تدیّن و ایمان منشأ بنیه‌ی مستحکم انقلاب اسلامی

بازنشر بیانات رهبری در همایش آسیب شناسی انقلاب در 15 اسفند 1377؛
ارسال زمان بندی شده: 
سه شنبه, 15 اسفند, 1396 - 17:30
وقتی که ما مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم انقلاب ما بعد از بیست سال، آسیبهای گوناگون یک انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، یک انقلاب پرسروصدا مثل انقلاب شوروی و یک انقلاب - به اصطلاح - اسلامی مثل انقلاب الجزایر را مطلقاً نداشته است؛ و این نشان دهنده‌ی بنیه‌ی این انقلاب است.پس ببینید من منشأ این بنیه را چه می‌دانم؛ من می‌گویم منشأش در تدیّن و در ایمان است. ایمان به معنای تدیّن و تعبّد، نه ایمان به معنای مجرّد خودش؛ که بگوییم ما آدم با ایمانی هستیم، اما در عمل، نه اهل نمازیم، نه اهل تعبد و ذکریم، نه اهل توجّه به خدا و عمل کردن به هیچ یک از فرایضیم، فقط می‌گوییم ما با ایمانیم

سرویس مبشر صبح: وقتی که ما مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم انقلاب ما بعد از بیست سال، آسیبهای گوناگون یک انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، یک انقلاب پرسروصدا مثل انقلاب شوروی و یک انقلاب - به اصطلاح - اسلامی مثل انقلاب الجزایر را مطلقاً نداشته است؛ و این نشان دهنده‌ی بنیه‌ی این انقلاب است.پس ببینید من منشأ این بنیه را چه می‌دانم؛ من می‌گویم منشأش در تدیّن و در ایمان است. ایمان به معنای تدیّن و تعبّد، نه ایمان به معنای مجرّد خودش؛ که بگوییم ما آدم با ایمانی هستیم، اما در عمل، نه اهل نمازیم، نه اهل تعبد و ذکریم، نه اهل توجّه به خدا و عمل کردن به هیچ یک از فرایضیم، فقط می‌گوییم ما با ایمانیم

عوام و خواص
من دشمن داخلی، یعنی در واقع دشمن درونی را در سه چیز، خلاصه می‏کنم. اعتقاد من این است که همه‏ی این چیزها به این سه چیز برمی‏گردد - در بحثهای شما هم که نگاه کردم، به خیلی از این موارد، اشاره و درباره‏اش بحث شده است - اگر ما بتوانیم این سه چیز را علاج کنیم، خیلی از مشکلات، حل خواهد شد. اول هم خود من، نمی‏خواهم از کس دیگری اسم بیاورم. بنده یکی از کسانی هستم که در جریان امور این مملکت، نقش دارم. یک مقدار از ضعفها هم در من است؛ در طبقات مختلف مسؤولین و در خواص است. هرچه پایین بیاییم، نقشها کمرنگتر می‏شود. این ایرادها در ماهاست؛ باید آنها را برطرف بکنیم. اگر هست، باید برطرف بکنیم؛ اگر نیست که چه بهتر!

دشمن درونی.دشمن بیرونی
یک نکته‌ی دیگر این است که در آسیب‌شناسی انقلاب، باید نقش عوامل درونی و بیرونی، هر دو ملاحظه بشود. البته این جا دو افراط وجود دارد که من مایلم ذهن خودم را همواره از هر دو افراط، رها کنم و ذهن مردم را هم برحذر بدارم که دچار این دو افراط نشوند. یکی این که ما عوامل برونی را عمده کنیم و از عوامل درونی غافل بمانیم؛ دیگری به‌عکس، عوامل درونی را عمده کنیم و از عوامل بیرونی غافل بمانیم. الان کسانی هستند که به هر دو این افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد. اگر انسان نگاه کند، می‌بیند که عوامل بیرونی، دشمنی دشمنان انقلاب از هر دو جهت است.

