برای «محمدرضا زائری» و دشمنانش

ارسال زمان بندی شده: 
دوشنبه, 21 اسفند, 1396 - 12:15
این روزها حملات عجیب و غریبی روانه شخصیتی می‌شود که اگر جریان اصلاح‌طلب یا حتی اپوزسیونِ انقلاب، یک فقره از آن را داشت، روی سرمی‌گذاشت و حلوا حلوا می‌کرد.

این روزها حملات عجیب و غریبی روانه شخصیتی می‌شود که اگر جریان اصلاح‌طلب یا حتی اپوزسیونِ انقلاب، یک فقره از آن را داشت، روی سرمی‌گذاشت و حلوا حلوا می‌کرد.

بی‌مقدمه بگویم قرار است در این یادداشت به اندازه توان محدودم از «محمدرضا زائری» دفاع کنم. نه دکتر بودنش برایم مهم است و نه اینکه لباس روحانیت به تن دارد. «محمدرضا زائری» شخصیت مستقلی است که اتفاقا به آن مدرک دکترای اخذ شده از دانشگاه «قدیس یوسف» بیروت و آن لباس پوشیده شده در حوزه علمیه، شأنیت می‌دهد؛ برای همین است که همیشه تاکید دارد با همان عنوان آشنا و صمیمی «حاج آقا» صدایش کنند و از عناوینی مثل دکتر و حجت‌الاسلام و امثال آن دوری می‌کند.

«محمدرضا زائری» استاد من و خیلی‌های دیگر در حرفه روزنامه‌نگاری بود اما علاقه من به او وقتی به اوج خود رسید که پشت تریبون یک مراسم رسمی در نخلستان اوج، گفت که «فقط به رهبر انقلاب و شهدا ارادت دارد» و بقیه افراد را بی‌هیچ مصلحت‌سنجی و تعارفی نقد می‌کند. این را می‌شود از نوشته‌های او هم به خوبی فهمید و تشخیص داد.

از «محمدرضا زائری» در برابر برخی بدخواهانش باید دفاع کرد چرا که:

  1. زائری، دکترای واقعی دارد و نه دکترای پولکی. بی‌سروصدا رفت، دکترایش را گرفت و برگشت تا منبرهایش غرّاتر و قلمش تیزتر شود. نه همزمان مسئولیتی گرفت و نه برای گرفتن مدرکش، دست به دامن این و آن شد؛ چیزی که من و شما نمونه‌های زیادی از آن را می‌دانیم و می‌شناسیم.
  2.  زائری، کتابخوان است. قسمت 11 از سریِ دوم برنامه «کتاب باز» با حضور او را دانلود کنید و ببینید تا متوجه منظورم شوید. کسی که اهل کتاب است و رمان می‌خواند، یعنی یا کسی را قضاوت نمی‌کند یا اگر در موضع قضاوت قرار گرفت، تمام سعی‌اش را برای انصاف به کار می‌برد.
  3.  زائری، نویسنده است. به جای حرف‌های زیادی، می‌نویسد. کسی که می‌نویسد، (برعکسِ کسی که فقط حرف می‌زند) پای تک‌تک جمله‌هایش می‌ایستد و می‌تواند از آنها دفاع کند. او نویسنده‌ای است که می‌داند اگر تا پای محاکمه و زندان هم برود، نمی‌تواند زیر هیچکدام از نوشته‌هایش بزند. برای همین است که می‌شود به همه یادداشت‌ها و کتاب‌های او اعتماد کرد.
  4. زائری، خطیب توانایی است. باید یک بار پای منبرهایش بنشینید و لذت ببرید از لحن گیرایش. لحنی که هیچ کجای دیگر غیر از منبر از او سراغ نداریم...
  5. زائری، خادم اهل‌بیت(ع) است. چراغی که او در مجله «خیمه» روشن کرد، هنوز هم می‌سوزد و گرما می‌دهد. اگر چه مشکلات مالی، این مجله را بارها و بارها تضعیف کرده اما خدمتی که او با این رسانه به هیئات کرد، سال‌ها بعد قابل شناسایی است.
  6. زائری، زبان مردم را می‌فهمد. همانطور که می‌توانست برای نوجوانان، هفته‌نامه «خانه» را منتشر کند، قدرت انتشار مجله «نور، صدا، دوربین، حرکت» با موضوع سینما را داشت و همان روزها توانست مجله‌ای برای بچه‌هیئتی‌ها هم منتشر کند. شاید برای همین است که هر سال، روزهای ابتدایی ماه مبارک، همه اهالی فرهنگ و هنر را زیر یک سقف جمع می‌کند و بدون اینکه ردی از خودش باشد، فضایی مهیا می‌کند برای دیدار سالیانه هنرمندان و فرهیختگان با هم. کاری که مسئولیت اصلی‌اش با کسی مثل وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است!
  7. زائری را می‌شود از سلوکِ پدرش (که نماینده مجلس و استاندار بود) و تربیت پسرش (که بسیار مودب و متین است) شناخت. او پیوند فرهنگ را بین دو نسل، به خوبی برقرار کرده و نگاهی به آثار و نوشته‌های همسرش نیز نشان می‌دهد که از دلِ آموخته‌هایش، توانسته خانواده‌ای تراز انقلاب و اسلام، داشته باشد.
  8. زائری، ثبات دارد. حدود 20 سال است که او را می‌شناسم و با او رابطه دارم. نه آنقدر نزدیک که دوست گرمابه و گلستانش باشم و نه آن قدر دور که نتوانم شهادت دهم در همه این سال‌ها، حتی به اندازه ذره‌ای در اخلاق و رفتار او، تغییر و تحولی ندیدم. نه میزِ بزرگ و جذابِ مجموعه فرهنگی سرچشمه او را تحت تاثیر قرار داد و نه روزهایی که در محاق فراموشی بود، خُلقش را تنگ کرد.
  9. زائری، اهل روضه است. همین روضه‌های امام حسین(ع) و سایر ائمه کافی است که یاریگر او در فراز و نشیب‌های زندگی باشد و اتفاقا همین ویژگی مهم اوست که من را هم مجاب کرد برای اولین بار، دست به نوشتن یادداشتی در حمایت از یک شخص، بجنبانم. کسی که اهل روضه است، نجات پیدا می‌کند و آدم با خیال راحت می‌تواند درباره او تعریف و تمجید کند. اگر چه این یادداشت، آینه‌ای بود از واقعیت‌هایی درباره یک شخصیت فرهنگی که از چپ و راست، بی‌مهری می‌بیند و بی‌درنگ، مسئولیتش را انجام می‌دهد...
  10. در بین همه انتقادها به زائری، هنوز نتوانسته‌ام یک انتقاد درست و درمان پیدا کنم. نه اینکه تعصب داشته باشم اما واقعا همه آنچه تاکنون شنیده‌ام، حاکی از نوعی خامی و کوته‌نظری نسبت به مسائل است و اتفاقا همین دشمنی‌ها با او نشان می‌دهد که راه زائری، هنوز درست است.
برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

تابلو

دیدگاه کاربران

ناشناس

کاش نویسنده به جای ظاهر شدن در نقش دیلملج آقای زائری در مقام یک فرد منتقد به انتقاد ها، می گفت که کدام انتقاد به آقای زائری وارد نیست و چرا؟

علی

عاشق اش شدی به همین علت هم کوری و هم کری وگرنه او هم بسیار عیب هایی دارد که نیاز به گفتنش نیست.در کل آقای رشیدی مهرآبادی در اکثر نوشته هایشان یا اهل تفریط اند یا افراط

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.