تکلیف‌گرایی از دیدگاه امام خمینی(ره)

گفتگوی حلقه وصل با حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری؛
ارسال زمان بندی شده: 
دوشنبه, 14 خرداد, 1397 - 09:30
امام گفت: یاران من در گهواره‌ها و در آغوش مادرانشان هستند، ما همان‌ها هستیم. با تمام احترامی که برای پدرها و مادرها قائل هستم، لطفی که امام به ما کرد، پدر و مادرمان به ما نکرد. چون امام نگاه ما را به زندگی عوض کرد. با اینکه ما در زمان طاغوت زندگی می‌کردیم، بازی می‌کردیم، شاید از مدرسه برای جاویدشاه گفتن می‌بردنمان، دبستانی بودیم، راهنمایی بودیم، اما با دل و فطرت‌مان پیوندی با امام داشتیم.

سرویس پرونده: به مناسب فرا رسیدن سالروز درگذشت معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در نظر داریم مجوعه گفتگو ها و مطالبی را در قالب یک پرونده پیرامون شخصیت، فعالیت ها، مبارزات و زندگی ایشان به صورت روزانه منتشر کنیم. در سومین شماره از این پرونده سخنانی از حجت الاسلام ماندگاری پیرامون حضرت امام خمینی (ره) را خواهید خواند.

امام گفت: یاران من در گهواره‌ها و در آغوش مادرانشان هستند، ما همان‌ها هستیم. با تمام احترامی که برای پدرها و مادرها قائل هستم، لطفی که امام به ما کرد، پدر و مادرمان به ما نکرد. چون امام نگاه ما را به زندگی عوض کرد. با اینکه ما در زمان طاغوت زندگی می‌کردیم، بازی می‌کردیم، شاید از مدرسه برای جاویدشاه گفتن می‌بردنمان، دبستانی بودیم، راهنمایی بودیم، اما با دل و فطرت‌مان پیوندی با امام داشتیم. همین را به شما بگویم که از بین 36 هزار شهید دانش‌آموز، شاید 90 درصدشان امام را ندیدند. البته من جزء آنهایی بودم که دو سه بار توفیق دیدار امام را داشتم. یک بار هم توفیق بود مادرم را نزد امام بردم. چون مادر شهید هستند. دیر رسیدم، دیدم مادرم دارد گریه می‌کند. گفتم چرا گریه می‌کنید؟ گفت چون کمی شلوغ بود و همه صورت امام را نمی‌دیدم. در دیدار امام -چه امام دیروز و چه امام امروز- دوست داریم یک جایی باشیم که بتوانیم قشنگ صورتش را ببینیم. آیه 69 سوره نساء می‌گوید: اگر دیر بهشت بروید، دیگر صورت فاطمه را نمی‌بینید. من همین جا یک جمله می‌گویم و آن هم اینکه هر که اهل محبت به اهل‌بیت و امام و شهدا باشد، حتما بهشت می‌رود، ولی هر کس اهل ولایت نباشد، بهشت را نمی‌بیند. امام را خدا ده یازده سالی به این عصر عنایت کرد تا مزه امام زمان(عج) را بچشند و مزه کنند.  امام معصوم نبود، ولی جدای از امام معصوم هم نبود.