آسیب‌شناسی‌ انقلاب‌ اسلامی
یک نکته‌ی دیگر این است که در آسیب‌شناسی انقلاب، باید نقش عوامل درونی و بیرونی، هر دو ملاحظه بشود. البته این جا دو افراط وجود دارد که من مایلم ذهن خودم را همواره از هر دو افراط، رها کنم و ذهن مردم را هم برحذر بدارم که دچار این دو افراط نشوند. یکی این که ما عوامل برونی را عمده کنیم و از عوامل درونی غافل بمانیم؛ دیگری به‌عکس، عوامل درونی را عمده کنیم و از عوامل بیرونی غافل بمانیم. الان کسانی هستند که به هر دو این افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد. اگر انسان نگاه کند، می‌بیند که عوامل بیرونی، دشمنی دشمنان انقلاب از هر دو جهت است.

آسیب‌شناسی‌ انقلاب‌ اسلامی
هر دستگاهی که عملکرد مؤثری دارد، اگر این عملکرد را اصلاح نکند، یا در آن اشکالی و آسیبی وجود داشته باشد، دارای سوء عملکرد است. معنای آسیبها هم که می‌گوییم، مطلقاً خیانت نیست؛ که بگوییم همه جا خیانت است. نه، منظورمان تنبلی، بی‌دقتی، بی‌اهتمامی، دلسوزی و تلاش لازم را نکردن، کار علمی انجام ندادن و متناسب با نیاز، پیش نرفتن است؛ همه‌ی اینها سوء عملکرد است. البته من توقّع معصومیت ندارم که بگوییم ما باید معصوم باشیم  نه، بالاخره گوشه‌ی کار، یک جور خالی خواهد ماند؛ لیکن باید تلاش کنیم کار را درست کنیم . یا هر دستگاهی که مردم را به دنیا طلبی سوق بدهد و آنها را تشویق به بهره‌مندی شخصی و التذاذطلبانه از دنیا بکند، به‌نظر من کمک به آسیبهای انقلاب و ضربه خوردن به انقلاب می‌کند.

تدیّن و ایمان منشأ بنیه‌ی مستحکم انقلاب اسلامی
وقتی که ما مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم انقلاب ما بعد از بیست سال، آسیبهای گوناگون یک انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، یک انقلاب پرسروصدا مثل انقلاب شوروی و یک انقلاب - به اصطلاح - اسلامی مثل انقلاب الجزایر را مطلقاً نداشته است؛ و این نشان دهنده‌ی بنیه‌ی این انقلاب است.پس ببینید من منشأ این بنیه را چه می‌دانم؛ من می‌گویم منشأش در تدیّن و در ایمان است. ایمان به معنای تدیّن و تعبّد، نه ایمان به معنای مجرّد خودش؛ که بگوییم ما آدم با ایمانی هستیم، اما در عمل، نه اهل نمازیم، نه اهل تعبد و ذکریم، نه اهل توجّه به خدا و عمل کردن به هیچ یک از فرایضیم، فقط می‌گوییم ما با ایمانیم!

نه، من اصلاً این ایمان را نمی‌گویم؛ این ایمان، همانی است که قرآن اشاره می‌کند: قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا»؛(۱) تسلیم شدیم. آن، تسلیم شدن است، نه ایمان آوردن؛ ملت ما ایمان اسلامی داشتند.

روشنفکری
امام بزرگوار ما خودش مظهر همین معنا بود؛ آدمی بود که تعیّنات دنیوی، حقیقتاً برایش ارزش نداشت. آدم این را در آن مرد معنوی و بزرگوار می‏دید که تعیّنات، تعلّقات و تکلّفات دنیوی، اصلًا برای خودش ارزش نداشت! شما که بحمد اللَّه روشن‏فکر و آگاه و فهمیده هستید، احتیاج نمی‏بینم که این‏ها را توضیح بدهم. این که دارم می‏گویم، منظورم بهره‏مندی شخصی است؛ معنایش این نیست که کشور، کار آبادانی و عمران نکند و دنیا را آباد نکند. این‏ها همیشه، تخلیه‏ها و شبهه‏افکنیهای مخالفین اسلام بوده، می‏گفتند که اسلام با دنیا مخالف است؛ یعنی دنیا را آباد نکنیم!

