میرهاشم میری؛ دانشکده­ ادبیات سیار

یادداشت/ سورنا جوکار
ارسال زمان بندی شده: 
سه شنبه, 25 ارديبهشت, 1397 - 14:15
سورنا جوکار در آستانه برگزاری شب شاعر پاسداشت شاعر انقلابی میرهاشم میری یادداشتی را منتشر کرد.

به گزارش حلقه وصل، سورنا جوکار در آستانه برگزاری شب شاعر پاسداشت شاعر انقلابی میرهاشم میری یادداشتی را منتشر کرد. 

به نام خدا

بسیاری از شاعران تازه­ کار در ابتدای راه حتی اگر چیزی از بدیهیات شعر ندانند، خود را یک ادیب و دانشمند بالفعل تصور می‌­کنند و بیشترشان بر این گمانند که همه­ آنچه را باید و لازم است، به خوبی می­دانند و اگر کسی ایرادی به نوشته­‌های آنان می­‌گیرد، مشکل از سواد اندک و دانش ناقص آن شخص است نه ضعف و بی مایگی آثار جناب شاعر نوقلم. 

باید اعتراف کنم من هم یکی از همان علامه‌­های میان ­تهی بودم که خود را بی نیاز از دانش جهان می­دانستم. درست یازده سال پیش بود که اولین ­بار نوشته‌­های خود را برای شرکت در جشنواره­ای ارسال کرده و به دلیل آن که آثارم حائز رتبه‌­ای نشده­ بودند از زمین و زمان گلایه­ داشتم و گمان می­کردم داوران جشنواره، پی به مفاهیم و اندیشه­ های بلند در شعرم نبرده­اند وگرنه چگونه ممکن است نام من در میان برگزیده­ ها نباشد. روز اختتامیه­، همراه با دوستانم برای شنیدن شعرهای برگزیده، به محل برگزاری مراسم رفتیم.

مجری از رییس هیئت داوران دعوت کرد تا کمی برای حاضران سخنرانی کند. چند لحظه بعد مردی میان­سال با چشمانی که گویی تک تک ما را از پس عینک، زیر نظر گرفته پشت تریبون ایستاد. خودش بود، جناب آقای میرهاشم­ میری. همان رباعی­ سرای معروف سال­های انقلاب و دوست قیصرامین­ پور، حسن حسینی، موسوی­ گرمارودی و بسیاری نام­ه ای دیگر. این اولین مرتبه بود که ایشان را زیارت می ­کردم. بیانی شیرین و شیوا داشتند که با لهجه ­ای آمیخته از زبان معیار و گویش همدانی، حرف­هایش دلنشین­ تر به گوش می­رسید.

برای چند دقیقه ­ای مات آنچه می‌­گفت شده بودم. اما ناگهان یاد ناکامی خود در جشنواره افتادم و عصبانیتم شعله ­ور شد. به ­ویژه آن­که جناب میری، داور جشنواره را مقابل خود در حال سخنرانی می­دیدم و در نظر من ایشان همان کسی بود که باعث شده دستم از جوایز کوتاه بماند. همان­ لحظه تصمیم گرفتم انتقام آنچه را گمان می­ کردم - بی عدالتی در حق من است- از او بگیرم.  پس دوباره به حرف­هایش گوش سپردم. داشت در مورد رباعی صحبت می­ کرد و من در کنار لذت بردن از آنچه می­گفت در بین حرف­هایش به دنبال بهانه ­ای برای ابراز نارضایتی خود می­‌گشتم که ناگهان ایشان گفتند ( قالب رباعی مجالی برای بیان اندیشه­ های فلسفی است و معمولا کسانی مانند پزشکان، حکما،فلاسفه و عالمان دین که وقت کافی و دغدغه شاعری ندارند اما در عین حال می ­خواهند آنچه بر زبان می‌­آورند ماندگار شود، دست به سرودن شعر در قالب رباعی می­زنند) با شنیدن این جمله انگار آن بهانه‌­ای را که می­خواستم پیدا کرده بودم. پس با صدای بلند از میان جمعیت خطاب به جناب میری گفتم: یعنی شما هم حکیم و فیلسوف و عالم­دین هستید که رباعی می­نویسید؟!. صدای خنده جمعیت بالا گرفت و من مانند فاتحی پیروز، باد در غبغب انداخته و از آنچه گفته بودم سر از پا نمی­شناختم.

اما غافل بودم از آن­ پاسخی که تجربه­ سال­ها آموزگاری جناب میری برای من در آستین داشت. استاد میری قدری عینک خود را جابجا کرد تا گوینده را بهتر ببیند. بعد با لبخندی خیره به من گفت: در اسرارالتوحید آمده: در آن وقت که شیخ ما (ابو­سعید ابوالخیر) به نیشابور رفت،استاد امام ابوالقاسم قشیری شیخ ما را ندید و او را منکر بود. هر چه بر زبان شیخ ابوالقاسم می­رفت عینا به شیخ ما باز می­گفتند... و شیخ هیچ نمی­گفت.

روزی بر زبان استاد امام (ابوالقاسم) رفت که: بیش از این نیست که بوسعید، حق ­تعالی را دوست می­دارد و حق ­تعالی ما را دوست می­دارد. فرق این است که ما در این راه پیلیم و بوسعید، پشه!

این خبر را نزدیک شیخ ما آوردند. شیخ آن کس را گفت: برو پیش استاد امام و بگو که:(( آن پشه هم تویی، ما هیچ نیستیم، و ما خود در این میان نیستیم.))

با پایان جملات استاد، نگاه همه­ جمعیت حاضر، به من معطوف شد. صدای خنده­‌ها این­بار بلندتر و طولانی­تر به گوش رسید. اما من ابدا به تمسخر دیگران توجهی نداشتم و فقط مسحور کلام جناب میری مانده بودم که چگونه توانست بدون درنگ روایتی چنین زیبا و مرتبط با پرسش شیطنت­ آمیز من را در ذهن بیابد و بی آن­که نقطه­ ای از آن را جا بیندازد تحویل دهد؟! این پاسخ جدا از ظاهرش ،هرچه بود نشان از تیزهوشی، دانش بالا و قدرت­ انتقال بی نظیر ایشان داشت. پاسخی که برای من مانند کلید صندوقچه­ گنجی بی نظیر بود، چرا که باعث شد بدانم در شهر خود کسی را یافته ­ام که می­توان سال­ها از دانسته­هایش بهره برد. پاسخی دندان شکن و البته به جا که افتخار شاگردی این دانشکده­ ادبیات سیار را نصیب من کرد.

افتخاری که بی نهایت ارزشمند­تر از تمام جوایزی بود که طی سال­های بعد، از شرکت در جشنوارها به دست آوردم.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.