ماجرای پر فراز و نشیب زندگی دختری ایرانی در عراق

روزه‌خوانی با کتاب/ 8
ارسال زمان بندی شده: 
شنبه, 13 خرداد, 1396 - 13:30
رمان «اربعین طوبی» داستان طوبی دختری نوجوان است که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پدرش را از دست می‌دهد و در روزگار یتیمی به ازدواج تاجری عراقی در می‌آید و در بصره همسایه هوویی زبان نفهم می‌شود. اوضاع زندگی بر وفق مراد نیست اما طوبی تصمیم می‌گیرد به جای فرار بماند و فرزندانی تربیت کند که افتخار همسرش عبدالله باشند. سال‌هایی توام با شادی و مرارت برای طوبا سپری می‌شود تا اینکه ارتش بعثی صدام به ایران حمله می‌کند.

سرویس پرونده: به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان پایگاه خبری تحلیلی حلقه وصل در نظر دارد هر  روز یک کتاب از نویسندگان برتر انقلاب اسلامی را به مخاطبین عزیز معرفی کند تا از این فرصت معنوی نهایت استفاده را داشته باشند.

رمان «اربعین طوبی» داستان طوبی دختری نوجوان است که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پدرش را از دست می دهد  و در روزگار یتیمی به ازدواج تاجری عراقی در می آید و در بصره همسایه هوویی زبان نفهم می شود. اوضاع زندگی بر وفق مراد نیست اما طوبی تصمیم می گیرد به جای فرار بماند و فرزندانی تربیت کند که افتخار همسرش عبدالله باشند. سال هایی توام با شادی و مرارت برای طوبا سپری می شود تا اینکه ارتش بعثی صدام به ایران حمله می کند. پسران طوبا باید به ارتش ملحق شوند اما طوبا جنگیدن با خمینی را برای فرزندانش حرام می‌کند و ...

شخصیت طوبی داستان زندگی خود را در مسیر پیاده روی اربعین از بصره تا کربلا برای نوه هایش تعریف می‌کند. متن داستان این کتاب ۴۰ گام دارد و در هر گام با دستمایه قرار دادن داستان زمان حال طوبا و پیاده روی او به سمت کربلا با رجوع به گذشته، نوجوانی، جوانی و میان سالی او که در بر دارنده حال و هوای بخش‌هایی از تاریخ معاصر دو سرزمین ایران و عراق است روایت می شود. این داستان برگرفته از واقعیت است.

در ادامه قسمتی از این رمان را می‌خوانیم:

«خانه عبدالله، خانه بزرگی بود اما همان روز اول دلم برای همه کودکیم تنگ شد. خوب شد مامانی همراهم آمده بود و الا دق مرگ می‌شدم. مامانی حال روزش از من بدتر بود و یک هوس زیارت سرپا نگهش می‌داشت. روز سوم شد و هوویم پا به خانه‌اش نگذاشت. مامانی حالش دست خودش نبود. هر وقت اینطوری می‌شد می‌نشست پای چرخ خیاطی‌اش و هی می دوخت و هی می دوخت تا خستگی جای فکر و خیالش را بگیرد. اما اینجا فقط می‌بایست دور خودش بچرخد. دو پر چادررش را گره زد به کمرش، یک یا علی محکم گفت و  خانه را آب و جارو کرد. عبدالله که برگشت کلی شرمنده شده بود و می‌خواست دست مامانی را ببوسد اما هنوز بینشان یک کوه یخِ آب نشده فاصله بود. عبدالله با زبان بی‌زبانی به مامان فهماند که زن اولش فعلا روی پاشنه لج افتاده و قصد آمدن ندارد. مامان خنده‌ای کرد و بعد به آذری چیزهایی گفت که عبدالله نفهمد . مضمون حرف‌های ترکی مامانی این بود:

به ما گفته بودند عراقی‌ها مهمان نوازند. این بود رسمش؟ خودتان از خودتان چهارتا چهارتایش را می‌گیرید حالا چه شده برای ما ناز و کرشمه می‌آیید؟ دختر یتیممو سپردم به زینب خاتون. ابالفضل بزنه به کمر هر کی باهاش بد تا کنه....

عبدالله هر چه را نفهمید ، زینب و ابالفضل را  خوب فهمید. با همان فارسی نیم‌بندی که بلد بود گفت: وسایلتان را جمع کنید تا بفرستمتان کربلا.

دویدم چمدانم را ببندم که مامانی گفت: خودم تنها می‌روم. تو بمان پیش شوهرت. شاید زنش آمد. تو نباشی وهم ورش می‌دارد، برای خودش جولون می‌دهد. خیال می‌کند تو آمدی گردش و تفریح. بمان سر زندگیت و حقت را بگیر.»

رمان «اربعین طوبی» نوشته سید محسن امامیان در 296  صفحه به مبلغ 10 هزار تومان توسط انتشارت جمکران وارد بازار نشر شده است.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.