نه، آن دنیایی که گفته می‏شود، دنیای شخصی است؛ یعنی خود شما دنبال تکیّف زندگی دنیایی نباشید و زندگی را ساده بگذرانید. معنایش این است. امیر المؤمنین (علیه‏السّلام)، شخصاً زاهدانه‏ترین زندگی‏ها را داشت؛ اما در عین حال، مرتب هم کار می‏کرد، مزرعه را آباد و چاه آب، جاری می‏کرد، جهاد می‏کرد و کشور را اداره می‏کرد، حکومت به آن عظمت را ریاست می‏کرد، سیاست‏گذاری و سیاستمداری می‏کرد.

روشنفکری
البته «المال و البنون زینة الحیوة الدنیا»، هیچ ایرادی ندارد. نه مال ایراد دارد، نه فرزندان ایراد دارد، نه مقام و این‏ها؛ لیکن غرق شدن در این‏ها، عمده کردن و هدف قرار دادن این‏ها و خود را در تکیّفات و تعیّنات زندگی، منحصر کردن است که آسیب می‏زند. چنانچه این‏ها اصلاح بشود، ما امیدواریم که إن شاء اللَّه مشکلی نباشد.
البته اینجا باید بگویم که روشن‏فکران اسلامی، روحانیون و مسئولین دانشگاهها رؤسای دانشگاهها، رؤسای دانشکده‏ها و اساتید دانشگاهها نقش دارند؛ شما دانشجوها هم نقش اساسی دارید، صدا و سیما هم نقش بسیار حساس و مهمی دارد. باید صدا و سیما هم حقیقتاً به معنای حقیقی کلمه در این قضیه، آن نقش حقیقی خودش را ایفا کند و از چیزهایی که الآن دچارش است چه در زمینه‏ی هنر، چه در زمینه‏ی فیلم، تبلیغات و گفتارها، چه در زمینه‏ی تظاهرات دینی و از این قبیل چیزهایی که وجود دارد خودش را خلاص کند.

آسیب‌های درونی انقلاب مهم‌تر از آسیب‌های بیرونی آن
یک نکته‌ی دیگر این است که در آسیب‌شناسی انقلاب، باید نقش عوامل درونی و بیرونی، هر دو ملاحظه بشود
طرف دیگر هم عوامل درونی است. عوامل درونی، یعنی مواردی که در درون خود ما انقلابیون و ما مؤمنین است؛ اینها کم نیست، زیاد است. من می‌خواهم عرض کنم که اگر ما این آسیبهای درونی را علاج بکنیم، آن آسیبهای بیرونی، مشکلی برای ما به‌وجود نخواهد آورد.
ببینید، قرآن به طور صریح در این زمینه با ما حرف می‌زند؛ می‌گوید: «ذلک بانّ‌اللَّه لم یک مغیّرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیّروا ما بانفسهم»؛(۱) نعمتی که خدا به شما داد، محال است از شما بگیرد، مگر شما شرایط خودتان را عوض کنید. چون نعمت الهی، بی‌حساب و کتاب نیست؛ خدا تحت شرایطی نعمتی را به کسی می‌دهد. اگر آن شرایط را حفظ کردید، محال است که نعمت، از بین برود و پس گرفته بشود.
این جزو مضامین و مسلّمات و بیّنات دعاهای ماست. انسان در صحیفه‌ی سجادیه و جاهای دیگر که نگاه می‌کند، برایش مسلم می‌شود که این‌جوری است؛ خدا نعمت را نمی‌گیرد، مگر ما آن شرایط را عوض کنیم.الان این اتاق، روشن است، این چراغها الان دارند نور می‌دهند؛ چرا؟ لابد شرایطی وجود دارد، سیمهایی، امکاناتی و فضایی هست؛ اگر اینها تغییر پیدا کند، طبیعی است که این هم نخواهد بود. این چیز واضحی است. تقدیر الهی، یعنی اندازه‌گیریهای دقیق پروردگار؛ این لایتخلّف است. چنانچه ما اندازه‌ها را عوض کردیم، خدای متعال هم نتایج را عوض خواهد کرد.

نصرت الهی
«من کان للَّه کان اللَّه له»، هرکس برای خدا کار کند، خدا هم تمام امکانات و علم و قدرت خودش و سنتهای آفرینش را در خدمت او قرار خواهد داد. «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛ این جمله‏ی عجیبی است «ل» قسم و «ن» تأکید حتماً خدا کسانی را که او را نصرت کنند، بدون شک نصرت خواهد کرد.