در انگیزه امام، فقط خدا بود

«ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکاتٍ من السماء و الارض»، خدا می‌گوید برای موفقیت سه تا عنصر لازم است؛ یکی انگیزه، یکی برنامه و یکی امکانات. می‌گوید عناصر انگیزه و برنامه را آن‌طوری که من می‌گویم شما بیابید و عنصر سوم که امکانات است من برایتان می‌آورم. الان همه ما در کارهایمان گیر عنصر سوم یعنی امکانات هستیم. خدا می‌فرماید: «ولو ان اهل القری آمنوا»، انگیزه‌هایتان الهی باشد. امام انقلاب را با «آمنوا» شروع کرد، دفاع مقدس را با «آمنوا» پیش برد و پایان داد. نظام اسلامی را با «آمنوا» یعنی انگیزه الهی پیش برد. در انگیزه امام فقط خدا بود. اولین اطلاعیه حضرت امام در تاریخ 15/2/1324 صادر شد. با این آیه شروع می‌شود: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لللّه مثنی و فرادی»، فقط برای خدا. امروز هم آقایمان، امام امروزمان می‌گوید: بیایید از هیچ کس نترسیم و فقط از خدا حساب ببریم. چون او هم شاگرد همین امام بود. امام به ما یاد داد که در انجام وظیفه‌مان باید انگیزه‌مان الهی باشد. اگر چارچوب برنامه‌مان براساس حدود الهی باشد، خدا آن عزت را می‌دهد که میلیون‌ها نفر استقبال و میلیون‌ها نفر بدرقه می‌کنند. یک عصر را به نام خودش رقم می‌زند، چون تکلیفش را راجع‌به خدا عمل کرده است و خدا هم راجع‌به او تکلیفش را عمل کرده است. قرآن در آیه 69 می‌گوید: «من کان یرید العزه و لللّه العزه جمعیا»، انگیزه‌تان را الهی کنید و برنامه‌تان را براساس چارچوب تقوا بچینید. «لفتحنا علیهم برکات من السماء»، امام در ابتدا که انقلاب را راه انداختند، حزب نداشتند. اولین امکانات یک انقلاب حزب است. امام اسپانسر نداشت، پول نداشت، پشتیبانی شرق و غرب نداشت. در ابتدا مردم هم خیلی باورش نداشتند، حوزه علمیه هم خیلی باورش نداشتند، متلک هم به او می‌گفتند، ولی امام، خدا را داشت و باور کرده بود که «لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض».

مرد تکلیف بود

روزی که امام بیانیه سال 1324 را نوشت، شاید خیلی‌ها به او می‌خندیدند. خیلی‌ها به اندیشه سقوط شاه می‌خندیدند، چه برسد به عملش. ولی امروز داریم می‌بینیم که واقعا عصر، عصر خمینی شده است. این به خاطر این است که این مرد به تکلیفش عمل کرد. جدش هم همین‌طور. روزی که پیغمبر در مدینه با چهار تا پابرهنه کار می‌کرد، هیچ کس باور نمی‌کرد یک روزی مکتب این وجود نازنین تنه به تمام عالم بزند. ایشان را هم خدا یادش داده بود که شما باید به تکلیف‌تان عمل کنید و ایشان هم تکلیفشان را انجام دادند. اگر از من بپرسند که امام را در یک کلمه معنی کنید؛ نمی‌گویم امام فقیه بود، نمی‌گویم امام سیاست‌مدار بود، نمی‌گویم امام فیلسوف بود، نمی‌گویم امام متکلم بود، نمی‌گویم امام عارف بود، نمی‌گویم امام سیاسی بود، می‌گویم امام مرد تکلیف بود. بالاترین آموزه امام در انقلاب همین بود. کسانی که در این دنیا دارند از امام درس می‌گیرند، بدانند که باید به تکلیف عمل کنند و خدا به تکلیفش عمل می‌کند. امام نشان داد که غیر معصوم هم می‌تواند معدن جذب وعده‌های کامل ولایی باشد. امام امروز ما (حضرت آقا) چقدر قشنگ فرمود: امام به ما نشان داد تا نزدیک مرزهای عصمت رفتن افسانه نیست و بچه‌بسیجی‌ها از همین امام یاد گرفتند، شهدای 13 ساله یاد گرفتند. حالا این اندیشه تکلیف‌گرایی امام چند تا مبنا دارد. من فقط مبنای اندیشه امام را برایتان می‌شمارم. یک، تکلیف الهی لطف الهی است. تا من و شما این طور نگاه نکنیم نمی‌توانیم سراغ تکلیف‌گرایی برویم. قاعده لطف خداست که به من و شما گفته این حرام است. چرا؟ چون واجب، راه بهشت است و حرام، راه جهنم. این لطف خداست که قبل از اینکه من در راه جهنم بیفتم، گفته است که به راه بهشت برو و برایت واجب می‌کنم که بروی. علامه طباطبایی می‌گوید: اگر خدا واجب نکرده بود جا داشت که ما در روز قیامت بگوییم که خدایا شما که می‌دانستید چرا بر ما واجب نکردید.

