خمیرمایه اصلی اشعار اهلبیت منابع و مقاتل هستند نه شنیده‌ها/ باید مواظب باشیم در اشعارمان شان و جایگاه اهلبیت را پایین نیاوریم

مجیدتال شاعر اهلبیت در گفتگوبا حلقه وصل:
ارسال زمان بندی شده: 
دوشنبه, 30 بهمن, 1396 - 10:30
هنرمند نمیتواند به مسایل روز خود بی تفاوت باشد. مثلا در مورد مدافعان حرم وقتی یک نفر حاضر میشود از جان و مال و ناموس خود بگذرد و در راه دفاع از حرم اهل بیت فداکاری کند چطور یک شاعر یک ساعت وقت خود را صرف نکند و نادیده بگیرد این اتفاق بزرگ را.

سرویس معرفی: همران با فرارسیدن ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و روزهای حزن و عزای فاطمیه گفتگویی داشته‌ایم با مجید تال شاعر نام آشنای اهلبیت کشورمان و پیرامون مسائل شعر اهلبیت نظرات او را جویا شدیم. در ادامه میتوانید متن این گفتگو و در انتها شعری جذاب و دلنشین از این شاعر جوان کشور را ملاحظه کنید.

به عنوان مقدمه از اولین اتفاقی که منجر به شعر گفتن می شود شروع کنیم. به نظر شما مهمترین دلیل برای شاعر شدن چیست؟

خیلی از انسان ها استعداد شعر گفتن را دارند اما نمیدانند این ذوق را چطور پرورش بدهند یا حاضر نیستند برای این موضوع وقت بگذارند یا این ذوق را جدی بگیرند. هر اتفاقی می تواند موضوع شعر گفتن باشد. اما ما باید ببینیم کدام اتفاق ارزش دارد که یک هنرمند به آن بپردازد. البته فارغ از تمام معادلاتی که منجر به تولید یک اثر هنری می شود باید اعتراف کرد که(( تا که از جانب معشوق نباشد کششی/ کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد)) و اینکه هنر را نباید در چارچوب تعاریف قرار داد به این خاطر که ما با این کار هنر را محدود کردیم به تعاریف خودمان.

شما از چه زمانی به این جهان بینی رسیدید و شعر گفتن را به شکل جدی شروع کردید؟

از وقتی مدرسه میرفتم به وزن شاهنامه فردوسی برای خودم چیزهایی میگفتم اما در اصل محرم سال ۸۶ بود که وقتی شبها برای عزاداری به هیئت میرفتم حسرت میخوردم و آرزو داشتم که برای امام حسین علیه السلام یک خط شعر بگویم و مردم  با آن شعر برای ارباب اشک بریزند. تا اینکه شب عاشورا وقتی از هیئت به خانه برگشتم گوشه اتاقم نشستم دفتر و خودکار را برداشتم و در حالی که تمام بدنم میلرزید ابیاتی رو خطاب به امام زمان در مورد واقعه کربلا سرودم. آن روز ها کسی به این اتفاق اهمیتی نمیداد حتی دوستانم. اما همین اهمیت ندادن دیگران باعث شد من جدی شعر را دنبال کنم و بیشتر تلاش کنم

تفاوت شعر آزاد و شعر اهل بیتی را در چه شاخصه ها و ویژگی هایی می دانید؟

برای این سوال باید مفصل پاسخ داد. تفاوت های زیادی وجود دارد. اما به طور مختصر باید عرض کنم که اساسا یک شاعر اهل بیتی شعر را وسیله ای برای عرض ادب و عرض ارادت به آستان اهل بیت علیهم السلام میداند و سعی میکند آنطوری شعر بگوید که اهل بیت علیهم السلام بپسندند. سرودن شعر اهل بیتی به مراتب دشوارتر از شعر آزاد هست به این خاطر که در شعر ازاد هیچ محدودیتی وجود ندارد. اما در شعر اهل بیتی شما با محدودیت های بسیاری مواجه هستید. یا به عنوان مثال اینکه شما باید برای شب عاشورا شعری بگویید که چندین هزار نفر با سن و تحصیلات مختلف  در جلسه با آن شعر ارتباط برقرار کنند هم خواص بپسندد و هم عوام متوجه بشوند.