ژان ژاپلوسه
آن چیزی که امروز فرانسه می‏تواند به‏عنوان افتخار بناپارت یاد کند، این است که او ایتالیا و اتریش و بلژیک را فتح کرد - کارهای او این است دیگر - و الا بیست سال بعد از انقلاب برای بناپارت، هیچ افتخار دیگری از لحاظ آرمانهای انقلاب - آن حرفهایی که «ژان ژاپلوسه» و «ولتر» و دیگران می‏گفتند - در حکومت فرانسه، مطلقاً وجود ندارد!

فرانسوا ولتر
آن چیزی که امروز فرانسه می‏تواند به‏عنوان افتخار بناپارت یاد کند، این است که او ایتالیا و اتریش و بلژیک را فتح کرد - کارهای او این است دیگر - و الا بیست سال بعد از انقلاب برای بناپارت، هیچ افتخار دیگری از لحاظ آرمانهای انقلاب - آن حرفهایی که «ژان ژاپلوسه» و «ولتر» و دیگران می‏گفتند - در حکومت فرانسه، مطلقاً وجود ندارد!

انقلاب کبیر اسلامی ایران
انقلاب ما بسیار عظیم و بسیار بالاتر و برتر از تقویمها و تقدیرهای ناظران بین‌المللی است؛ از لحاظ بنیه، بسیار قوی است - من حالا مختصراً عرض خواهم كرد - به همین دلیل است كه با وجود این كه علیه این انقلاب، تهاجمها و ضربه‌ها و محاصره‌ها، بیش از همه‌ی انقلابهایی كه من می‌شناسم بوده، آسیب‌پذیری این انقلاب، از همه‌ی انقلابهای بزرگ دنیا بمراتب كمتر بوده است. من یادداشت كرده‌ام كه انقلابمان را با سه انقلاب معروف - كه كم و بیش شما آقایان می‌شناسید - مقایسه كنم؛ البته غیر از اینها هم مواردی هست، اما این سه انقلاب، مهم است.
یكی انقلاب كبیر فرانسه است - از انقلابهای دور دست؛ با دویست و خرده‌یی سال فاصله - یكی انقلاب شوروی - در فاصله‌ی تقریباً نزدیك به ما - كه یكی از بزرگترین انقلابهای قرون اخیر است، یكی هم یك انقلاب اسلامی، یعنی انقلاب الجزایر كه حقیقتاً انقلاب بود. آدم نمی‌تواند این كودتاهایی كه به اسم انقلاب، در افریقا و امریكای لاتین انجام گرفت، واقعاً خیلی انقلاب بداند؛ والا من بعضی از این‌جاهایی كه انقلاب كردند - كشورهای افریقایی و غیرافریقایی، موزامبیك، زیمبابوه، یا آنچه در هند اتفاق افتاد - دیده‌ام؛ اگر بشود اسم آنها را انقلاب گذاشت!
ما اینها را از نزدیك مشاهده كردیم؛ هیچ كدام آن چنان خصوصیتی را ندارند كه اصلاً بشود آنها را با انقلاب ما مقایسه كرد. اما این سه انقلاب، تا حدودی قابل مقایسه‌اند. البته به نظر من مقایسه‌ی اینها هم یك كار بسیار شیرین علمی است؛ چقدر خوب است كه كسانی هم این كار را بكنند! هم علمی، به معنای جامعه‌شناسی است، هم علمی، به معنای تاریخی است.

