریس کایل»، تکتیرانداز آمریکایی است که ۱۶۰ مورد از قتلهایی که انجام داده، رسما به تایید وزارت دفاع آمریکا رسیده است و فیلم داستان فعالیتهای وی در کشور عراق بوده است.
کریس کایل در گفتوگویی بیان کرده بود: «دشمنان آمریکا وحشی هستند وظیفه من کشتن دشمن است و هیچ پشیمانیای بابت این کار ندارم. تنها ناراحتی من این است که میتوانستم جان بسیاری از همرزمانم را نجات دهم اما موفق به این کار نشدم. من آدم خامی نیستم و از دید رمانتیک و احساسی به جنگ نگاه نمیکنم. خاطرات بسیار ناراحتکنندهای از جنگ دارم اما پیش وجدانم راحت هستم».
گزارشگر رادیو فردا در ادامه گفت: «برخی از فعالان سایبری حزبالله٬ کایل را گرگی در لباس سگ گله دانستهاند که ایستوود با قهرمان جلوه دادن وی٬ الگوی تازهای برای جوانان آمریکایی تراشیده است».
تغییر هویت واقعی نظام به تدریج و آرام حاصل میشود
در این گزارش در رابطه با این سخن رهبر معظم انقلاب که فرمودهاند: «تغییر هویت واقعی نظام به تدریج و آرام حاصل می شود» آمده است: «روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران بهویژه آقای خامنهای٬ جنگ نرم را نبردی «تدریجی و پنهانی» میدانند که تشخیص آن به «بصیرت و روشنبینی» نیاز دارد؛ شاید به همین دلیل است که رهبر جمهوری اسلامی پس از وقایع سال ۸۸ در مواردی به مصادیق این جنگ به صراحت اشاره کرده است».
در ادامه آیتالله العظمی خامنهای اینگونه تحلیل میشود: «ضمن اینکه نامهنگاری وی به جوانان غربی و ورود مصداقی به مظاهر جنگ نرم دشمن را میتوان نشانه بلند بودن صدای تبلیغات غرب و نگرانی از تأثیرگذاری آن بر نیروهای خودی نیز دانست».
گزارشگر رادیو فردا که به نظر میآید درخصوص بیانات مقام معظم رهبری مطالعاتی نیز انجام داده است، در ادامه افزود: «رهبر جمهوری اسلامی پیش از این در تعریف خود از جنگ نرم گفته بود «جنگ نرم یعنی جنگ به وسیله ابزارهای فرهنگی٬ به وسیله نفوذ٬ به وسیله دروغ٬ به وسیله شایع پراکنی با ابزارهای پیشرفتهای که امروز وجود دارد٬ ابزارهای ارتباطی که ۱۰ سال قبل و ۱۵ سال قبل و ۳۰ سال قبل نبود.» و نگرانی از آنچه تأثیر «با دوام» جنگنرم بر مردم کشور هدف نامیده شده از آن رو مهم تلقی میشود که مقامهای نظام معتقدند اگر باورها و ارزشها دستخوش تغییر شوند ساختارهای سیاسی هم تغییر خواهد کرد».
در این گزارش آمده است: «رهبر جمهوری اسلامی که دانشجویان هوادار خود را در جریان یک سخنرانی «سربازان جنگ نرم» نامیده بود٬ مهمترین هدف جبهه استکبار جهانی را نظام جمهوری اسلامی و مهمترین سلاح مورد استفاده از سوی آنها را تبلیغات عنوان کرده است. وی از جوانان خواسته بود ضمن هوشیاری در قبال این موضوع٬ «نه فقط خودتان باید حقیقت را تشخیص دهید، بلکه باید فضا و محیط پیرامونى خودتان را هم با بصیرت کنید و براى آنها هم قضایا را روشن کنید»».
درخواست رهبر ایران برای عمومی کردن حقیقت جنگ نرم
این مطلب در این قسمت سخنان مقام معظم رهبری را به جشنوارههای سینمایی برگزار شده در ایران مرتبط میکند و میآورد: «آقای خامنهای با این سخنان سطح انتظار خود از «افسران جنگ نرم» را تنها به تلاش فردی برای رسیدن به «حقیقت» محدود نکرد و از آنها خواست برای عمومی کردن این «حقیقت» نیز تلاش کنند و از جمله فعالیتهای حامیان رهبر جمهوری اسلامی برای تحقق بخشی از این انتظارات وی در حوزه «جنگ نرم» برگزاری جشنوارههای سینمایی «عمار» و «افق نو» و نیز جشنواره «باروت خیس» است».
گزارشگر رادیو فردا در ادامه بر جشنوارههای مذکور متمرکز شده و سعی دارد با تحلیلهای خود این جشنوارهها را سیاسی و نه هنری معرفی کند.
