روایتی عاشقانه از پرواز

نگاهی به کتاب «خط تماس» درباره شهید احمد کاظمی به مناسبت سالروز شهادتش؛
ارسال زمان بندی شده: 
سه شنبه, 19 دى, 1396 - 15:30
در تاریخ 19 دی ماه سال 1384 یک فروند هواپیمای فالکن متعلق به نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شمال غرب ایران سقوط کرد؛ در اثر این حادثه یازده تن از فرماندهان و افراد رتبه بالای سپاه پاسداران به شهادت رسیدند؛ از جمله احمد کاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه که در اواسط سال 1384 از سوی فرمانده کل سپاه پاسداران به این سمت منصوب شده بود. به این مناسبت و به پاس قدردانی از زحمات این سردار رشید کشور نگاهی به کتاب «خط تماس» داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

سرویس معرفی: این رمان را محمدرضا بایرامی به زیبایی به تحریر درآورده و در نوع خود کم نظیر است. چرا که زندگی و خاطرات شهیدان کمتر در قالب رمان منتشر شده است. «خط تماس» از نادر کتاب هایی است که در این سبک نگارش شده است، ساختار این رمان از پیچیدگی های خاصی برخوردار است که همین موضوع بر جذابیتش افزوده است. در رمان « خط تماس» مخاطب کمتر نامی از شهید کاظمی را می بیند.

برداشتی از یک زندگی
کتاب «خط تماس» بر محور دو روز پایانی عمر گران قدر شهید پر افتخار احمد کا ظمی می‌گذرد اما نویسنده با توسل به روش‌های رفت و برگشت زمانی و روایتی غیرخطی از طریق ذهن شخصیت‌های فرعی، سعی کرده است خوانندگان را به فصل‌هایی تماشایی از نقش برجسته آن شهید بزرگوار در دوران دفاع‌مقدس دعوت کند. محمدرضا بایرامی که سابقه‌ای طولانی در رمان‌نویسی دارد، در «خط تماس» ضمن پایبندی به اتفاقات رخ داده در سانحه سقوط هواپیمای سردار کاظمی و یاران جاودانه این سفر، قوه تخیل خود را در روایتی شناور به کار برده است و از همان ابتدای کتاب در جمله‌ای تکلیف مخاطب را روشن می‌کند: «این نوشته برداشتی است از یک زندگی؛ نه تاریخ است و نه عین زندگی. اسامی برخی افراد هم بنا به دلایلی، عوض شده است.» از این طریق فضای ذهنی هم به کمک حقیقت ماجرا آمده و در پیچیدگی خیالی معلق در عمق روایت حرکت می‌کند تا ضمن پرداختن به خرده‌روایت‌هایی هم راستا با زندگی مجاهدانه شهید کاظمی به دورانی از حماسه‌آفرینی هم اشاره شود.


منتظران پرواز به دشت شهادت
بایرامی در اولین صفحه از «خط تماس»، قدرت واژگان خود را نشان می‌دهد، وقتی با قلمی روان و اشاراتی هنرمندانه از روز انتظار برای پرواز می‌نویسد: «خورشید آمده بود بالا سر کوهستان. آفتاب عمود می‌تابید و برف کهنه دامنه‌ها برق می‌زد. پوره ‌های سفید و تمیز که در پناه صخره‌ها انبوه‌تر به نظر می‌رسیدند، مثل کاکلی، روی پیشانی سنگ‌ها جلو آمده بودند و کم‌کم سست می‌شدند. آب کمی از زیرشان شره می‌کرد و کمی می‌درخشید و دوباره در برف فرو می‌رفت. و این چنین بود که در گذرگاهی که رو به آسمانی تیره و ابری بود و بارانی سیاه چون اشک‌هایی غم‌زده از هجرت دوستان روان می‌شد، سردار و دلاوران عشق منتظر پرواز به دشت شهادت بودند.» بهانه سفر، رسیدگی به ناآرامی‌های شمال‌غرب بود و نقص فنی هواپیما، بحران قصه. نویسنده در این داستان مستندگرایانه کمتر نامی از شهید کاظمی آورده و نام سردار را برای شخصیت‌بخشی برمی‌گزیند.