پاکسازی صدا و سیما از مسئله ی غرق شدن در تکیفات و تعینات زندگی
البته «المال و البنون زینة الحیوة الدنیا»، هیچ ایرادى ندارد. نه مال ایراد دارد، نه فرزندان ایراد دارد، نه مقام و این‌ها؛ لیکن غرق شدن در این‌ها، عمده کردن و هدف قرار دادن این‌ها و خود را در تکیّفات و تعیّنات زندگى، منحصر کردن است که آسیب مى‌زند. چنانچه این‌ها اصلاح بشود، ما امیدواریم که إن شاء اللَّه مشکلى نباشد.
البته اینجا باید بگویم که روشن‌فکران اسلامى، روحانیون و مسئولین دانشگاهها رؤساى دانشگاهها، رؤساى دانشکده‌ها و اساتید دانشگاهها نقش دارند؛ شما دانشجوها هم نقش اساسى دارید، صدا و سیما هم نقش بسیار حساس و مهمى دارد. باید صدا و سیما هم حقیقتاً به معناى حقیقى کلمه در این قضیه، آن نقش حقیقى خودش را ایفا کند و از چیزهایى که الآن دچارش است چه در زمینه‌ى هنر، چه در زمینه‌ى فیلم، تبلیغات و گفتارها، چه در زمینه‌ى تظاهرات دینى و از این قبیل چیزهایى که وجود دارد خودش را خلاص کند.

توهم توطئه
علیه انقلاب، تبلیغاتی سازمان یافته‌یی دارد میشود؛ کار مطبوعاتی، کار سیاسی و کار دیپلماسی بسیار قوی دارد میشود! عوامل آنها در داخل هم هستند؛ که این هم جزو عوامل بیرونی است. من که میگویم عوامل بیرونی، حتی کسانی منظور است که از آنها الهام میگیرند و در داخل، علیه انقلاب کار میکنند، یا قلم میزنند، یا توطئه میکنند، یا ضربه‌ی اقتصادی و ضربه‌ی سیاسی میزنند!
 
این عوامل است؛ نباید اینها را ندیده گرفت. هرکس اینها را توهّم بداند - کما این که کسانی میخواهند بگویند اینها توهّم است - مثل کسی است که شب در جنگلی قرار گرفته، اطرافش را گرگها احاطه کرده و منتظر یک لحظه غفلت او هستند، تا او را بدرند، ولی او بگوید که من خیال میکنم! خیلی خوب، خیال میکنی، بگیر بخواب! کسی غیر از خودت که ضرر نخواهد دید. لذا با «خیال میکنم»، این دشمن موجود و مترصّد، از دست نخواهد رفت. این یک طرف قضیه است.

شعارهای انقلاب اسلامی
عزیزان من، یکی از شعارهای ما قبل از پیروزی انقلاب - نه شعارهای انقلاب، شعارهای دوستانه‌ی خودمان در مجموعه‌ی  رفاقتی و مجموعه‌هایی که با هم بودیم، با هم فکر میکردیم و کار و مبارزه میکردیم - «ساده زیستی» بود؛ زندگی ساده و کمتر بهره بردن از جلوه‌های دنیا! بعد که انقلاب، پیروز شد، سعی کردیم باز هم همین روش، همین شعار و همین مبنا را دنبال کنیم.
 
امام بزرگوار ما خودش مظهر همین معنا بود؛ آدمی بود که تعیّنات دنیوی، حقیقتاً برایش ارزش نداشت. آدم این را در آن مرد معنوی و بزرگوار میدید که تعیّنات، تعلّقات و تکلّفات دنیوی، اصلاً برای خودش ارزش نداشت! شما که بحمدالله روشنفکر و آگاه و فهمیده هستید، احتیاج نمیبینم که اینها را توضیح بدهم. این که دارم میگویم، منظورم بهره‌مندی شخصی است؛ معنایش این نیست که کشور، کار آبادانی و عمران نکند و دنیا را آباد نکند. اینها همیشه، تخلیه‌ها و شبهه‌افکنیهای مخالفین اسلام بوده، میگفتند که اسلام با دنیا مخالف است؛ یعنی دنیا را آباد نکنیم!
 
نه، آن دنیایی که گفته میشود، دنیای شخصی است؛ یعنی خود شما دنبال تکیّف زندگی دنیایی نباشید و زندگی را ساده بگذرانید. معنایش این است. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، شخصاً زاهدانه‌ترین زندگیها را داشت؛ اما در عین حال، مرتب هم کار میکرد، مزرعه را آباد و چاه آب، جاری میکرد، جهاد میکرد و کشور را اداره میکرد، حکومت به آن عظمت را ریاست میکرد، سیاستگذاری و سیاستمداری میکرد.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.