به ذوالفقار قسم تیغمان دودم شده است/ که یاعلی ست دم این دوتا دلاورمان

«نامه سربسته» مجید تال؛
ارسال زمان بندی شده: 
دوشنبه, 3 ارديبهشت, 1397 - 16:30
مجید تال از شاعران جوان و آئینی کشورمان در ایام میلاد اباعبدالله الحسین علیه السلام جدیدترین سروده خود که در قالب قطعه است را با نام « نامه سربسته» منتشر کرده است. این سروده که اشاره دارد به حدیث طوبی و در آن شاعر به برشمردن فضائل اهلبیت علیهم السلام می پردازد.

سرویس معرفی:  مجید تال از شاعران جوان و آئینی کشورمان در ایام میلاد اباعبدالله الحسین علیه السلام جدیدترین سروده خود که در قالب قطعه است را با نام « نامه سربسته» منتشر کرده است. این سروده که اشاره دارد به حدیث طوبی و در آن شاعر به برشمردن فضائل اهلبیت علیهم السلام می پردازد. در ادامه این قطعه زیبا را خواهید خواند.

حسین گفت:برادر! حدیث طوبی را
بخوان دوباره برایم به یاد مادرمان

بیا دوباره بگو از دلیلِ خَلق جهان
بیا دوباره بگو از شکوه باورمان!

از آن درخت که رنگ خزان نخواهد دید
به باغبانی ذریه ی مطهرمان

کجاست مادرمان تا که افتخار کند
به شور قاسممان و به نور اکبرمان

چه شاعرانه در این خانه نجمه و لیلا
گذاشتند دو آیینه در برابرمان

بیا دمی به تماشای خویش بنشینیم
که جلوه کرده در آیینه نیم دیگرمان

قسم به زینب کبری که زینت پدرست
علیِ اکبر و قاسم شدند زیورمان

زبرجد است و به یاقوت سرخ می آید
کنار هم چه شکیل اند درّ و گوهرمان

وضوی عشق به اهل سما می آموزند
شبیه کودکیِ از خدا سراسرمان...

حدیث شوکتشان را کشیده ایم به دوش
چنانکه دوش نبی بوده است منبرمان

پسرعموی هم و بیقرار هم هستند
درست مثل پدر پیش جد اطهرمان

درست مثل من و تو به پیشگاه علی....
ببین چقدر ادب می کنند محضرمان

به پشتوانه اولاد خویش مثل پدر
چه باک اگر که نباشد زره به پیکرمان

من و تو پیش هم انگار مرتضی هستیم
چنانکه اکبر و قاسم شُبیر و شبَّرمان

به ذوالفقار قسم تیغمان دودم شده است
که یاعلی ست دم این دوتا دلاورمان

دوچشمه ای که به تفسیر نور می جوشند
به کوری همه ی دشمنان ابترمان

یکی به ناز رسانده به جاممان انگور
یکی به شوق، عسل ریخته به ساغرمان

ستاره های حرم نور چشم عباس اند
چه عاشقانه رفیق اند با برادرمان

کنار دست علمدارمان قسم خوردند
که تا همیشه بمانند یارو یاورمان

و گفته اند: که آیین سروری این است
غلام فاطمه ایم و علیست سرورمان


همین که دیدمشان در کنار هم گفتم
هزارشکر که آماده است لشکرمان

یکی، نقاب شود قامتش برای حرم
یکی، رکاب بگیرد برای خواهرمان

به فتح قله ی احلی من العسل رفته
بدون واهمه پرمی زند کبوترمان

شکسست بغض زمان و شکست قلب زمین
حسین گفت رسیده ست روز آخرمان

و گفت: آه برادر! یکی دوساعتِ بعد
بیا به دیدن جسم به خون شناورمان

میان اشک من و خط به خطّ نامه ی تو
رسید رایحه ی آشنای مادرمان

مجید تال

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.