یکی از مسایل  دیگر که امروز با ان مواجه هستیم این است که به قول استاد سازگار شاعر اهل بیتی با خدا معامله میکند یعنی بابت اشعاری که میگوید هیچ توقعی از کسی ندارد انصافا هم این توقع نداشتن خیلی ارزش دارد.همانطور که یک گریه کن یا سینه زن از کسی بابت اشک ریختن و سینه زدن توقعی ندارد شاعر هم همینطور است. اما یک ترانه سرا پنج خط ترانه مینویسد و چند میلیون آن را می فروشد. البته دریای فضایل و کرامات اهل بیت آنقدر گسترده هست که  همه چیز را تحت الشعاع قرار میدهد.

مجموعه شعر «گفتن ندارد» شعر ماندگاری شده است؛ از شما می خوانیم و می شنویم حرف از این شعر است بفرمائید راز ماندگاری این مجموعه اشعار چه بود؟

وقتی من میخواستم این کتاب را چاپ کنم ،مسوول انتشارات در ابتدا زیاد رغبتی نشان نداد و میگفت الان اوضاع کتاب خوب نیست و کتاب ها فروش نمیرود ،بنده هم به هزینه خودم این کتاب را در نشر جمهوری چاپ کردم که به لطف خدا در کمتر از یک سال پنج بار تجدید چاپ شد و دیگر به دلایلی تجدید چاپ نکردیم.  الان مجموعه دوم بنده آماده چاپ هست و در اوایل سال آینده به بازار می آید. درمورد ماندگاری یک شعر در دستگاه اهل بیت علیهم السلام، وقتی به نمونه اشعار ماندگار  نگاهی می اندازیم می بینیم هیچ دلیلی به جز عنایت این خاندان وجود ندارد.مثلا : (برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا/ بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا/ تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده/ تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا). مصرع آخر این شعر  که بسیار در جلسات خوانده میشود ایراد قافیه دارد.می بینیم که اینجا معادلات به هم خورد در واقع این شعر به لحاظ فنی شاید انچنان قوی نباشد اما لطف اهل بیت به این شعر باعث شده که ماندگار بشود. یا خیلی ابیات دیگر مثل (امشبی را شه دین در حرمش مهمان است از پدر آیت الله بهجت ره). یاعنایتی که به شعر شهریار شد و باعث ماندگاری ان اثر شد. من هم همیشه دنبال جلب نظر اهل بیت بودم و اینکه در هنگام شعر گفتن به این مطلب که مخاطب باید با این شعر ارتباط برقرار کند توجه میکنم.

شعر گفتن برای اهلبیت حتما دارای خط قرمزهایی است. درباره خط قرمزهای شعر اهلبیت مقداری توضیح دهید.

منظور از خط قرمز همان محدودیت هاست مخصوصا در مورد علیا مخدرات. مثلا وقتی ما در مورد حضرت صدیقه طاهره علیها‌سلام میخواهیم شعر بگویم باید خیلی مراقب باشیم که شان و جایگاه دلیل خلقت آسمان ها و زمین را حفظ کنیم و به هر قیمتی نخواهیم اشک مردم را در بیاوریم. در اصل انقدر مراثی ناگفته وجود دارد که نیازی به زیاده روی در روضه های مکشوف یا...‌ نیست. یا در مورد اسارت ظاهری اهل بیت بعد از واقعه کربلا نباید عزت و شهامت این کاروان را  نادیده بگیریم. حتی کلماتی را که به کار میگیریم باید کلمات پاکی باشند. من توفیق دارم خدمت اساتید روضه میرسم و قبل از انتشار اشعارم ابتدا خدمت این عزیزان میبرم. مثلا یک بار مدیحه ای را محضر استاد بندانی نیشابوری خواندم گفتم ایرادش را بفرمایید ایشان گفتند کلمه شراب را در شعرتان نیاورید چون امکان دارد حتی یک نفر از این کلمه ذهنش به سراغ جای دیگری برود من هم در ازین کلمه استفاده نکردم

بفرمائید چقدر لازم است شاعران آیینی بر منابع و مقاتل اشراف داشته باشند؟

گاهی اوقات ما فکر میکنیم هرچیز که شنیدیم را میتوانیم در اشعار به کار ببریم درصورتی که امکان دارد آن مطلب سند ضعیفی داشته باشد یا اینکه مداح یاسخنرانی که آن را بیان کرده زبان حال را به ذوق و سلیقه خودش بیان کرده. خمیر مایه اصلی اشعار اهل بیتی منابع و مقاتل هستند نه شنیده ها، آن هم منابع و مقاتلی که متخصصین توصیه میکنند. رسالت سنگینی به دوش شاعر هست به این خاطر که  اشعار او در جان مستمع اثر میکند و ثبت میشود و گاهی یک بیت شعر از یک ساعت سخنرانی و یک ساعت مداحی تاثیر گذارتراست، پس باید خیلی مراقب بود.

