چرا دائم دچار اسنادی همچون 2030 می‌شویم؟!‏

ارسال زمان بندی شده: 
شنبه, 28 مرداد, 1396 - 14:00
به نظر می­‌رسد که به خاطر نبود منظومه‌­ی کامل چه در حوزه‌­ی خرد یعنی مجموعه‌­های فعال دانشجویی و چه در حوزه‌­ی کلان یعنی نبود الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی، مسئولان امر به واکنش‌­های مقطعی و بعضا اشتباه رو می‌آورند. در واقع استفاده از منابع ناکارآمد و تقلید، راحت‌­ترین اتفاق ممکن است.

محسن حمیدبیگی: رهبر انقلاب در 3 ماه اخیر اشاره‌­ای 4 باره به سند 2030 داشته‌­اند و این توجه وافر به خودی خود نشان از اهمیت دو چندان این موضوع نسبت به سایر مسائل دارد. به نحوی که به عنوان مثال در مورد حادثه­ تروریستی مجلس شورای اسلامی ایشان با تعبیر ترقه‌بازی به راحتی از کنار آن عبور کردند.

درست است که سند 2030 دارای ابعاد مختلفی بوده و رهبری هم از جنبه‌­های مختلف به این سند پرداخته‌­اند ولی در هر 4 سخنرانی خود که حول این سند ایراد کرده‌­اند، به موضوع چرایی استفاده از این دست اسناد و علت آن پرداخته­‌اند و از این عبارت استفاده کرده‌­اند که «چه لزومی دارد این اسناد را بپذیریم و در عمل قبول کنیم که غربی‌­ها به ما الگو بدهند».

سوال اینجاست که چرا در حوزه‌­های مختلف به اسناد غربی مراجعه می‌کنیم و در بعضی مسائل قبول می­‌کنیم که غربی­‌ها ارائه‌دهنده‌­ی الگو باشند؟

برای جواب این سوال باید به اسناد بالادستی موجود در کشور برای عرصه‌های مختلف فرهنگی - اجتماعی نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا این اسناد جوابگوی نیازهای روز جامعه هست یا خیر؟ اسناد بالادستی و محتوای الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی موضوعی است که سال‌ها به عنوان یکی از نیازهای اساسی کشور جهت تمدن‌سازی اسلامی مطرح بوده است و متأسفانه این مسأله تا حال حاضر مغفول مانده و مورد اقدام جدی قرار نگرفته است و این نیاز همچنان احساس می‌­شود. این اسناد در بسیاری از مسائل یا جامعیت لازم را ندارند و مبتلا به نگاه سلیقه‌­ایست و یا اینکه وجود خارجی ندارند.

رهبر معظم انقلاب حدود 2 سال پیش در دیدار با اساتید و نخبگان دانشگاهی ذیل همین موضوع فرمودند که ما در مسائل مختلف مثل آزادی اجتماعی هیچگونه منظومه­‌ی جامعی که پاسخگوی نیازهای روز و مسائل جوامع باشد نداریم و به نظر می‌­رسد به عنوان مثال همین نقصان سبب آشفتگی فعلی در موضوع آزادی اجتماعی شده است.

این در حالی است که جوامع غربی با سابقه‌­ی سال‌ها تسلط بر کشورها و موفقیتی که در تمدن‌سازی داشته‌­اند، در جنبه‌­های مختلف دارای منظومه‌­ی فکری، عملی، علمی و فرهنگی است. این جوامع به طور طبیعی هم سعی کرده‌اند این منظومه و جهان‌­بینی خود را به دیگر کشورها عرضه و تحمیل کنند تا موجب شود که کشورها تا حد امکان از منظر آنها به وقایع بنگرند که نمونه­ بارز و حاضر آن می‌­شود سند 2030.

این نیاز اساسی، یعنی تهیه­‌ی منظومات کامل در موضوعات مختلف از جمله عدالت اجتماعی، حجاب، سیاست خارجی و... زمین فرهنگ را آماده‌­ی کشت غربی کرده است و در سال­‌های اخیر سازمان‌­ها در اینگونه مسائل راحت‌­ترین کار یعنی تقلید را برگزیده‌­اند.

مسئله کمبود محتوا در دیدار آخر دانشجویان با رهبر معظم انقلاب هم به نحوی دیگر مطرح شد. رهبری دانشجوی مسلمان انقلابی را، پیروز در تسخیر لانه­ جاسوسی و دانشگاه‌ها دانستند ولی در ادامه فرمودند همین دانشجویان در ادامه با کمبود محتوا مواجه شدند. یعنی تحلیل و محتوای لازم  را برای ارائه در اختیار نداشتند.

این موضوع در جریانات فعلی فعال دانشجویی نیز حس می­‌شود و در بسیاری از مسائل گریبانگیر جریانات دانشجویی انقلابی شده است.

به نظر می­‌رسد که به خاطر نبود منظومه‌­ی کامل چه در حوزه‌­ی خرد یعنی مجموعه‌­های فعال دانشجویی و چه در حوزه‌­ی کلان یعنی نبود الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی، مسئولان امر به واکنش‌­های مقطعی و بعضا اشتباه رو می‌آورند. در واقع استفاده از منابع ناکارآمد و تقلید، راحت‌­ترین اتفاق ممکن است.

بنا بر این لازم است جریان آتش به اختیار که سالیان سال است با شدت و ضعف در حال فعالیت هستند به این موضوع ورود جدی داشته باشند و این موضوع را در حوزه‌­­ها و دانشگاه‌­ها پیگیری پیشگیرانه داشته باشند.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

تابلو

اخبار مرتبط

دیدگاه کاربران

امیر غفوری

مطلب واقعا عالی بود اما یه سوال برام مطرح شد که چطور ممکنه جوانانی که متاسفانه در اقلیت هم هستند، بدون هماهنگی و یک دستی،بطور آتش به اختیار فرهنگی برای کشورشون درست کنند که بتونه تمام جوانب رو بپوشونه و مقبول تمام سلیقه ها بشه تا خلا موجود رو پر کنه؟؟؟

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.