اصلا شکست وجود ندارد

 دو، امام به ما یاد داد که اول تشخیص بعد عمل. وگرنه اگر عمل شود، بعدا توجیه می‌آید. اول باید بروید با عینک، دین‌تان را تشخیص دهید. با منبع دین، تکلیف‌تان را تشخیص دهید. راهش هم این است صورت مسئله‌تان را به دین عرضه کنید و از دین حکم‌تان را بگیرید. «فسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون»، اول بپرسید ما نمی‌دانیم تکلیف‌مان چیست. مرام امام، تکلیف‌گرایی با این نگاهی که می‌گویم است.

سه، اگر تکلیف‌تان را فهمیدید نباید ساکت بنشینید. یک‌جا تکلیف، داد زدن است. یک‌جا تکلیف ساکت ماندن است. برای تکلیف به خود و به دیگران باید داد بزنیم، اگر ساکت بنشینیم غلط است. چقدر امام شبیه به امام حسین(ع) عمل کردند. «ارید ان آمر بالمعروف و نهی عن المنکر»، بالاترین معروف در کلام امام حسین(ع)، مشخص است؛ اقامه حکومت اسلامی. بالاترین منکرات هم حکومت یزید است؛ «وَ عَلَى الاِسْلامِ، السَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ»، امام هم دست روی بالاترین منکر گذاشتند. زمان طاغوت در این مملکت بدحجابی بود، بی‌حجابی هم بود، شرابخواری هم بود. امام به اینها کاری نداشت، با اینکه می‌دانست اینها منکر است. امام گفت شاه باید برود، اسرائیل باید محو شود. دست روی بالاترین منکر گذاشتند. از این طرف هم فرمودند باید حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی برپا شود؛ نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. این تکلیفش بود. داد هم زد. وقتی هم داد زد که خیلی از مدعیان ساکت بودند.

نکته چهار، برای اینکه نگاهمان به تکلیف درست شود، نباید در تکلیف احساس شکست کنیم. تکلیف‌مان را که انجام دادیم، چه به نتیجه برسیم و چه به نتیجه نرسیم پیروز هستیم. چون خود تکلیف‌گرایی پیروزی در مکتب دین و در مکتب الهی است. خیلی از انبیای نظام الهی در مبارزه با دشمنان شکست خوردند، خیلی از امامان بزرگوار ما مخصوصا امام علی(ع) و امام حسین(ع) با شمشیر دشمن کشته شدند. پس ما باید بگوییم که اینها شکست خوردند؟ نه، اینها پیروزند. چون تکلیف‌شان را انجام دادند. در تکلیف‌گرایی اصلا شکست وجود ندارد. «مکتبی که شهادت دارد، ترس ندارد» این یکی از جملات معروف امام است. مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد. ما به اسرایمان نمی‌گوییم اسیر، می‌گوییم آزاده. آنها در مکتب آزادگی بودند، اسیر نبودند. چون ذلیل نبودند.

تکلیف‌مان را از چه کسی بگیریم؟

نکته آخری که در اندیشه امام برای تکلیف وجود دارد این است که من مامور به انجام تکلیفم. این جمله معروف امام است. ما مامور به انجام وظیفه هستیم، نه کسب نتیجه. نتیجه حاصل شود یا نشود، هر دو پیروزی است. با این اندیشه برای انجام تکلیف در مکتب امام سه تا پایه وجود دارد.

