افراد

سپهر شعر انقلاب/1
27 شهريور, 1394 - 11:00
بابایی از کسانی است که با ابوالفضل سپهر ارتباطی صمیمی و تنگاتنگ داشت و با هم به دیدار خانواده شهدا و مناطق عملیاتی می‌رفتند. ابوالفضل در بستر احتضار، وکالت نشر شعرهایش را به بابایی سپرد. هرچند بابایی توضیحات کوتاهی درباره سپهر داده است، اما همین نکات موجز و مختصر، روزنه‌ای است برای شناخت مردی که اهل زمین نبود.
سپهر شعر انقلاب/3
29 شهريور, 1394 - 09:45
علی عباسیان و عبدالله آذری از دوستان دوره دبیرستان و بچه‌های هیات ابوالفضل(ع) بوده‌اند. آنها با شیطنت‌ها و روحیات و اخلاق سپهر از نزدیک آشنایند و حرف‌های جالبی از زندگی او دارند. سپهر مسئول تدارکات هیاتشان بود و پرجنب و جوش. با این دو دوست قدیمی درباره ابوالفضل و دوره زندگی کوتاهش سخن گفته‌ایم.
سپهر شعر انقلاب/2
28 شهريور, 1394 - 17:30
داغ ابوالفضل هنوز برایش تازه است و چه زیبا از کمک‌هایی که ابوالفضل پس از عروجش به مادر می‌کند، سخن می‌گوید. با مادر سپهر و برادرش بهراد در قرچک ورامین به گفت‌وگو نشستیم. با مادر اشک ریختیم و دلمان برای لحن سوزناک «اتل‌متل»‌های ابوالفضل تنگ شد.
سپهر شعر انقلاب/1
27 شهريور, 1394 - 11:00
بابایی از کسانی است که با ابوالفضل سپهر ارتباطی صمیمی و تنگاتنگ داشت و با هم به دیدار خانواده شهدا و مناطق عملیاتی می‌رفتند. ابوالفضل در بستر احتضار، وکالت نشر شعرهایش را به بابایی سپرد. هرچند بابایی توضیحات کوتاهی درباره سپهر داده است، اما همین نکات موجز و مختصر، روزنه‌ای است برای شناخت مردی که اهل زمین نبود.
شهیده زینب کمایی/ 3
15 مرداد, 1394 - 10:00
«راز درخت کاخ» نتیجه گفت‌وگو با مادر شهیده زینب کمایی است. در این کتاب مادر این شهیده برای اثبات مظلومیت دخترش در جریان ترور منافقین، بیماری و شرایط نامطلوب جسمی خود را از یاد برده و با انگیزه بالایی به سوالات نویسنده پاسخ می‌گوید. «راز درخت کاج» نوشته «معصومه رامهرمزی» است که در یادداشت پیش‌رو «لیلا محمدی» آن را نقد و معرفی می‌کند.
شهیده زینب کمایی/ 2
14 مرداد, 1394 - 09:45
زمانی که زینب به شهادت رسید ما تا سه روز جنازه‌اش را پیدا نکردیم همه می‌گفتند به احتمال زیاد به دست منافقین شهید شده چون سال 60، 61 اوج ترورهای منافقین بود. آن موقع در کشور به جرم داشتن عکس امام یک مغاز‌ه‌دار را شهید می‌کردند. به جرم رفتن به نماز جمعه شهید می‌کردند. زینب هم دانش‌آموز 14 ساله و کلاس اول دبیرستانی بود که خیلی فعالیت فرهنگی و انقلابی می‌کرد که یک روز بعد از برگشت از مسجد ابتدا ربوده شد و بعد هم به شهادت رسید.
شهیده زینب کمایی/ 1
13 مرداد, 1394 - 12:30
شهیده زینب کمایی شب اول فروردین ماه سال 1361 در راه باز گشت از مسجد به خانه ربوده می‌شود. انتظار مادر چشم به در سه روز طول می‌کشد و در روز چهارم با آدرسی که منافقین می‌دهند، جنازه زینب را در حالی که چادرش را به گردنش گره زده و خفه‌اش کرده بودند، می‌یابند.
مسجد جامع زاهدان/ 3
25 تير, 1394 - 10:00
سخت‌ترین موضوع برای پدرش این بود که ده مرتبه به تهران رفت و بیست مرتبه به زاهدان رفت تا ثابت کند که علیرضا اینجا بوده و بعد سردار رنجبر تأیید کردند که شهید ویزش‌فرد، شهید فهمیده استان زاهدان شده. پدر شهید از این می‌سوخت که چرا باید به بچه من تهمت بزنند؟!
مسجد جامع زاهدان/ 2
24 تير, 1394 - 09:45
یک ماه قبل از این انفجارها ریگی اعدام شده بود و اصلاً گروهک ریگی به دلیل تلافی اعدام رئیسشان، این انفجارها را انجام دادند.
مسجد جامع زاهدان/ 1
23 تير, 1394 - 10:15
روابط محرم و نامحرم و حلال و حرام خیلی برایشان مهم بود و خیلی به اصول اخلاقی پایبند بودند. برای خودشان حد و مرز تعیین می‌کردند. ما واقعا ایشان را در گروه خودمان مثل یک برادر می‌دیدیم.