به عنوان یک شاعر جوان بفرمائید که شعرا در جامعه امروز چه ماموریت و رسالتی را بر دوش دارند؟

هنرمند نمیتواند به مسایل روز خود بی تفاوت باشد. مثلا در مورد مدافعان حرم وقتی یک نفر حاضر میشود از جان و مال و ناموس خود بگذرد و در راه دفاع از حرم اهل بیت فداکاری کند چطور یک شاعر یک ساعت وقت خود را صرف نکند و نادیده بگیرد این اتفاق بزرگ را. یا وقتی ما میگوییم گاها اشعاری که در هیات خوانده میشود ضعیف است خب خودمان وارد میدان بشویم و اشعار خوب و کاربردی بگوییم تا کسی سراغ آن اشعار ضعیف نرود.

سروده های کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

به اشعار سبک هندی علاقه دارم و مطالعه میکنم مخصوصا صائب تبریزی. در اشعار معاصر هم هر شعری که زیبا باشد تحسین برانگیز است سعی میکنم سروده های شاعران معاصر را دنبال کنم و بررسی کنم. در شاعران اهل بیتی هم استاد مجاهدی، جناب شفق و  آقای سازگار برای من همیشه یک الگو بوده اند. از جوان تر ها هم ااشعار آقای لطیفیان را دوست دارم.

شما برای یک شعر خوب هیئت چه شاخصه هایی قائل هستید؟

اول از همه اینکه در هنگام سرودن شعر متوسل شدن به اهل بیت را فراموش نکنیم و اینکه اگر قرار بود این شعر را محضر امام زمان عج بخوانیم چطور می سرودیم. اگر این را سر لوحه قرار دهیم آن وقت به سراع مقاتل و منابع خواهیم رفت، آن وقت شعر خود را نقد نشده منتشر نخواهیم کرد، آن وقت شعر ضعیف نخواهیم گفت، آن وقت برایمان فرقی نمیکند کدام مداح این شعر را بخواند یا در کدام جلسه خوانده شود.

بهترین و تاثیرگذارترین شعری را که تا به حال سروده اید و یا شما را با آن شعر به خاک بسپارند شفیع شما می شود؟

هنوز خیلی از اشعارم را نگفته ام و از خدا خواسته ام توفیق ادامه نوکری و انجام وظیفه به من بدهد. اما بهترین شعرم همان شعریست که اهل بیت تایید کنند در واقع به واسطه اشعارم چیزی از اهل بیت طلبکار نیستم بلکه این را یک وظیفه میدانم. من هروقت شعری میگویم از حضرت معصومه علیها سلام تقاضا میکنم تا به آن شعر نگاه کنند. شعری در وصف حضرت زینب علیها سلام سروده ام که دوبیتش را عرض میکنم. « با دست بسته هست ولی دست بسته نیست/ زینب سرش شکسته ولی سر شکسته نیست/ زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست/ اورا اسیر سلسله خواندن خجسته نیست»

اگر امکان دارد یکی از سورده های فاطمی‌تان را برای ما بخوانید که در اختیار علاقه مندان به اهلبیت قرار دهیم.

ازآنچه در دوجهان هست بیشتر دارد
فقط خدا ست که از کار او خبر دارد

 یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود
اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ نبی را چه بیم ، از آتش
کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته
میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد
محبت ولی الله درد سر دارد

 کسی که شهر سر سفره قنوتش بود
چگونه دست به نفرین قوم بردارد؟!
 
صدا زد: (( اشهد انّ علی ولی الله))
ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود
سیاستی که برایش علی ضرر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت
ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

کنیز بیت علی خاک را طلا می کرد
سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد
 
گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی
در آن محله که بسیار رهگذر دارد
 
کشید و برد، زد و رفت، من نمی دانم
حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود؟
هنوز چادر او کار با بشر دارد

 بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست
زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن
بگو غلاف ازاین کار دست بر دارد

دهان تیغ دودم را عجیب می بندد
وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد
سپر ندارد اگر مادرم، پسر دارد

به شعله سوخت پرو بال مادر، اما نه
حسین هست، حسن هست، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است
در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع
که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود
که آه سوختگان بیشتر اثر دارد

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.