پرتوافکنی خصوصیات شهید
اگر چه نویسنده سعی کرده تجربیاتی جدید در روایت‌پردازی داشته باشد اما زنجیره رخدادها در مواردی دچار پراکندگی می‌شود.
همچنین با این که در فصل‌های ابتدایی و انتهایی و بخشی از فصول میانی به حادثه سقوط هواپیمای فالکن پرداخته می‌شود اما زمینه‌های تعلیق و چالش‌برانگیزی رخداد برای مخاطب چنان است که انتظار پرداختی عمیق‌تر از سوی نویسنده می رفت. بایرامی در رمان زندگی نامه‌ای «خط تماس» به دنبال پرتوافکنی به خصوصیات ارزنده شهید کاظمی همانند خوش‌خلقی و عدالت و رافت است و روایت دانای کل فرصت چشم‌اندازی به زوایای متمایز درونی و رفتاری آن شهید بزرگوار داده و با توجه به این که در پرواز 232 به ارومیه همگی سرنشینان به شهادت رسیده اند و شاهدی زنده برای روایتی مستند باقی نمانده، شرایط برای خلق فضایی ذهنی برای نویسنده باقی است که در صفحات انتهایی کتاب از طریق خط تماس از پرواز آشیانه به برج فرودگاه به آن اشاره‌ای می‌شود.

پرواز در وقت اضافه
نویسنده از ابتدای داستان نیز با خلق پیش‌زمینه‌ای از شرایط نامساعد جوی مقدمه‌ای برای بحران آینده فراهم کرده و در ادامه به دنبال پیوند رشادت‌های دیروز سردار به امروز است. از طرفی به دلیل شوق شهادت در نگره شهید کاظمی ما در داستان روایت شده به جای کشمکش درونی شخصیت با کشمکش بیرونی (محیطی) مواجه می‌شویم؛ جایی که اطرافیانی چون برزگر با خواب‌هایی هراس‌انگیز و دنباله‌دار به دنبال منصرف‌سازی سردار از پرواز هستند. نویسنده در لحن درونی اثر گاه به طنزی مقطعی دست می‌زند، به طور نمونه می‌توان به خاطره سفر حج برای سه سردار دوران (کاظمی، سلیمانی و قالیباف) از نگاه محمود اشاره کرد، جایی که تا آخرین لحظات مجوز خروج صادر نمی شود و سپس در وقت‌هایی اضافه برای پرواز، به دلیل نبود لباس شخصی برای شهید کاظمی، لباس‌های سرداری با تن‌پوش محمود تعویض می شود و همین موضوع موجی از شوخی و خنده یاران را به دنبال ‌دارد.

روایتی عاشقانه از پرواز
محمدرضا بایرامی در نگارش رمان «خط تماس» به دنبال خط روایتی پازل‌گونه از اتفاقات دوران دفاع‌مقدس تا پروازی به نهایتِ عروج بوده و در پی واکاوی ابعاد درونی شهید احمد کاظمی و یارانی بلندپرواز همچون نبی‌ا... شاه‌مرادی، صفدر رشادی، غلامرضا یزدانی، سعید مهتدی، حمید آذین‌پور و مرتضی بصیری است، فرماندهان و افسران عالی رتبه وقت نیروی زمینی سپاه پاسداران و خلبانان زبده نیروی هوایی که در عملیاتی دوباره از شور عشق به همان جایی رفتند که لیاقتش را داشتند. کتاب «خط تماس» با استفاده از فضای پرداختی ادبی سعی کرده است نگاهی شوق‌آفرین به این حادثه و روایتی عاشقانه از آن داشته باشد تا گوشه‌ای کوچک از تبلور پرواز این شهدای عرفه در تاریخ ادبیات پایداری به یادگار بماند.

منبع: خراسان

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.