شهید محمد سلیمانی/ 3
20 تير, 1394 - 09:45
از پشت، دو کتف محمد را گرفتم و با نیمچه فشاری فرستادمش جلو برای پیشنمازی و اقتدا به او. برخلاف همیشه بدون مقاومت جلو رفت.
شهید محمد سلیمانی/ 2- از زبان یکی از دوستان
18 تير, 1394 - 10:00
محمد با بقیه فرق داشت، شنیده‌اید در مورد ورزشکاران می‌گویند «استیلش ورزشیه؟!» محمد از همان اول که آمده بود در جمع ما، استیلش رفاقتی بود، آدم جذبش می‌شد.
شهید محمد سلیمانی/ 1
17 تير, 1394 - 10:30
من داخل مغازه بودم یک دفعه دیدم دوستام که مغازه دار هستند کسب و کارشان را رها کردند و به سمت مغازه من می‌آیند. دلم به شک افتاد، به دوستم گفتم یک زنگ بزن به محمد، من باهاش حرف بزنم هرچی گرفت گفت خاموشه، گفتم حتما برای محمد من یک اتفاقی افتاده است...
سید آزادگان/ 3- حاج حسین از برادر می‌گوید؛
12 خرداد, 1394 - 10:30
گاهی بنده فکر می‌کنم خداوند هم برگزیدگانی دارد، حجت‌هایی دارد که آنها هستند. در بحث حجت معصوم که زمین خالی از حجت معصوم نیست اما کسانی هم که تبعیت خوبی از ائمه معصومین دارند آن‌ها هم حجت‌هایی هستند که همیشه حضور دارند و بنده فکر می‌کنم اخوی یکی از آن حجت‌ها بودند.
سید آزادگان/ 2- پیاده‌روی نذری
11 خرداد, 1394 - 12:00
شخصیت حاج‌آقا آن قدر برای صلیب سرخی‌ها جذاب و جالب بود که بعضی‌هایشان وقتی برای سرکشی می‌آمدند، چون می‌دانستند حرف حاج‌ آقا تأثیر دارد، پیغام‌ها را می‌آوردند.
سید آزادگان/1 - ابرِ فیاض
10 خرداد, 1394 - 16:45
زندگی آدم‌های بزرگ، همواره پر از اتفاقات درس‌آموز است. سیدعلی‌اکبر ابوترابی، از نمونه‌های واقعی علمای عارفی است که در سنگر جهاد اصغر و اکبر امتحانش را درست پس داده است.
محمدرضا آقاسی/ 3- گفت‌وگو با علی داوودی:
4 خرداد, 1394 - 09:45
آقاسی تناقضات دوران پس از جنگ را با شعارهای انقلاب و جنگ فریاد می‌زند... کسی است که ساعت‌ها وقت می‌گذارد و به دورترین نقاط کشور می‌رود و چیزی هم دریافت نمی‌کند، اینجاست که ارتباط مردم با این فرد تنها برای شنیدن شعر او نیست، بلکه استقبال از احیای همه ارزش‌هایی است که او خودش را وقف او کرده است.
محمدرضا آقاسی/ 2 - آقاسی در نگاه پسرش:
3 خرداد, 1394 - 14:45
جمهوری اسلامی باید با انقلاب اسلامی هم‌سو بشود نه اینکه انقلاب اسلامی را از راهش منحرف کند. دغدغة و انتقاد حاجی این بود به جمهوری اسلامی و به دولت‌های مختلف که با این انقلاب هم سو بشوید.
محمدرضا آقاسی/1- میرشکاک از شاگردش می‌گوید
2 خرداد, 1394 - 22:15
هر دوی ما اخلاق قلندری و بسیجی داشتیم. هیچ‌وقت اهل کبر و این منم زدن‌های بیهوده نبود و می‌فهمید قضیه را!
امیر قصه‌های انقلاب/ 2- زندگی یک بچه مسجدی؛
5 ارديبهشت, 1394 - 10:15
هیچ‌کدام از ساواکی‌ها نمی‌توانستند فکر کنند که ما ساعت 2 بعدازظهر، زیر آفتاب سوزان، لباس ورزشی پوشیدیم و داریم خودمان را گرم می‌کنیم ولی حرف‌های انقلابی گفته می‌شود. بچه‌ها درباره کتاب‌‌هایی که خوانده بودند، صحبت می‌کردند. آنجا درس انقلابی یاد می‌گرفتیم.
امیر قصه‌های انقلاب 1/ برشی از زندگی امیرحسین فردی
3 ارديبهشت, 1394 - 10:00
زمانی که مقام معظم رهبری فرمودند رمان‌نویسی انقلاب فراموش شده است، او اولین رمان انقلاب با عنوان «اسماعیل» را نوشت و مقام معظم رهبری هم بعدها زمانی که آن را دیدند، فرمودند جای این رمان در ادبیات انقلاب خالی بود.

صفحه‌ها