در این مطلب آمده است: «نام جشنواره «عمار» پس از اشاره آقای خامنهای به اقدامات عمار یاسر در جنگ صفین در «تبیین حقیقت» و ایستادگی مقابل جنگ روانی جناح معاویه تعیین شد و دستاندرکاران این جشنواره که اعضای آن موفق به دیدار با آقای خامنهای هم شدند٬ اعلام کرده بودند نسبت به برخی جشنوارهای داخلی به علت «الگوبرداری کامل از نمونههای غربی» رویکردی انتقادی دارند و به دنبال «نوآوری» برای حرکت در مسیر انقلاب و اهداف نظام هستند».

لازم به ذکر است در دیدار جمعی از دستاندرکاران، داوران و برگزیدگان جشنواره عمار با رهبر معظم انقلاب؛ ایشان پس از شنیدن صحبتهای جمعی از حاضرین، توصیههایی نمودند و توجه به موضوع دین و معارف دینی و همچنین انقلاب اسلامی و ارزشهای انقلاب در این جشنواره را اقدامی مبارک خواندند و تأکید کردند: «نگاه به هنر اسلامی و سینمای دینی باید نگاهی بلندمدت و همراه با برنامهریزی دقیق و امید به آینده و بهرهگیری مناسب از ابزار هنر برای تأثیرگذاری حداکثری باشد».
در مطلب این رسانه معارض همچنین آمده است: «از جمله فعالان فرهنگی محافظهکار و حزبالله دخیل در پنج دوره این جشنواره میتوان به فرجالله سلحشور، نادر طالبزاده، ابوالقاسم طالبی، مسعود دهنمکی، سعید قاسمی، وحید جلیلی، صادق آهنگران و علیرضا قزوه اشاره کرد».
گفتنی است کلید برگزاری جشنواره مردمی فیلم عمار اولین بار بعد از فتنه 88 زده شد، زمانی که جمعی از جوانان و فیلمسازان متعهد کشور آثاری را درباره فتنه تولید کرده بودند، اما این آثار نه تنها حمایت نشد بلکه رسانه ملی و نهادهای مرتبط قدمی برای نمایش و دیده شدن این آثار بر نداشتند. این اتفاق باعث شکلگیری ایده برگزاری یک جشنواره مردمی برای دیده شدن این آثار شد. نام این جشنواره ـ که مبدأ شکلگیری و روشهای نوین و متفاوتی در مقایسه با جشنوارههای رایج دیگر داشت ـ به نام پرچمدار روشنگری و تبیین حقطلبانه در صدر اسلام، حضرت عمار یاسر مزیّن گشته و «جشنواره مردمی فیلم عمار» نام گرفت.
اقدام و جشنواره علیه صهیونیسم جهانی حتما حمایت خواهد شد
رادیو فردا که سعی دارد در این گزارش به تخریب جشنواره ضدصهیونیستی افق نو بپردازد؛ در ادامه گزارش خود آورده است: «جشنواره فیلمسازان مستقل «افق نو» اما سرنوشت دیگری داشته است؛ این جشنواره که پس از دوره نخست٬ قرار بود برای دومینبار همزمان با سالگرد ۱۱ سپتامبر و با حضور هنرمندان و نظریهپردازان ضدآمریکایی و «ضدصهیونیست» در تهران برگزار شود٬ تا مدتی نامعلوم به تعویق افتاد».
این گزارش میافزاید: «در حالی که نادر طالبزاده٬ دبیر آن از وزارتخانههای امور خارجه و ارشاد خواسته بود به برگزاری هرچه بهتر این جشنواره کمک کنند٬ دبیرخانه جشنواره از تعویق برگزاری آن خبر داد و حجتالله ایوبی٬ رئیس سازمان سینمایی در پاسخ به سئوالی درباره سرنوشت جشنواره «افق نو» در اظهاراتی کنایهآمیز گفته بود اگر مطمئن شویم که اقدامی و جشنوارهای بر علیه «صهیونیسم جهانی» است، حتما حمایت خواهیم کرد واگر احساس کنیم برنامهای تنها یک شو و یک نمایش است مطمئنا نه بودجه داریم و نه وقت برای برگزاری یک جشنواره سینمایی».
لازم به ذکر است نادر طالب زاده دبیر این جشنواره درخصوص این جشنواره گفت: «این جشنواره قویترین کنفرانس ضد صهیونیستی ایران است و 70 میهمان در هر دوره داشتیم و سه بار تاکنون برگزار شده و دستاوردهای رسانهای آن بیشتر از هر کنفرانس ضد صهیونیستی ایران بوده است چراکه کارشناسهای آن 50 تا 70 درصد آمریکایی و نویسندگان، مولفان و اساتید دانشگاه و اهالی رسانه مشهور بودند و انتقاد آنها بیشتر معطوف به انتقاد از حمایت آمریکا از اسرائیل است و مقالات آنها موجود است».