پایه اول، اسوه‌پذیری است. ما باید تکلیف‌مان را انجام دهیم. اما سوال این است که تکلیف‌مان را از چه کسی بگیریم؟ «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل‌بیت»، این روایت ملاک‌وار پیغمبر(ص) را امام اول وصیت‌نامه‌شان آوردند. انقلاب ما دنباله‌رو مکتب قرآن و عترت است. خط ولایتی که امام می‌گوید، همان خط ولایت و قرآن و عترت است. اسوه را بپذیرید. بعضی‌ها الان دارند تکلیف‌شان را انجام می‌دهند، ولی اسوه‌شان غرب و شرق است. «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»، امام انسان‌های کامل را الگوی خودشان قرار دادند. من اگر اسوه‌پذیر باشم و انسان‌های کامل را الگوی خودم قرار دهم، تکلیف‌گرایی، من را به قرارداد با خدا می‌رساند. امام این کار را کرد.

پایه دو، التزام عملی و تکلیف شرعی. بعضی‌ها از تکلیف شرعی خیلی حرف می‌زنند، اما التزام عملی ندارند. امام حلال و حرام را خیلی دقت می‌کردند. امام به تکلیف تبلیغ دین، تکلیف مبارزه با دشمن، تکلیف بی‌قراری نسبت به مسلمین و جهان اسلام، عملا ملتزم بودند. برای همین از روز اولی که برای مردم ایران دلسوزاند، برای مردم فلسطین و لبنان هم دل سوزاندند.

سومین مبنایش این است که حالا تکلیف را که می‌خواهم انجام دهم با چه انگیزه‌ای انجام دهم؟ با انگیزه الهی. امام نه برای شهرت قدم برداشت، نه برای مرجعیتش قدم برداشت، نه برای محبوبیتش قدم برداشت، او برای خدا قدم برداشت و همه داشته‌هایش را هم خدا به او داد.

مردم یک لحظه هم نباید بی‌خیال باشند

یکی از تکالیفی که امام خیلی به آن توجه داشتند، این بود که مسلمان نباید نسبت به سایر مسلمانان و جهان اسلام بی‌خیال باشد، بلکه باید بی‌قرار باشد. جمله امام را دقت کنید: «این یک تکلیف است برای همه ما که راجع ‌به اموری که مربوط به سرنوشت ملت‌مان، مربوط به اسلام است، بی‌تفاوت نباشیم. بلکه با تمام قوه‌ای که داریم تعقیب کنیم که ان‌شاءلله مسائل تمام شود و قانون تصویب شود.» یکی از گرفتاری‌هایی که امروز ما داریم این است که می‌گویند مردم آن حس و حالی که اول انقلاب داشتند، الان ندارند. این به خاطر این است که جمله امام را خوب درک نکردیم. یعنی رای به جمهوری اسلامی دادیم همه چیز درست شد؟ نه، این جمهوری اسلامی تربیت آدم می‌خواهد، این جمهوری اسلامی قانون و قانون‌گرایی و قانون‌پذیری می‌خواهد، این جمهوری اسلامی کار می‌خواهد، تلاش حداکثری و مدیریت می‌خواهد. امام امروزمان چقدر قشنگ حرف‌های امام دیروز را در قالب شعارهای هر ساله برای من و شما بیان می‌کند. هر سال مشکلاتی را پیش‌بینی می‌کنند و شعار همدلی و هم‌زبانی سرمی‌دهند. بیان شعارهای هر سال به این معنی است که مردم یک لحظه هم نباید بی‌خیال باشند. این آموزه امام است. امام می‌فرماید: «الان تکلیفی به عهدة ما است که نجات دادن یک کشور اسلامی است از زیر بار ظلم و از زیر بار استعمار. نجات دادن مملکت اسلامی یک تکلیف است که انسان موظف است این کار را بکند. اگر یک وقت خدایی ناخواسته هجومی به مملکت اسلامی شود، باید همه مردم یعنی مرد و زن باید بروند و دفاع کنند از مملکت خودشان.» به‌عنوان نکته آخر در نظر داشته باشید که امام برای اینکه من و شما خوب تکلیف‌مان را یاد بگیریم، فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.» چرا؟ چون ولی‌فقیه ناخدای این کشتی است. امیدواریم خدای تبارک وتعالی توفیق فهم تکلیف‌گرایی را با اندیشه امام، طعم ولایت‌محوری را با اندیشه امام، طعم استقامت را با اندیشه امام، به ما عنایت کند.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.