در پایان این مطلب آمده است: «یکی دیگر از جشنوارههای فعال در عرصه بصیرتافزایی که با مقولههای فرهنگی و رویکردهای سیاسی جهانی بر اساس سیاستهای نظام برخورد میکند٬ جایزه «باروت خیس» است که محافظهکاران تندرو آن را جایزهای «بینالمللی-مردمی» مینامند».
جایزه باروت خیس در راستای سخنان رهبر ایران شکل گرفت
گزارشگر رادیو فردا در ادامه گزارش خود آورده است: «جایزه «باروت خیس» در راستای سخنان آقای خامنهای و با هدف «مقابله با جنگ نرم دشمنانی که در جبهه سخت به بن بست رسیدهاند» برگزار و سالانه به مخالفان جمهوری اسلامی که «ناخودآگاه توطئه یا طرحی شوم علیه ایران را برملا میکنند» اهدا میشود».

خبرنگار مذکور با اشاره به اولین دوره این جشنواره گفت: «اولین دوره این جشنواره٬ در واکنش به اعطای جایزه اسکار به فیلم آرگو جایزه خود را به میشل اوباما همسر باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا اهدا کرد».
در مراسم هشتاد و پنجمین دوره جایزه اسکار خانم اوباما نام فیلم آرگو ساخته بن افلک که داستان آن درباره ماجرای نجات شش آمریکایی بعد از حمله سال ۵۸ به سفارت آمریکا در تهران است را اعلام کرد.
در ادامه این مطلب آمده است: «اعطای این جایزه که با خشم مقامهای جمهوری اسلامی مواجه شد٬ از سوی برخی چهرههای سیاسی- نظامی از جمله محمدرضا نقدی نشانه «سیاسی» بودن جایزه اسکار و فعالیت این آکادمی زیرنظر کاخ سفید اعلام شد و جایزه دور دوم این جشنواره نیز در سال ۱۳۹۲ به علت دیدار تاریا کرونبرگ و کاترین اشتون با گروهی از فعالان حقوق بشر در سفارتخانههای اتریش و یونان در تهران به طور مشترک به این دو نفر اهدا شد و نامزدهای دریافت دور سوم این جایزه نیز کلودیا روت نائب رئیس مجلس آلمان، مانوئل والس نخست وزیر فرانسه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل٬ جان مک کین سناتور آمریکایی و دیوید کمرون نخست وزیر بریتانیا اعلام شدهاند».
در ادامه مطلب آورده شده است: «با این حال خبرگزاری راه دانا نوشته؛ علی جنتی وزیر ارشاد نامه دبیر این جشنواره که از وی خواسته بود در جشنواره بینالمللی فیلم فجر، بخشی تشریفاتی را به عنوان جایزه «باروت خیس» اختصاص دهد٬ بیپاسخ گذاشته است و مسکوت ماندن این نامه از سوی هواداران جشنواره «باروت خیس» به «قهر» وزیر ارشاد با جوانان «انقلابی» تعبیر شده است».
گفتنی است این مطالبه از این جهت از وزیر ارشاد خواسته شده بود تا مقابلهای باشد با جریان رسانهای غرب که در جشنوارههای مختلف به فیلمها، کاریکاتورها و هرآن چیزی که محتوای ضداسلامی و ایرانی دارد جایزه اهدا میکنند.
در پایان این گزارش آمده است: «اما دستاندرکاران آن منتظر اقدام احتمالی وزارت ارشاد نمانده و در نامهای به محمدرضا نقدی٬ رئیس سازمان بسیج خواستار حمایت «معنوی» وی از جشنواره خود شدهاند؛ این در حالی است که از دور اول اعطای جایزه «باروت خیس»٬ محمدرضا نقدی و سایر چهرههای سازمان بسیج در کنار این جشنواره بودهاند و به نظر میرسد سیاستهای وزارت ارشاد دولت یازدهم نسبت به این نوع جشنوارهها و تجربه تعطیلی جشنواره «افق نو» به علت قطع حمایتهای مالی این وزارتخانه و بیمیلی در همکاری برای برگزاری آن٬ از انگیزههای جدی نامهنگاری دستاندرکاران جشنواره «باروت خیس» به نقدی باشد».
گفتنی است جایزه بین المللی باروت خیس (wet gunpowder) در دو سال گذشته توسط نهادی مردمی برگزار شد که خوشبختانه با استقبال مردمی و واکنش شدید رسانه های غربی خصوصاً آمریکا و انگلیس مواجه شد.
به گفته سید محمدیاشار نادری، دبیر جشنواره مردمی باروت خیس؛ این جایزه هر ساله به افرادی داده می شود که ناخواسته قدمی را در راه افشاگری رفتار غیرانسانی خود بر می دارند و همگان را از نیات شوم خود آگاه می کنند و در واقع شعار «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» را سرلوحه این جایزه قرار داده ایم.